سخن رانی بابک امیرخسروی به هنگام افتتاح همایش

خانم ها و آقایان گرامی ، مهما نان عالی قدرخارجی و ایرانی، سلام!
برای من افتخار بزرگی است که وظیفه سخنرانی گشا یش همایش سراسری اتحاد جمهوری خواهان ایران را بر عهده دارم.
حدود یک سال پیش که فکر تدوین « بیانیه » ای با انگیزه پیامی برای ایجاد یک حرکت جمهوری خواهان عرفی در محفل محدود زنی از دردمندان شکل می گرفت، گمان نمی رفت که « بیانیه برای اتحاد جمهوری خواهان ایران » با چنان سرعت با استقبال گسترده و پر شور صدها نفر از نخبگان فکری- سیاسی رو به روشود. و در کمتر از یک سال، اولین همایش سراسری جمهوری خواهان، با چنین شکوه و عظمتی بر گزار گردد.

برگزاری همایش سراسری، مدیون فعالیت های گروه های کار متعدد، حاصل ده ها جلسات بحث و گفتگوی جمعی و به میمنت فداکاری های شبانه روزی تعداد چشمگیری از فعالان سیاسی در تدوین اسناد آنست. در این رابطه اما، سپاس ویژه از کمیته تدارک همایش در شهر برلین است. هم پیمانان و مردی که تمام بار سازمان دهی و تدارکات را برای تامین بهترین شرایط برگزاری موفقیت آمیز این اجلاس ، به دوش کشیده اند و همچنان نیز بر عهده دارند. گمان کنم که در این سپاسگذاری، ترجمان احساسات همه شرکت کنندگان باشم.
از ویژگی حرکت جدید جمهوری خواهان، مشارکت فعال و موثر هم میهنان فعال سیاسی و نخبگان فرهنگی و دانشگاهی ما در آمریکا و کاناداست. حضورچشمگیر آن ها برای اولین بار، روح تازه به حرکت کنونی ما دمیده و پویایی پر ارزشی به آن داده است. این عزیزان از راه دور آمده و با تحمل هزینه های زیاد، در این همایش شرکت کرده اند. حضور آن ها را خوش آمد می گویم. مقدم تان گرامی باد.

دیگر ویژگی بسیارمهم این همایش، حضور نسبتا چشمگیر زنان مبارزاست. در همه ابتکارات گذ شته در جهت ایجاد یک تشکل جمهوری خواهی، متاسفانه نیمه دیگر غایب بود. اینک زنان مبارز و آگاه ما در جریان تدارک این همایش، و در فعالیت های گروه های گوناگون کار، نقش فعال و ساده ای داشته اند. و اینک در این همایش نیز جضور دارند. آعازی نو و امید بخشی است.
امیدوارم مشارکت تان در فعالیت های بعدی اتحاد جمهوری خواهان و حضورتان در همایش بعدی فرون تر باشد.

بانوان محترم! به همایش سراسری خوش آمدید . مقدم تان مبارک باد.

دوستان غزیزم!
درست درهمین دیماه 1382، 57 سال از گام گذاشتن من به عالم سیاست می گذرد. در این سال های بس دراز، رویداد های مهم تجربه آموز، نظیر ماجرای فرقه دموکرات در زادگاه ام، نهضت بزرگ ملی شدن صنعت نفت در ایران، کودتای شوم 28 مرداد را از سرگذرانده و ناظر رویدادهای فزون از شماردر ایران و جهان بوده ام. بگذریم از دوران زندگی در اروپای شرقی واروپای غربی وتجربه های تلخ و آموده آن ایام!
در این لحظه که با شما سخن می گویم، آفتاب عمرم بر لب بام رسیده وحضور و مشارکت من در این همایش بزرگ تاریخی، با احتمال زیاد آخرین اقدام سیاسی من است. اجازه می خواهم به اجمال چند نکته را که حاصل یک عمر تجربه و درنگ های بسیار است ، تا آن جا که فرصت زمان کوتاه اجازه می دهد، و در رابطه با همایش و اتحاد جمهوری خواهان ایران است، به عرض تان برسانم و با شما در میان بگذارم:

