بیانیه های دو تشکل صنفی معلمان ایران به مناسبت روز جهانی معلم

بیانیه تحلیلی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران به مناسبت روز جهانی معلم

امسال در حالی به استقبال روز جهانی معلم می‌رویم که در حوادث خونبار دی‌ماه، دست‌کم ۲۰۰ دانش‌آموز و ۱۵ معلم جان خود را از دست دادند. همچنین در جریان حملات یک‌سال‌ونیم اخیر آمریکا و اسرائیل، صدها کودک و دانش‌آموز دیگر، از جمله دانش‌آموزان و معلمان جان‌باخته میناب، قربانی جنگ شدند.

در چنین روزی، با اندوه و احترام، یاد و خاطره همه کودکان، دانش‌آموزان و معلمانی را گرامی می‌داریم که قربانی خشونت، سرکوب و جنگ شدند؛ چه آنان که خونشان به دست نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی بر سنگفرش خیابان‌ها ریخته شد و چه کودکانی که جانشان زیر آوار بمب‌ها و موشک‌های دولت‌های متجاوز از دست رفت.

ما بر این باوریم که گرفتن جان انسان‌ها را نمی‌توان با هیچ مصلحت سیاسی، امنیتی یا نظامی توجیه کرد. امید ما آن است که همه ناقضان حقوق بشر و همه کسانی که جان کودکان، دانش‌آموزان و معلمان را قربانی خشونت، سرکوب و جنگ کرده‌اند ــ خواه حاکمیت مستقر و خواه دولت‌های متجاوز ــ روزی در برابر عدالت پاسخگو شوند.

روز جهانی معلم، تنها روز پاسداشت مقام معلم نیست؛ روز دفاع از حق کودکان برای برخورداری از آموزش در فضایی امن، آزاد، عاری از خشونت و مبتنی بر کرامت انسانی نیز هست. هیچ نظام آموزشی نمی‌تواند بر ویرانه‌های جنگ، سرکوب و ناامنی، آینده‌ای روشن برای نسل‌های بعدی بنا کند. از همین‌رو، دفاع از معلمان و آموزش عمومی، در نهایت دفاع از صلح، آزادی، عدالت اجتماعی و آینده کودکان این سرزمین است.

اما دفاع از آموزش عمومی، تنها با پاسداشت جان کودکان و معلمان معنا نمی‌یابد؛ آموزش زمانی می‌تواند رسالت خود را انجام دهد که معلمان نیز از حداقل‌های یک زندگی شرافتمندانه، امنیت شغلی، آزادی‌های صنفی و منزلت حرفه‌ای برخوردار باشند.

امروز، معلمان ایران یکی از دشوارترین دوره‌های تاریخ آموزش عمومی را تجربه می‌کنند. شکاف عمیق میان درآمد و هزینه‌های واقعی زندگی، گسترش خصوصی‌سازی آموزش، کمبود شدید نیروی انسانی، افزایش تراکم کلاس‌های درس، ناامنی شغلی و تداوم فشار بر فعالیت‌های صنفی، آموزش عمومی را در وضعیتی بحرانی قرار داده است.

امروز میانگین دریافتی معلمان حدود ۲۵ میلیون تومان است، در حالی که برآوردهای منتشرشده از سوی مراکز رسمی و نیز برخی نمایندگان مجلس، هزینه سبد معیشت خانوار را بین ۷۵ تا ۹۰ میلیون تومان اعلام کرده‌اند. به بیان دیگر، اکثریت فرهنگیان شاغل و بازنشسته با درآمدی کمتر از یک‌سوم خط فقر، بار آموزش میلیون‌ها کودک و نوجوان را بر دوش می‌کشند. چنین وضعیت اسفناکی در زندگی معلمان ایرانی در طول پنجاه سال اخیر بی‌سابقه بوده است.

در کنار این بحران معیشتی، هزاران معلم حق‌التدریس، خرید خدمات آموزشی و شاغل در مدارس غیردولتی با شرایطی به‌مراتب دشوارتر روبه‌رو هستند. بسیاری از آنان از حداقل حقوق قانونی، بیمه و امنیت شغلی محروم‌اند و سال‌هاست در انتظار تعیین تکلیف وضعیت استخدامی خود، آموزش فرزندان این سرزمین را بر عهده دارند. استمرار این وضعیت، مصداق آشکار استثمار نیروی کار آموزشی و تهدیدی جدی برای کیفیت آموزش عمومی است.

