برای حقوق برابر زنان در همه زمینه ها، علیه قوانین و سنت های ضد زن، به سوی ایجاد تشکل سراسری زنان!

از اولین جرقه مبارزه برای برابرحقوقی زنان در جهان و رفع ستم علیه آنان در ۸ مارس سال ۱۸۷۵ در آمریکا، نزدیک به ۱۴۰ سال می گذرد. اما تاریخ تبعیض و خشونت علیه زنان به چندین هزاره می رسد. این خشونت ها نه فقط در قوانین بسیاری از کشورها مهر قانونی خورده اند، بلکه تبعیض هایی نیز که به لحاظ قانونی و با تصویب کنوانسیون های بین المللی علیه خشونت و تبعیض علیه زنان در سطح بین المللی ممنوع شده اند، بخاطر وجود سنت ها و حاکمیت دولت های ضد زن در اقصی نقاط جهان همچون ایران، همچنان اعمال می شوند.
یکی از اولین خشونت های جنسی بر زنان، یعنی ختنه زنان، تاریخی ۳ هزار ساله در کشورهای جهان، از جمله بسیاری از کشورهای آفریقایی دارد و همچنان هر ساله سه میلیون دختر دیگر نیز در معرض این خطر هستند. سابقه خشونت علیه زنان و تبعیض جنسیتی، بسیار قدیمی تر از حضور ادیان است و به همین جهت می توان گفت که خشونت علیه زنان چه بسا ریشه های قوی تری در سنت های عقب مانده دارد(۱)؛ سنت هایی که متاسفانه در مواردی خود زنان نیز به دلایل مختلف مدافع حفظ آن بوده اند (مثلا مادرانی که طرفدار شدید ختنه دختر هستند) و یا اهمیت کافی برای مبارزه با این سنت ها و برچیده شدن آن ها را احساس نکرده اند.
افکار مردسالارانه تنها با تغییر قوانین مردسالارانه از جامعه ما رخت نخواهد بست. به همین جهت گسترش و تلفیق مبارزه زنان ایران علیه تبعیض جنسی علیه زنان، در زمینه های قانونی و فرهنگی از ضرورت های مهم راهکارهای مبارزاتی جنش زنان به شمار می رود. مبارزه علیه قوانین ضد زن که در جمهوری اسلامی نیز تشدید شده اند و در کمپین یک میلیون امضا و کمپین ضد سنگسار شاهد آن بوده ایم، باید با مبارزه علیه سنت ها و دیدگاه های عقب مانده در میان زنان و مردان تلفیق گشته و تغییر این سنت ها و دگرگونی در افکار عمومی را هدف خویش قرار دهد. چه بسا برای جلوگیری از اعمال بعضی از خشونت ها علیه زنان مثل ختنه زنان – که قانون در باره آن سکوت کرده و دولت نیز تاکنون اقدامی برای جلوگیری از آن انجام نداده است، و همچنان بعنوان یک سنت ضد زن در جنوب و غرب کشور ما جاری است (۲) – بیش از هر چیز کار فرهنگی و توضیحی ضروری باشد.
جنبش زنان ایران یکی از پایه های اصلی جنبش آزادی و برابری خواهی در ایران است و از این منظر فعالین زن وظیفه ای سنگین و راهی طولانی در مبارزه برای حقوق برابر زنان و علیه نابرابری جنسی در ایران را در پیش دارند. فعالین جنبش زنان در طول مبارزه خود و در نتیجۀ تجارب با ارزشی که در طول این مبارزات کسب کرده اند، به درستی تشخیص داده اند که کلی گویی در حوزه حقوق زنان، نمی تواند آن ها را به خواسته های خویش برساند و همچنین رسیدن به خواست های حتی کوچک و جزیی بدون مبارزه ای پیگیر در عرصه قانونی و حتی نافرمانی مدنی و نیز کار مداوم فرهنگی ممکن نیست. به همین جهت فعالین جنبش زنان در سال های اخیر با درس گیری از تجارب ده ها سال مبارزه خود در ایران و همچنین با آموزش از تجارب همرزمان خویش در منطقه و جهان، تلاش کرده اند تا به مبارزات مطالبه محور روی آورند. آنان دریافته اند که تنها خواست مطالبات مشخص در حوزه های گوناگون حقوق زنان و مربوط به زنان همه اقشار و طبقات، فارق از وابستگی های مذهبی و عقیدتی و پایگاه طبقاتی آنان، می تواند گروه های بیشتری از زنان و مردان را با جنبش برابرطلبی زنان همراه کند.
