درباره انتخابات آزاد

اسفندیار طبری

باعرض سلام،

خطاب من به همه دوستان این مبحث است.

با توجه به تمامی بحثهایی که شده من از „استراتژی انتخابات آزاد“ این برداشت را کرده ام که اگر اشتباه است خواهش می‌کنم تصحیح کنید:

منظور از استراتژی در اینجا ، یک هدف دراز مدت است که راه رسیدن به آن را نیز در بردارد. به عبارت دیگر استراتژی در این مباحث هم راه است و هم هدف،از یک راه مشخص میخواهیم به هدفی مشخص برسیم.
منظور از „راه“ در اینجا رفتار اپوزیسیون در برخورد با رویدادها در ایران می‌باشد.
هدف در این مفهوم یک اوتوپی نیست ، بلکه شرطی است که بدون آن تحول و تغییر مشخصی غیر ممکن به نظر میاید.
انتخابات آزاد یک هدف مرحله ای است برای رسیدن به هدف اصلی‌ یعنی‌ دمکراسی.
من در این مباحث سه راه متفاوت دیده ام :
راهی‌ که رضا سیاوشی و کاظم علمداری به دنبال آن هستند: از آنجا که رژیم مخالف انتخابات آزاد است ، تمامی نیروهای سیاسی میتوانند حول این متحد شوند و از حکومت „بخواهند“ که تسلیم این خواسته شود.استراتژی انتخابات آزاد در مفهوم راه و برنامه این خواهد بود که برای رسیدن به تمامی شرایط‌ لازم برای رسیدن به انتخابات آزاد ، نظیر آزادی زندانیان سیاسی، آزادی مطبوعات ، خلع قدرت سیاسی ولی فقیه ، مجازات مسببین کشتارها رژیم و غیره. زیرا انتخابات آزاد به مفهوم تضمین نتایج آن نیز هست که با وجود یک دیکتاتوری نظیر ولی‌ فقیه غیر ممکن است.
برداشت که بابک امیر خسروی از انتخابات آزاد دارد: انتخابات آزاد در شرایت فعلی‌ یک اوتوپی است و اتحاد اپوزیسیو باید بر حول هدف انتخابات آزاد باشد، بلکه به طور پراگماتیک با بیروهایی در جامعه که توان تغییر در شرایط سیاسی راا دارند هر چند که حتی آنها نیز آنه خوهان انتخابات آزاد به مفهوم واقعی آن باشند.
برداشت فرخ نگهدار از انتخابات آزاد : همه نیروههای سیاسی میتواند حول این هدف متحد شوند ، شرط آن این است که این نیروها به دنبال آن باشند، که بر چهارچو ب حقوقی که رژیم به آن متعهد نیست ، رژیم را وادار به چنین رفتاری کنند، یعنی‌ رژیم زمانی‌ مجبور به اجرای این انتخابات شود.

( باز هم خواهش می‌کنم، اگرنظری را اشتباه بیان کرده ام ، اصلاح کنید )

اما نظر من:

استراتژی در مباحث مربوطه هنوز به مفهوم اصیل خود نرسیده است و به همین دلیل لازم است ، از آنجا که یک بحث تیوریک است، پایه های تیوریک آن را نیز به درستی مورد ارزیابی قرار داد. یک استراتژی سیاسی بر سه بعد استوار است : واقعیت اجتماعی ، بازیگران سیاسی و سطوح عقلانیت .

یک استراتژی سیاسی که با راه مشخصی به دنبال هدف مشخصی است باید با واقعیت های اجتماعی در هارمونی باشد. یکی‌ از واقیت های مهمی که به جنبش سبز انجامید،فقدان انتخابات آزاد در بافت استراتژیکی که نیروهای دمکرات به آن معتقد هستند نبود ، بلکه تقلب در یک انتخابات „کماکم“ آزاد در چهارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی و اعلام قدرت ولی‌ فقیه بود. استراتژی انتخابات آزاد از این جهت که آیا نتیجه آن واقعا دمکراسی‌ باشد یا نه بسیار مبهم است. قبل از آن باید از نظر قانونی از سوی یک مجلس موسسان که نمایندگان آن به نوبه خود در یک انتخابات آزاد انتخاب شده اند، شرایط حقوقی چنین انتخاباتی تنظیم شده باشد، که مثلّا دوباره به یک دیکتاتوری دیگری نظیر جمهوری وایمر کشیده نشود و یا هر چهار سال یکبار ادامه پیدا کند و غیره. بنابر این به نظر من شرایط اجتماعی برای انتخابات آزاد یک استراتژی „کلان هدف“ است که با استراتژی پرژه ای قابل حل نیست.

از نظر بازیگران سیاسی استراتژی انتخابات آزاد نمیتواند همه راا در بر گیرد، زیرا بازیگران سیاسی بسیار هم در درون، حکومت، هم بیرون از آن در ایران، و هم در خارج تصورهای بسیار متفاوتی از آن دارند. که البته به نکته حبیب پرزین نیز اشاره کرده است: در همین لیست با چند استراتژی بسیار ناهمگون آشنا شده ایم…

یک استراتژی که تنها خود را به یک سطح عقلانیت محدود میکند، خود را در موقیت بسیار خطرناکی قرار میدهد. به طور مثل همه ما در کودکی بازی „قچی، سنگ، اتش ، کاغذ „ را میشناسیم. اگر یک بازیگر همواره قچی بگوید به امید اینکه طرف مقابل همیشه با کاغذ مسلح شود حتما خواهد باخت. اگر ما معتقد به رفتار سیاسی هستیم باید به دنبال استراتژی های متفاوتی باشیم. به این دلیل به نظر این درست نیست که از انتخابات آزاد که همه در نهایت به آن اعتقاد داریم یک پرژوه محدود سیاسی بسازیم.

اما پیشنهاد من:

اگر همه دوستانی که معتقدند با وجود سیستم های نظارتی موجود در درون حاکمیت نظیر شورای نگهبان یا مجلس خبرگان و ولی‌ فقیه تحول سیاسی به سوی انتخابات آزاد ممکن نیست، پس چرا خواهان حذف این نهادها به ویژه ولی‌ فقیه نباشیم؟ ولی‌ فقیه عمده ترین مشکل برای یک تحول سیاسی در جامعه است که در این مورد حتی نیروهای اصلاح طلب در درون ایران نیز شاکی‌ ندارند. ونام این پروژه را میتوان „ آزادی از دیکتاتوری فردی „ گذاشت . این میتواند یک پروژه در کنار پروژه های دیگر باشد که هر تغییر سیاسی راا در برمیگیرد.

که از آنجا که طولانی شد، اگر لازم بود در نوشته بعدی بیشتر در این باره خواهم نوشت.

*******

اين قسمت در حال حاضر بسته است.