درباره استراتژی سیاسی

مهدی فتاپور

در رابطه با استراتژی انتخابات آزاد

رضای عزیز

آنچه شما تحت عنوان کمپین انتخابات آزاد مطرح کردید که به زبان دیگر میتوان آنرا امروز در عرصه سیاست تلاش برای بازکردن فضای سیاسی ویا مبارزه برای آزادی‏های سیاسی نامید، مورد مناقشه نیست. تاکید شما بر خواست انتخابات آزاد در جنبش سبز مورد تایید من است و در بحث با بابک من سعی کردم دلایل آنرا توضیح دهم. آنچه مورد مناقشه است ادامه این بحث است که از طرف شما تحت عنوان استراتژی انتخابات آزاد مطرح میشود و نه تاکید بر خواست انتخابات آزاد در درون جنبش سبز و تلاش برای متحد شدن نیروها حول این خواست و مبارزه برای تحقق پیش شرط های آن

شما از من پرسیده اید من بر کدام مبنا نتیجه گیری کرده ام که استراتژی انتخابات آزاد معادل یک سناریوست. رضا جان مراجعه به مقالات متعددی که توسط دوستان مختلف در این زمنیه نوشته شده که آخرین آن نوشته مرتضی است، بروشنی نشان میدهد که چرا در این طرح، استراتژی با اجرای یک سناریو یکی گرفته میشود.

سال گذشته بیژن در مطلبی که به نظر من بهتر از سایر نوشته‏ها این استراتژی را تبیین میکرد، توضیح داد که منظور از انتخابات آزاد فقط یک هدف استراتژیک و یا شعاری که در مقطع کنونی راهنمای عمل ما باشد نیست. انتخابات آزاد باین دلیل استراتژی است که راه گذار را معین میکند. این تعریف بیژن از استراتژی تعریفی بود شناخته شده و مورد پذیرش اکثر نیروهای سیاسی ایران در تمامی دهه های اخیر. وقتی مسعود احمدزاده میگوید مبارزه مسلحانه هم استراتژی هم تاکتیک. به این دلیل بود که همه نیروهای چپ معتقد بودند گذار از سرمایه داری تنها با قهر ممکن است و همه بر اینکه به این اعتبار مبارزه مسلحانه استراتژی است توافق داشتند و آنچه در سخن مسعود جدید بود بکار گیری مبارزه مسلحانه بعنوان تاکتیک و عمل بالفعل بود.

بیژن در همان مقاله توضیح داد که این استراتژی بمعنای شکل دادن به تعادل نیرویی است که حکومت مجبور شود با اپوزیسیون وارد گفتگو شود و برگزاری انتخابات آزاد را بپذیرد. مرتضی در نوشته خود که به نظر من آمد محرکش پاسخگویی به انتقاداتی بود که از موضع رادیکال از این استراتژی میشود، مطرح میکند که این انتخابات، نوعی انتخاب مجلس موسسان و یا انتخاباتی است که در مورد سیستم تصمیم میگیرد. این مضامین به زبانهای مختلف در تمامی مصاحبه هایی که سایت انتخابات آزاد با افرادی که آنها را با این استراتژی موافق میدانست انجام داد، مطرح شده. سوال من اینست که دوستان ما از کجا میدانند که روندها بگونه ای پیش میرود که حکومت تحت فشار جنبش مدنی و اپوزیسیون تسلیم شده و به انتخاباتی سرنوشت ساز تن خواهد داد. در این سناریو فرض اینست که حکومت ایستادگی میکند، با وجود ایستادگی حکومت جنبش مدنی در جامعه رشد میکند و در حدی نیرو میگیرد که حکومت مجبور به مذاکره با اپوزیسیون و پذیرش انتخابات آزاد میشود. آیا این یک سناریو نیست؟ از کجا میدانید که روندها بگونه ترکیه و بتدریج با فراز و نشیب و پیشروی و پسروی پیش نمیرود و اگر چنین باشد، همه چیز بتدریج و با گامهای متعدد متحول خواهد شد و دیگر جامعه با آن موقعیت سرنوشت ساز مواجه نمیشود. از کجا میدانید که نیروهایی در حکومت شکل نمیگیرند که خواهان بازشدن فضای سیاسی باشند و در تعامل آنها با بخشی از مردم تغییرات پیش نمیرود. از کجا میدانید که بخشی از حکومت در این شرایط به سرکوب متوسل نخواهد شد و روندها از طریق پیوند بخشی از حکومت با مردم معترض و در فرم یک انقلاب مخملی پیش نخواهد رفت. از کجا میدانید که حکومت مقاومت نکرده و مرگ خود را از طریق انتخابات نپذیرد و جامعه با درگیری های خونین مواجه نشود از کجا میدانید که …..

