سیاست موفق؛ تنش زدایی در داخل و خارج

نباید سیاست داخلی و خارجی را به هم گره زد. ولی یک سیاست موفق که به پایداری صلح در منطقه و دموکراتیزاسیون در داخل کمک می کند سیاستی است که هر دوی اینها را گام به گام به پیش ببرد و در هر دو زمینه داخلی و خارجی از وضعیتی که الان شاهدش هستیم تنش زدایی کند.

برخی از فعالان سیاسی و صاحب نظران بر این نظرند که لزوما باید تناسبی بین سیاست داخلی و خارجی برقرار باشد تا در هر دو عرصه این سیاست ها بتوانند موفقیت آمیز پیش بروند.

برخی نیز معتقدند سیاست‌های داخلی اولویت دارد مثل آزادی‌های نسبی و تقلیل فشارهای موجود و اگر آنها انجام نشود، سیاست خارجی هم پیش نخواهد رفت و برخی هم برعکس این نظر را دارند.

تصور من اما این است که تا حدود زیادی اولا این سیاست‌ها مستقل از هم می‌توانند عمل کنند. یعنی ما می‌توانیم ببینیم دولت آقای روحانی در سیاست خارجی کاملا پیش برود و سیاست تنش‌زدایی را در رابطه با مذاکرات هسته‌ای پیش برده و تقابلی که بین ایران و امریکا و کشورهای غربی به طور نسبی وجود دارد را تا اندازه ای تقلیل داده اما در زمینه داخلی کاری جدی انجام ندهد.

در حققیقت شاهد هستیم که این سیاست امروزه تا حدود زیادی هم پیش رفته است. یعنی که آقای روحانی در زمینه سیاست خارجی که مسئله هسته ای در مرکز آن قرار دارد موفق شده گام‌های بسیار موثری را در خارج از کشور بردارد. از جمله مذاکره تلفنی که با آقای اوباما داشته، دیدارهای متعدد وزیر امور خارجه ایران با آقای جان کری و فضای نسبتا بهتری که در مناسبات خارجی پدید آمده و امیدواری هایی که در این زمینه به وجود آمده است.

از طرفی هیچ کدام از طرف های مذاکره کننده با ایران هم پیشرفت این مذاکرات را منوط به ایجاد تغییرات در سیاست داخلی در ایران نکرده اند. بنابراین پیشرفت این مذاکرات هیچ رابطه مستقیمی با مسائل داخل ایران ندارد. ولی سیاستی که ما به دنبالش هستیم و فکر می کنیم سیاست خوب و درستی است آن است که آقای روحانی متناسب با سیاست خارجی و پیشبرد سیاست تنش زدایی در خارج از کشور بتواند در جهت تنش زدایی در داخل کشور هم عمل کند.

تنش زدایی در داخل کشور به این معناست که ما شاهد فضای جدیدی در داخل باشیم و تنش در داخل کمتر باشد، آزادی‌های نسبی به وجود آید و محدودیت هایی که در مورد آزادی‌های سیاسی، اجتماعات، نهادهای مدنی و غیره هست برداشته شود و از همه مهمتر زندانیان سیاسی آزاد شوند و این کارها به موازات و در تکمیل سیاست خارجی باشد.

البته باید تا حدودی منصف بود و دید که گام هایی در این جهت نیز برداشته شده است گرچه این گام ها بسیار اندک و محدود است مثلا دیدیم که تعدادی از زندانیان سیاسی آزاد شدند، فضای نسبتا بهتری در داخل کشور فراهم شده و در زمینه مسائل اجتماعی هم ما شاهد تغییراتی هستیم از جمله فشار کمتر درباره مسائل زنان، جوانان و مسائل اجتماعی.

اما هیچ تضمینی نیست که در داخل این سیاست ها ادامه پیدا کند و به نظر من این دو سیاست می تواند در دو جهت خلاف همدیگر هم حتی به پیش برود و اصلا مانع گسترش همدیگر هم نباشند. یعنی حتی می‌توانیم تصور کنیم جمهوری اسلامی در دوران آقای روحانی در زمینه خارجی موفقیت‌های چشمگیر به دست آورد، از مناسبات خارجی تنش زدایی شده و حتی به تجدید مناسبات و عادی سازی روابط ایران با امریکا منجر شود و در زمینه مسائل هسته ای هم عقب‌نشینی های جدی انجام دهند، چنانچه باز شاهد هستیم رئیس آژانس بین المللی اتمی اعلام کرده جمهوری اسلامی از زمان به ریاست رسیدن آقای روحانی در زمینه فعالیت های هسته ای دست به اقدامات توقف آمیز زده و نشانه های همکاری با آزانس بسیار بیشتر از گذشته می باشد و این درست به این معناست که سیاست های خارجی به گونه ای موجه به پیش می روند ولی در داخل متناسب با روند کنونی در سیاست خارجی تغییر چندانی در زمینه آزادی های سیاسی و برداشتن محدودیت ها انجام نشده است .

عکس آن هم ممکن است. یعنی در داخل تغییرات جدی انجام شود ولی در خارج کاری از پیش نبرند. آن هم می تواند یا دلیلش رهبری سیاسی در ایران باشد یا مقابله و زیاده‌خواهی که در طرف دیگریعنی در غرب هست یعنی بخاطر زیاده طلبی هایی که نیروهایی مثل اسراییل و نیروهایی که در پیرامون سیاست های اسراییل هستند در مورد مسئله هسته ای، به قدری سقف مطالبات را از جمهوری اسلامی بالا ببرند که این مذاکرات به شکست کامل منجر شود ولی جمهوری اسلامی در داخل به روند برداشتن محدودیت ها ادامه دهد.

بنابراین من تصورم این است که نباید این دو را به هم گره زد. ولی سیاستی که ما به دنبالش هستیم ویک سیاست موفق که به پایداری صلح در منطقه و دموکراتیزاسیون در داخل کمک می کند سیاستی است که هر دوی اینها را گام به گام به پیش ببرد و در هر دو زمینه داخلی و خارجی از وضعیتی که الان شاهدش هستیم تنش زدایی کند.

البته باید توجه داشت که آقای روحانی تنها نیروی سیاسی تصمیم گیرنده در رابطه با مسائل داخل و خارج کشور نیست و نیروهای جدی دیگری هستند که چه در زمینه داخلی و چه در عرصه سیاست های خارجی به طور جدی مخالف پیشرفت سیاستهای ایشان هستند.

هم چنین در عرصه جهانی هم نیروهای بسیار جدی هستند که با این سیاست آقای روحانی حداقل در زمینه خارجی مخالفند و تمام تلاش خود را به کار می اندازند که این مذاکرات به نتیجه نرسد و بلکه روند معکوسی را طی کند و به تقابل جدی و تنش افزایی بیشتر منجر شود که شاخص ترین چهره این سیاست آقای نتنیاهو در اسراییل می باشد . بنا براین در نهایت باید این عوامل و موانع داخلی و خارجی را هم در نظر گرفت و توجه داشت که بازیگر اصلی این میدان فقط آقای روحانی و سیاست مداران پیرامون ایشان نیستند.

اين قسمت در حال حاضر بسته است.