نکته اول – این است که اگر اتحاد جمهوریخواهان ایران می خواهد به نیروی سیاسی ملی، به معنای تمام کشوری، مبدل گردد ومورد اعتماد ملت ایران قرار بگیرد تا بااطمینان سرنوشت خود را به او بسپارند، می باید در اندیشه و عمل، موضع گیری ها، در اسناد و قطعنامه ها، در رفتار و کردار خود، به گونه یک جریان سیاسی ایران دوست، طرفدار پیگیر استقلال و تمامیت ارضی ایران شناخته و پذیرفته شده باشد.
بدیهی است که این امر مشمول همه سازمان های سیاسی بزرگ ایران است. اما توجه به آن وپاسداری اش، از سوی« اتحاد جمهوری خواهان ایران» که بخش مهم پیوستگان آن گذشته چپ دارند واغلب به این گونه مسایل رویکرد کلیشه ای داشته وحتی لغزش های گاه جدی داشته ایم، اهمیت دو چندان می یابد.

در گذشته، صف ملییون وچپ ها جدا از هم و متاسفانه اغلب در برابر هم بود. این دیوار لعنتی و زیانبار را باید از میان برداشت و بنای دوستی و تفاهم و یگانگی را به جای آن بر پا کرد. اساسا هیج چپ ایرانی متعادل معقول، که انگیزه اش آزادی و عدالت است، نمی تواند ملی یعنی میهن دوست نباشد. و هیج ایرانی ملی در دنیای کنونی و وضع نا بسامان اقتصادی- اجتماعی مردم ایران، نمی تواند صرفا به پرچم استقلال وآزادی به چسبد و عدالت خواه نباشد. هر چپ واقعی ایرانی، بی گمان ملی است وهر ایرانی با گرایش ملی که درد ملت دارد، عدالت خواه است. این ها دو وجه جدایی ناپذیر هر ایرانی متجدد و ترقی خواه و انسان گراست. بباور من، اتحاد جمهوری خواهان ایران، در شمار این گونه تشکل هاست،

نکته دوم – بباور من، اگر اتحاد جمهوری خواهان می خواهد در فعالیت هایش موفق باشد واز جایگاه ویژه وتعیین کننده ای در تحولات کشور بر خوردار شود، می بایست خصلت اعتدالی و مسالمت جوی خود راحفظ کند ودنباله رو هیجانات روز نشود. از روش های پوپولیستی پرهیز کند. چنین نیست که هر کجا توده هاست، جای ما آن جاست! چنین نیست که همواره مسیولیت خشونت با دولت هاست. اپوزیسیون نیز باید برخورد آگاهانه و مسیولا نه داشته باشد. « اتحاد جمهوری خواهان ایران » در تعیین سیاست ها وتدوین کارپایه سیاسی و اعلام موضع ها، همواره باید پایبندی پیگیرانه خود به استراتژی مشی سیاسی مسالمت آمیز در پیکار برای آزادی وجمهور مردم را از نظر دور ندارد. همه رفتار و گفتار و کردار ما، باید برخاسته از همین مشی استراتژیک باشد. زیرا این امر،،شاخص ترین معرف سیمای سیاسی حرکت ماست.

آنچه در گذشته بیش از هرچیز به جنبش آزادی خواهی زیان رسانده است، تند روی ها و چپ روی ها و رادیکالیزم خانمان برانداز بوده است. اکنون نیزتا حدی با همین معضل روبه روییم. به خاطر جوان بودن جامعه، و ظلم و ستم و یکه تازی های دستگاه حاکمه، زمینه ها زنی اجتماعی و روانی آن در درون کشور نیز وجود دارد. هشیاری و شهامت می خواهد تا از افتادن در کام آن پرهیز کرد.