رضا جان در این نوع تعریف از استراتژی که سالها بر ذهن نیروهای سیاسی ایران غالب بوده، نه تنها واکنش ما به یک شرایط فرضی احتمالا مطلوب از پیش تعیین میشود بلکه واکنش طرف مقابل را هم ما تعیین میکنیم و بجای او بازی میکنیم. ولی در مبارزه سیاسی نیروها زنده اند و آنگونه که پیش بینی شده یا ما خواهان آنیم، واکنش نشان نمیدهند.

من هیچ ایرادی نمی دیدم که اگر برخی از تحلیل گران سیاسی سناریوهای مختلف را مورد بررسی قرار داده وبر یک سناریو مکث کرده و توجه نیروها را به تقویت امکانات این سناریو جلب کنند. ولی وقتی این سناریو بعنوان استراتژی جنبش پیشنهاد میشود و سازمان جمهوریخواهان که با اجا نیروی اجتماعی واحدی دارد و خوب و بدشان بر هم اثر میگذارد خود را با آن معرفی کرده و دوستان ما نحوه قضاوت بر این تئوری را مرز نزدیکی و دوری خود با نیروها قرار میدهند، در آنصورت دیگر موضوع یک بحث نظری مفید نیست و اهمیت سیاسی مییابد.

شما در نوشته خود گفته اید که ” استراتژی انتخابات آزاد یک ابزار مفهومی است که نقش راهنمای اقدامات ما در مسیر گذار را دارد ” من نمیدانم منظور شما در این توضیح، استراتژی انتخابات آزاد بهمان صورتی است که توسط همه دوستان مطرح شده، است یا از این جمله شما قصد دارید برداشت دیگری را از استراتژی توضیح دهید و با اینکه استراتژی را به مفهوم زمینه سازی و پیشبرد یک سناریوی مطلوب برای گذار بدانیم مرز کشی دارید. در صورتیکه شما از استراتژی انتخابات آزاد نه یک راه گذار بلکه راهنمای اقدامات را در نظر دارید، در آنصورت طبیعتا نظر شما یک سناریو نیست و توضیحات من به شما بر نمیگردد ولی در این حالت شما به چه دلیل تصور میکنید که انتخابات آزاد میتواند از بیست سال پیش تا زمانی نامعلوم راهنمای اقدامات ماباشد و در همه دوره ها عوامل دیگر مثل مبارزه با تبعیض ویا مبارزه با جنگ و یا .. تحت الشعاع مبارزه با انتخابات آزاد بوده و خواهد بود. در این حالت مشکل این نیست که شما خود را با یک سناریو محدود کرده اید بلکه مشکل اینست که این نوع تدوین سیاست به تک عاملی دیدن و عدم انعطاف در سیاست منجر میشود. فکر نمیکنید که اگر همین امروز مذاکرات بغداد شکست بخورد و خطر فشار نظامی به ایران به مساله ای عملی تبدیل شود عوامل دیگری اجبارا راهنمای عمل ما خواهد شد که انتخابات آزاد را ممکنست تحت الشعاع قرار دهد

*******

نوشته بعدی: اسفنديار طبری

اين قسمت در حال حاضر بسته است.