هم‌زمان، آموزش عمومی با کمبود گسترده نیروی انسانی، موج بازنشستگی معلمان، کاهش انگیزه برای ورود به حرفه معلمی و افزایش شمار کودکان بازمانده از تحصیل روبه‌روست؛ روندی که آینده آموزش عمومی را با تهدیدی جدی مواجه کرده است.

در کنار این بحران‌ها، نابرابری آموزشی نیز هر سال عمیق‌تر شده است. گسترش مدارس خاص و خصوصی، تمرکز امکانات آموزشی در مناطق برخوردار و افزایش شکاف آموزشی میان طبقات مختلف، فرصت‌های برابر یادگیری را از میلیون‌ها کودک سلب کرده است. نتایج کنکور امسال نیز بار دیگر نشان داد که دسترسی نابرابر به امکانات آموزشی، بیش از استعداد و تلاش، بر موفقیت تحصیلی اثرگذار شده و عدالت آموزشی را با چالشی جدی مواجه ساخته است.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران بار دیگر تأکید می‌کند که برون‌رفت از بحران کنونی آموزش، نه از مسیر امنیتی‌سازی مطالبات صنفی، بلکه از مسیر گفت‌وگو، مشارکت و سرمایه‌گذاری واقعی بر آموزش عمومی می‌گذرد. هیچ نظام آموزشی بدون برخورداری معلمان از امنیت شغلی، معیشت شایسته، آزادی‌های صنفی و مشارکت در سیاست‌گذاری‌های آموزشی، قادر به ایفای نقش تاریخی خود نخواهد بود.

از این‌رو، ما بار دیگر بر مطالبات روشن و دیرینه خود تأکید می‌کنیم:

• تأمین معیشتی شایسته برای همه معلمان شاغل و بازنشسته، متناسب با هزینه واقعی زندگی و حفظ کرامت حرفه‌ای آنان؛

• اجرای کامل اصل سی‌ام قانون اساسی و افزایش سهم آموزش در بودجه عمومی کشور، به‌عنوان پیش‌شرط تحقق آموزش عمومی رایگان، باکیفیت و عادلانه برای همه کودکان ایران؛

• توقف روند خصوصی‌سازی آموزش و تقویت آموزش عمومی، رایگان، باکیفیت و برابر برای همه کودکان؛

• تعیین تکلیف فوری معلمان حق‌التدریس، خرید خدمات آموزشی و دیگر نیروهای غیررسمی و پایان دادن به تبعیض و بی‌ثباتی شغلی؛

• پایان دادن به استثمار معلمان شاغل در مدارس غیردولتی از طریق اجرای کامل قانون کار، پرداخت دستمزد عادلانه، برخورداری از بیمه و تضمین امنیت شغلی؛

• شفاف‌سازی کامل عملکرد صندوق ذخیره فرهنگیان، واگذاری مدیریت آن به نمایندگان واقعی فرهنگیان به‌عنوان صاحبان اصلی سرمایه صندوق، اجرای کامل حقوق و ارزش مالکانه اعضا و تضمین نظارت دموکراتیک، شفاف و پاسخ‌گو بر اداره این صندوق؛

• محدود کردن مداخله نهادهای حراست و هیئت‌های رسیدگی به تخلفات اداری به حدود قانونی وظایف آنان و پایان دادن به استفاده از این نهادها برای پرونده‌سازی، اعمال فشار و سرکوب فعالیت‌های صنفی و مدنی معلمان؛

• به رسمیت شناختن حق آموزش به زبان مادری در کنار زبان رسمی کشور، به‌عنوان یکی از حقوق بنیادین آموزشی و فرهنگی و گامی مؤثر در تحقق عدالت آموزشی و برابری فرصت‌های یادگیری؛

• پایان دادن به امنیتی‌سازی فعالیت‌های صنفی و آزادی همه معلمان زندانی، از جمله هاشم خواستار ، جواد لعل محمدی ، مسعود فرهیخته ، رضا امانی فر ، سیامک صادقی چهرآزی ، امیر رحیمی ، علیرضا شایگان ، فرزانه فرهبد، علیرضا مرداسی ، امان جلالی نژاد، ابوالفضل خوران ، علی احمدی ،محمد حسین سپهری و دیگر معلمان و فعالان صنفی زندانی؛

• به رسمیت شناختن حق تشکل‌یابی مستقل، گفت‌وگوی اجتماعی و مشارکت نمایندگان واقعی معلمان در تصمیم‌گیری‌های کلان آموزشی؛

• اتخاذ سیاست‌های مؤثر برای جلوگیری از ترک تحصیل و حمایت از کودکان بازمانده از آموزش تا هیچ کودک و نوجوانی به دلیل فقر، تبعیض، جنگ یا ناامنی از حق آموزش محروم نماند.

