یار دبستانی، بی من و همراه من
همین مانده بود معلمان که از بی ادعاترین و دلسوزترین قشرهای فرهنگی جامعه هستند هم بهخاطر مطالبات صنفی خویش اسیر زندان بشوند، که شدند. همین مانده بود که آموزگار زحمتکش و مستضعف مدرسه، بهخاطر تعلیمات انسانی به خردسالان مورد عقوبت “اعدام” قرار گیرد، که گرفت.همین مانده بود حکومتگران اقتدارگرا سبب شوند که کودکان معصوم بی بدرقه ی والدین خود رهسپار مدرسه شوند، که رهسپار شدند. اول مهر دررسید و باد خزان وزیدن گرفت و “یاران دبستانی” که می خواستند دشت بی فرهنگی شان جز علف هرز نداشته باشد، اکنون صحرای حکومتی را پیش رو می بینند که برّ و ثمر باغ فرهنگش جدایی علم و ادب و آزادی است و باغبانش را هیچ قدرت تمییزی میان بهار و خزان نیست.
» ادامه