درباره استراتژی سیاسی

مهدی فتاپور

تئوری بازی
اسفند جان من با توضیحات شما در بکارگیری آنچه تحت عنوان تئوری بازی معروف شده در اتخاذ سیاست موافقم ولی شما در نوشته تان گفته اید که این تئوری جدید است. منظور شما از جدید چه بعد زمانی است. من کار آکادمیک نکرده و اطلاع ندارم که این تئوری از کدام زمان در مباحث اجتماعی مطرح شده و از کدام زمان این نام به آن اختصاص یافته ولی با پایه های این نوع برخورد با استراتژی و تدوین سیاست (در شکلی کمتر عمق یافته در مقایسه با بحث های امروزین ما) من اولین بار در بحث هایی که با کیانوری سی سال پیش داشتیم مواجه شدم. کیانوری منتقد تند متد اتخاذ سیاستی بود که آنزمان بر جنبش و بر ما فداییان غالب بود و به نظر من اساس آن حفظ شده است. با بیان امروز من متدی که اتخاذ سیاست را بمثابه یک پروژه با پارامترهای قابل محاسبه و تک عاملی با عنوان صراحت در
سیاست میدید. کیانوری آدمی بود تند و بی تحمل و اصلا مخالفت را تحمل نمی کرد بخصوص وقتی به اظهار نظر برخی دوستان ما که با آن متد اتخاذ سیاست پیوند بیشتری داشتند برخورد میکرد اصلا نمیشد با او بحث کرد ولی او در صحبت هایش در برخی جنبه ها همین حرفهایی را میزد که شما نیز مطرح میکنید و من خیلی از حرفهای او در این عرصه خوشم می آمد. او میگفت در سیاست شما یک اقدام انجام میدهید ولی این اقدام شما باید پاسخ به همه واکنش های ممکنی باشد که میتواند صورت گیرد نه پاسخ به مطلوبترین یا محتملترین واکنش.

کسانی که شطرنج باز باشند مفهوم این جمله را بیشتر متوجه میشوند. او میگفت معمار و بنیانگذار این متد اتخاذ سیاست واتیکان است و این حاصل صده ها حکومت مداوم و شکل گیری آپاراتهایی است که بتوانند تصمیم گیری به این روش را ممکن کنند. البته کیانوری به نظر من نمونه آدمهایی بود که تئوری ها را شنیده اند و عکس آنرا عمل میکنند. او خودش یک نمونه کامل از عمل به شیوه ای بود که در حرف رد میکرد.
اسفند جان همانطور که گفتم از نظر آکادمیک نمیدانم که این تئوری در شکل علمیش چقدر قدمت دارد ولی در عمل میتوان رد پای آنرا در عمل سیاستمداران برجسته از آگوستوس تا عمروعاص و معاویه و از گاریبالدی تا کی سینجر و فرانسوا میتران دید
تا آنجا که من اطلاع دارم آنچه جدید است و به دهه اخیر برمیگردد بکارگیری قوانین بازی در امر اقتصاد است که تا بحال دو بار جایزه نوبل به کسانی که در این عرصه کار کرده اند اعطا شده چرا که از آدام اسمیت تا مارکس و کینز همه میکوشیدند که اقتصاد را باتکا منحنی های با پارامترهای ثابت و یا متغیر توضیح دهند و دولتها بر اساس برنامه های پنج ساله و ده ساله میتوانستند رشد اقتصادی خود را پیش بینی و تامین کنند و وابسته بودن اقتصاد به کنش و واکنش های غیر قابل پیش بینی اکتورهای متعدد و عملکرد قوانین بازی در اقتصاد موضوع جدیدی است
خوشحال میشوم که اگر اطلاع داری، بنویسی از کی این تئوری بطور مشخص در مباحث آکادمیک در عرصه سیاست مطرح شده

*******

نوشته بعدی: اسفنديار طبری

اين قسمت در حال حاضر بسته است.