گرچه تشدید سرکوب در ایران و تهدید و سرکوب و دستگیری و زندانی کردن فعالین جنبش زنان در طول سال های اخیر، شرایط مبارزه برای زنان ما برای احقاق حقوق برحق خویش را بیش از پیش دشوار کرده است، اما زنان مبارز کشور ما در طول سال گذشته نیز بار دیگر نشان دادند که در ادامۀ مبارزات خویش حتی در بدترین شرایط، لحظه ای درنگ و تردید به خود راه نمی دهند. آنان با شجاعتی کم نظیر شعلۀ مبارزه برای حقوق برابر خویش و علیه تبعیض جنسی را روشن نگه داشته و با درآمیختن این مبارزه با مبارزه علیه استبداد مذهبی که در اعتراض علیه سرکوب، زندان و شکنجه و کشتار فرزندانشان تبلور می یابد، می روند تا به پیروزی های جدیدی در رسیدن به خواست های خویش دست یابند. مهاجرت های ناخواسته بسیاری از فعالین زن به خارج از کشور، گرچه دوری از حوزه های فعالیت این زنان در ایران را به دنبال داشته است، اما این امر علیرغم ایجاد خلائی عظیم در جنبش زنان ایران در کوتاه مدت، نتوانسته است این صدای حق طلبانه را خاموش کند؛ صدائی که علیرغم سرکوب صلح جو ترین زنان در ایران، از جمله قتل هاله سحابی در سال گذشته و نیز به زندان افکندن بسیاری از فعالین حقوق زنان همچون بهاره هدایت (۳)، و موکلین و مدافعان آنان همچون نسرین ستوده نیز در عرصه جهانی شنیده شد، و ضمن برانگیختن احترام جهانی به این مبارزات، جایزه های بین المللی از جمله جایزه هارالد ادلستام از طرف بنیاد هارالد ادلستام به بهاره هدایت را در آستانه ۸ مارس، به دنبال خود آورده است.
در روز ۸ مارس، روز جهانی زن ، بار دیگر با پیش کسوتان خود در مبارزه برابری طلبانه شان تجدید پیمان کنیم و دست یکدیگر را در مبارزه برای برابرحقوقی زنان، هرکجا که هستیم، هرچه صمیمانه تر بفشاریم. تلاش کنیم تا مبارزات خود را که امروز در هزاران تشکل و با بطور فردی در ایران و سراسر جهان همچون جویبارهای بیشماری جریان دارد، به هم پیوند دهیم و از آن رودخانه عظیم و پر خروشی بسازیم که بتواند موانع سرسخت پیش پای مبارزه برای برابرحقوقی زنان را از جا کنده و در تداوم جریان خویش، هرچه توانمند تر شده، آثار قرن ها تبعیض و ستم بر زنان ایران را برای همیشه از جامعه ما بزداید.
به امید آن روز!

—————————————————-
زیرنویس ها
۱) رابطه مشخصی بین انجام این رسم با مذهب وجود ندارد: به عنوان مثال در ناحیه‌ای در جنوب نیجریه پنج گروه نژادی برش دستگاه تناسلی را انجام می‌دهند، ولی یکی از آنها مسلمان است، دو تا از آنها عمدتاً مسیحی هستند و دوتای دیگر مذهب سنتی‌شان را دارند‫.‬ ‫(‬نگاه کنید به بریدن آلت جنسی زنان،‫)‬
۲) در میان کشورهای فارسی زبان، در جنوب و غرب ایران ‫(‬استان‌های خوزستان، لرستان و بیش از همه کردستان و در شهرهای هرمزگان و بنادر گنگ و جاسک، اورامانات، بانه، نوسود، پاوه، پیرانشهر و حتی اطراف ارومیه‫) نیز متاسفانه‬ این رسم وجود دارد‫.‬ نگاه کنید به چگونگی و چرایی ختنه دختران در کردستان ‫)‬
۳) بهاره هدایت، دانشجوی فعال حقوق بشر است که درحال حاضر در ایران در زندان به سرمی برد.

اين قسمت در حال حاضر بسته است.