نکته سوم – برای تامین و تحقق ملاحظاتی که در بالا آمد و برای این که « اتحاد جمهوری خواهان ایران » بتواند، با سیاست و تدبیر، به بزرگترین تشکل سیاسی جمهوری خواهان عرفی و یک نیروی ملی مبدل گردد، می باید با سیاست و تدبیر، صفوف خودرا از آنچه هست، باز تر کند. برای این کار می باید مجدانه ، به سوی نیرو ها و نحله های فکری – سیاسی متفاوت از آنچه بدنه کنونی ا.ج.ا. را تشکیل می دهد، روی آورد. باید اذعان کرد که در حال حاظر، متاسفانه در جمع ما، در صد افراد و نخبگان فرهنگی و روشنفکران وابسته به گرایشات ملی، ملی- مذهبی و یا روشنفکران معروف به دینی، که به جدایی دین از حکومت معتقد ند، بسیار ضعیف است.
دراین رابطه، وظیفه مهم و سنگین دیگری پیش روی ماست. اتحاد جمهوری خواهان ایران می باید برای جلب مغز ها و نخبگان کشور، از میان روشنفکران و دانشگاهیان، کارشناسان از هر حرفه و رشته، اهل قلم و مطبوعات در مقام رکن چهارم جمهوریت، نویسندگان و شاعران و هنر مندان، مدام در کوشش باشد.
تحربه 70 سال فعالیت های اخیر سیاسی – حزبی در ایران نشان می دهد، تنها احزاب و تشکل هایی در جامعه اثر گذار و پر اعتبار بودند که در جلب روشنفکران و اهل ادب و هنربه سوی خود، موفق تر بوده اند.
بی گمان در کارزار سیاسی امروز و فردای ایران نیز، تنها آن نیرویی گوی سبقت را خواهد ربود که در این عرصه پیروزتر باشد.
پیوند ما با این نیرو ها سرنوشت ساز است. امید وارم همایش سراسری و رهبری آینده، با برنامه و اراده وانگیزه، به رفع این نقیصه به کوشد، تا این کمبود از میان برداشته شود.

نکته 4 – در حال حاظر، گرانیگاه اتحاد جمهوری خواهان ایران در خارج از کشور قرار دارد. اما اگر می خواهیم که بی گمان خواهانیم، تا گرا نیگاه به داخل کشورمنتقل شود و یا در مرحله گذار به صورت دو قطبی عمل کنیم، می باید زبان و گفتمان سیاسی ما، خواست ها و شعار های روز ما و حتی در چشم انداز کوتاه و میان مدت، به نحوی باشد، که یاران وهمفکران ما در داخل کشور، در دفاع از آن ها با مشگلات کم تری رو به رو شوند. در یک بیان کلی و برای ارایه تصوری ازسمت و سوی فکری ام، همان گونه که بارها گفته و نوشته ام، زبان و رفتار سیاسی ما در گفتار وکردار باید در قالب و به گونه ای باشد که گویی در تهران و اصفهان و تبریز هستیم.این به معنی ترک هویت سیاسی مان و یا پنهان کردن خواست های نهایی و راهبردی ما نیست. بل که انطباق درایت مندانه اندیشه و عمل است.

نکته آخر ولی نه کمترین، این است: اتحاد جمهوری خواهان ایران برای ایفای نقش تمام کشوری و در مقام یکی از مولفه های بدیل جمهوری اسلامی، لازم است وارد بازی های سیاسی بزرگ بشود. بازی های بزرگ، قانونمندی های خاص خود را دارد. لازمه آن، تحول فکری- فرهنگی در تک تک ما ست. بسیاری از ما به خاطرمحصور ماندن در سازمان های کم و بیش کوچک و گذشته های سیاسی مان، شنا گران جویبارهای کوچک و کوچک تر بودیم که قانونمندی های خود را داشت. ولی اینک وارد رودخانه و شط بزرگی شده ایم که الزامات و قانونمندی های متفاوت و ویژه خود را دارد. دیگر نمی توان با قانونمندی های جویبار در امواج پر غلیان رودخانه دست و پا زد! تغییر و تحول فکری- فرهنگی عمیقی لازم است تا خود را با شرایط تازه برای بازی های بزرگ آماده کنیم. و این شاید دشوارترین پیکار ما باشد.
امیدوارم همایش سراسری و ارگان رهبری منتخب آن، بازیگران سیاسی شایسته روز و اوضاع و احوال تازه باشند.

از بردباری شما برای شنیدن پیام ام به همایش سراسری سپاسگذارم.

بابک امیرخسروی 08/01/2004

Leave a Reply

Your email address will not be published.