شعار امسال روز جهانی معلم، «ایستادن در کنار معلمان»، برای ما تنها یک شعار نیست؛ بلکه تجربه‌ای زیسته است. بیش از سه دهه است که تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، با وجود همه فشارها، احضارها، بازداشت‌ها، اخراج‌ها، بازنشستگی‌های اجباری، انفصال از خدمت، برکناری از مسئولیت‌های آموزشی، پرونده‌سازی‌های امنیتی و دیگر اشکال سرکوب، در کنار مطالبات برحق معلمان و دانش‌آموزان ایستاده‌اند و از آموزش عمومی، عدالت آموزشی و کرامت معلم دفاع کرده‌اند.

از نگاه ما، ایستادن در کنار معلمان، تنها به معنای قدردانی از آنان نیست؛ بلکه به معنای دفاع از حق تشکل‌یابی مستقل، تأمین معیشتی شایسته، آزادی فعالیت‌های صنفی، مشارکت معلمان در سیاست‌گذاری‌های آموزشی، حق آموزش به زبان مادری، آموزش عمومی رایگان و باکیفیت و حق همه کودکان برای برخورداری از آموزش برابر و عادلانه است.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران نیز همچون سه دهه گذشته، با وجود همه فشارها و هزینه‌ها، در کنار معلمان، دانش‌آموزان و آموزش عمومی خواهد ایستاد و از مطالبات برحق آنان دست نخواهد کشید؛ زیرا باور داریم که دفاع از معلمان، دفاع از آموزش عمومی و دفاع از آموزش عمومی، دفاع از آینده ایران است.

روز جهانی معلم، یادآور این حقیقت است که هیچ جامعه‌ای بدون معلمانی آزاد، برخوردار، دارای امنیت شغلی و حق مشارکت در تصمیم‌گیری‌های آموزشی، به آموزش باکیفیت، توسعه پایدار و عدالت اجتماعی دست نخواهد یافت. ایستادن در کنار معلمان، ایستادن در کنار آینده ایران است.

«ما همچنان باور داریم که آینده ایران، نه در میدان‌های جنگ و سرکوب، بلکه در کلاس‌های درس، در اندیشه‌های آزاد و در دستان معلمان و دانش‌آموزان این سرزمین ساخته خواهد شد.»

صدای ما همچنان روشن است:

نه به جنگ، نه به استبداد؛

آری به آموزش عمومی، آزادی، عدالت اجتماعی و رفاه

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

۱۳ مهرماه ۱۴۰۵

۵ اکتبر ۲۰۲۶


بیانیه کانون صنفی معلمان ایران (تهران)به مناسبت روز جهانی معلم ۲۰۲۶

روز جهانی معلم، همگام با معلمان 

۶۰ سال پشتیبانی از معلمی، ارتقای جایگاه حرفه‌ای آن و هم‌آفرینی فرداهای‌مان

پنجم اکتبر ۲۰۲۶/سیزده مهر ۱۴۰۵، روز جهانی معلم را گرامی می داریم.

 شصتمین سالگرد تصویب توصیه‌نامه مشترک سازمان بین‌المللی کار و یونسکو درباره جایگاه معلمان (۱۹۶۶). سندی که نخستین چارچوب هنجاری جهانی برای حقوق، مسئولیت‌ها و شرایط کار معلمان را بنیان نهاد.

این توصیه‌نامه، در تعریف «جایگاه»، دو وجه به‌هم‌پیوسته را در نظر می‌گیرد:

منزلت و اعتباری که به معلم به‌واسطه اهمیت کارش داده می‌شود، 

و شرایط مادی و رفاهی که نسبت به سایر گروه‌های حرفه‌ای به او تعلق می‌گیرد.

امروز، پس از شش دهه، این پرسش مطرح است که آیا این تعهد در عمل محقق شده است؟

پاسخ، با توجه به واقعیت‌های پیش روی معلمان در سراسر جهان و به‌ویژه در ایران، نگران‌کننده است.

در بعد جهانی، به تعبیر بیانیه یونسکو به مناسبت روز جهانی معلم، دگرگونی‌های گسترده دهه‌های اخیر- فناوری‌های دیجیتال و هوش مصنوعی، تغییرات اقلیمی، شمول و فراگیری، مهاجرت، درگیری و آوارگی، رفاه یادگیرندگان و آینده‌هایی که روزبه‌روز نامعین‌تر می‌شوند- ، فشارهای نوپدیدی بر جایگاه معلم در سه بعد بنیادین به‌طور همزمان وارد آورده است:

بعد نمادین، بعد حرفه‌ای و بعد مادی.

در ایران، این فشارهای جهانی همراه با تضعیف شدید حقوق شهروندی به طور عام، با بحران‌های ساختاری و سیاست‌های ناکارآمد درهم‌آمیخته و بحرانی چندلایه و وضعیتی به شدت وخیم پدید آورده است که ابعاد آن را می‌توان در سه سطح تحلیل کرد:

بعد مادی و معیشتی. حقوق معلمان در ایران به‌طور نظام‌مند از خط فقر عقب مانده است. براساس اعلام مراجع دولتی، تورم سالانه در مرداد ۱۴۰۵ به ۶۹.۹ درصد و تورم نقطه‌به‌نقطه به ۸۹ درصد رسیده است؛ درحالی که متوسط حقوق ماهانه معلمان حدود یک سوم هزینه‌های زندگی در یک شهر متوسط را پوشش می‌دهد.

در چنین شرایطی باوجود آن‌که بیکاری در جامعه گستردگی بیشتری یافته، شاهد استعفای اعتراضی برخی معلمان و خروج نیروهای کیفی از آموزش‌ و پرورش هستیم.

در بعد حرفه‌ای، معلمان با تسلط تمرکزگرایی شدید در آموزش و پرورش با محدودیت شدید آزادی‌عمل و نداشتن هیچ جایگاهی در نظام تصمیم‌گیری‌های سیاستی روبه‌رو هستند. معلمان اغلب نه به‌عنوان “هم‌آفرینان” سیاست آموزشی، بلکه به‌عنوان مجریان فاقد اختیار آن دیده می‌شوند.

نهادهای رسمی حکومتی نه تنها با پایین نگاه داشتن حقوق معلمان جایگاه اجتماعی معلمان را آشکارا پایین می آورند، با سرکوب مداوم نهادهای صنفی و مدنی حتی در شرایط جنگی، به‌جای پاسخگویی به مطالبات مشروع معلمان، به سرکوب سازمان‌یافته تشکل‌های صنفی روی آورده و در تلاشند تا مانع شکل‌گیری هویت مستقل حرفه‌ای و تلاش سازماندهی شده برای احقاق خواسته های خود شوند. 

مانع تراشی‌های رسمی و غیررسمی برای فعالیت نهادهای صنفی، بازداشت‌های خودسرانه، احضار یا بازجویی کنشگران در محاکم غیرقانونی«انقلاب»، بدون رعایت حداقل موازین آیین دادرسی و حق دفاع، نمونه‌هایی از این اقدامات هستند.

از سوی دیگر جنگ و بحران اقتصادی، زیرساخت‌های آموزشی ایران را بیش از پیش‌، ضعیف نموده است. در چنین شرایطی، قطع گسترده اینترنت، فیلترینگ و کندی سرعت عمدی، ضعف شدید خدمات، گرانی شدید ابزارهای لازم برای آموزش غیرحضوری، معلمان، دانش‌آموزان و والدین آن‌ها را با فشارهای روانی مضاعفی مواجه ساخته است که پیامدهای آن را در افت شدیدتر از پیش کیفیت آموزشی و یادگیری، بی انگیزگی شدید دانش‌آموزان و ترک تحصیل گسترده، مشاهده می‌کنیم.

در ادامه روند نزولی جایگاه آموزش رسمی و معلمان، با کاهش مداوم بودجه واقعی آموزش و نظارت ایدئولوژیک شدیدتر مواجهیم. سهم آموزش از تولید ناخالص داخلی ایران در سال ۲۰۲۵ به ۲.۳۴ درصد کاهش یافته که پایین‌ترین سطح در ۴۶ سال گذشته است و ایران را در رتبه ۱۴۱ جهانی قرار داده است. این رقم بسیار پایین‌تر از میانگین جهانی ۴ تا ۵ درصد است. در مقابل، بودجه رسمی نظامی ایران در سال ۱۴۰۴ حدود ۱۵.۸۵ میلیارد دلار، معادل ۲۷ درصد از کل بودجه کشور بوده است.

همزمان، نظام آموزشی ایران به سازوکار کنترل ایدئولوژیک تبدیل شده است. معلمان ما دخالت سیاسی در آموزش را مانعی برای آموزش مؤثر می‌دانند و خواهان حذف سیاست‌زدگی در آموزش و زدودن تفکرات شکست خورده سیاسی و ایدئولوژیک از کتاب‌های درسی و نظام آموزشی هستند.

مجموعه این شرایط نه‌تنها جایگاه اجتماعی و حرفه‌ای معلمان را کاهش داده، آموزش رسمی را نیز برای بسیاری بی‌اعتبار ساخته است.

کانون صنفی معلمان ایران (تهران )خواهان:

۱. تغییر ساختار تصمیم‌گیری در نظام آموزشی به‌نفع معلمان است. معلمان باید در تمام سطوح تصمیم‌گیری آموزشی حضور داشته باشند – از طراحی برنامه‌های درسی تا تخصیص منابع. تشکل های مستقل معلمان باید به‌عنوان حلقه واسط میان جامعه معلمان و نهادهای تصمیم گیر در سیاست‌گذاری آموزشی به‌رسمیت شناخته شوند.

۲. بودجه آموزش بتدریج اما به طور منظم به استانداردهای جهانی نزدیک شود. سهم آموزش از تولید ناخالص داخلی باید به حداقل ۶ درصد افزایش یابد. این سرمایه‌گذاری نه‌تنها حقوق معلمان را به سطح خط فقر و بالاتر می‌رساند، بلکه کیفیت آموزش و عدالت آموزشی را نیز افزایش می‌دهد. آموزشی که با استناد به نتایج کنکور منتشر شده در همین روزها، به سود طبقات فرادست اقتصادی به‌شدت از بی‌عدالتی آسیب دیده است.

۳. به عنوان یک اقدام ضروری و کیفی، نظارت ایدئولوژیک از آموزش حذف شود. مدارس باید فضاهایی برای تفکر انتقادی، پرسشگری و گفت‌وگوی آزاد باشند، نه ابزار کنترل ایدئولوژیک. برنامه‌های درسی باید بر اساس نیاز‌های علمی و آموزشی طراحی شوند، نه بر اساس اهداف سیاسی.

۴. سرکوب سیستماتیک نهادهای صنفی و مدنی مستقل معلمان متوقف شود؛ تمام پرونده‌های تشکیل شده به دلیل فعالیت‌های صنفی مختومه شده و معلمان زندانی و فعالان صنفی درکنار سایر زندانیان سیاسی بی‌قید و شرط آزاد شوند. احکام محکومیت‌ صادرشده از سوی دادگاه‌های امنیتی لغو شود. حق تشکل یابی، آزادی اجتماعات مسالمت‌آمیز و آزادی بیان برای معلمان تضمین شود.

نهادهای صنفی و مدنی مستقل، محور اصلی سازمان‌دهی معلمان و پیگیری مطالبات آنان هستند. این نهادها، از طریق گفت‌وگوی اجتماعی، مذاکره جمعی و مشارکت در طراحی سیاست‌های آموزشی، نقش بی‌بدیلی در ارتقای حقوق حرفه‌ای، مادی و مدنی معلمان به‌عنوان شهروندان جامعه ایفا می‌کنند. تأکید می‌کنیم که هیچ سیاستی بدون حضور مؤثر و نهادینه‌شده اتحادیه‌ها و تشکل‌های صنفی معلمان نمی‌تواند به اهداف خود دست یابد. این نهادها نه‌فقط مدافعان حقوق معلمان، بلکه هم‌آفرینان واقعی فرداهای ما هستند.

ما بر این باوریم: آینده‌ای که می‌سازیم، آینده همه ماست. معلمانی که از جایگاه نمادین، حرفه‌ای و مادی برخوردارند، می‌توانند نسلی را پرورش دهند که آماده رویارویی با پیچیده‌ترین چالش‌های زمانه باشد.

 این وظیفه مشترک ماست: تصمیم‌گیرندگان، نهادهای مدنی و جامعه ملی و جهانی. 

شصت سال پس از آن تعهد تاریخی، زمان آن رسیده است که پشتیبانی از معلمی را از گفتار به عمل، از توصیه به سیاست، و از سیاست به زندگی روزمره هر کلاس درس تبدیل کنیم. این مسئولیت را نه‌تنها در برابر معلمان، بلکه در برابر همه کودکانی که آینده این سرزمین را خواهند ساخت، بر دوش داریم.

کانون صنفی معلمان ایران(تهران)

                 ۱۴۰۵/۷/۱۳

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *