ائتلاف علیه جمهوری اسلامی و بازتاب داخلی آن

 

به نظر می‌رسد دولت روحانی سر و سامان دادن به اقتصاد کشور و برآوردن نیازمندی‌ها و خواست‌های مردم را تنها راه بقای نظام شناخته است. اما تندروها به رهبری آیت‌الله خامنه‌ای و سپاه پاسداران حفظ قدرت را در ایجاد ترس برای برای ساکت کردن مردم و سرکوب مخالفان می‌دانند.

کشورداری با ایجاد ترس و سرکوب با تشدید ناامنی و بی‌ثباتی در منطقه و شعارهای همیشگی علیه دشمن‌های فرضی ارتباط دارد. نمایش بی‌ثباتی، ناامنی، جنگ و تروریسم در منطقه و ایجاد نگرانی در ذهنیت مردم ایران سبب می‌شود که جامعه فقر، بیکاری، تورم روز افزون، اختلاس، فساد و دیکتاتوری و همه نا به سامانی‌های دیگر را تحمل کند. حتا برخی از مخالفان رژیم این سیاست را زیر عنوان حفاظت از امنیت داخلی در برابر خطرات خارجی می‌پذیرند و تقویت می‌کنند. این در حالی است که جمهوری اسلامی خود در ایجاد بی‌ثباتی، جنگ مذهبی، ویرانی، به ویژه در سوریه، عراق، لبنان و یمن نقش برجسته‌ای داشته است و نفوذ و حضور خود در این کشورها را «عمق استراتژیک» خود خوانده است. اساس قرار دادن سیاست بی‌ثبات کردن منطقه سبب شده است که جمهوری اسلامی مخالفِ برقراریِ صلح در سوریه نیز باشد. اما صلحی که می‌تواند به برکناری بشار اسد بیانجامد جایی برای جمهوری اسلامی در آینده سوریه باقی نخواهد گذاشت. در حالی که ادامه جنگ برای حفظ اسد در سوریه، ترکیه و کشورهای عرب منطقه را در گیر بحران نگه خواهد داشت. جمهوری اسلامی از این وضعیت سود می‌برد.

کنفرانس امنیتی مونیخ
در تاریخ  اول اسفند ۱۳۹۵ کنفرانس امنیتی مونیخ با شرکت سران و نمایندگان حدود ۷۰ کشور و چندین نهاد بین‌المللی شامل دبیرکل سازمان ملل متحد، دبیر کل ناتو، دبیران کل سازمان همکاری اسلامی، اتحادیه عرب، سازمان شانگهای، رؤسای پارلمان و شورای اروپا، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، مدیران کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اینترپل، سازمان بین‌المللی مهاجرت و کمیسونر عالی پناهندگان و کمیسیونرهای اتحادیه اروپا برگزار گردید. در این نشست وزرای خارجه کشورهای عربستان سعودی، و ترکیه، وزیر دفاع اسرائیل و معاون ریاست جمهوری آمریکا به شدت علیه سیاست بی‌ثبات کردن منطقه‌ای جمهوری اسلامی تاختند. محمد جواد ظریف در این کنفرانس با فرض گذر به «نظم جهانی پساغربی» به توجیه سیاست تندروهای جمهوری اسلامی در منطقه پرداخت و خواهان پذیرش جمهوری اسلامی در کنترل منطقه شد. او که به شکل‌گیری اهرم فشار جهانی علیه جمهوری اسلامی واقف است در سخنان خود عقب‌نشینی جمهوری اسلامی در پروژه اتمی را نه به دلیل فشار جهانی، بلکه نتیجه دیپلماسی خواند. اما به نظر می‌رسد برخلاف نظر ظریف محافل جهانی به این نتیجه رسیده‌اند که جمهوری اسلامی تنها در برابر فشار و احساس خطر عقب‌نشینی می‌کند. به همین دلیل طرح ایجاد ائتلاف و اتحاد علیه سیاست‌های جمهوری اسلامی در منطقه پیش کشیده شده است.

گشایش دفتر عربی ناتو
در همین ارتباط  افزون بر همکاری عربستان، ترکیه، امارات متحده عربی و اسرائیل، دفتر عربی ناتو در کویت با مشارکت چهار کشور یعنی امارات متحده عربی، قطر، بحرین و کویت گشایش یافت. قرار است عربستان سعودی و عمان نیز به آنها بپیوندند. کمک نظامی و امنیتی پیمان ناتو به کشورهای عرب خلیج فارس از طریق برگزاری دوره‌های آموزشی پیشرفته در زمینه‌های امنیت سایبری، امنیت انرژی، شیمیایی، بیولوژیکی و سلاح‌های هسته‌ای، از طریق این دفتر هماهنگ خواهد شد.

علاوه بر این، صحبت بر سر ایجاد یک سازمان دفاعی شبیه به ناتو متشکل از کشورهای عرب منطقه است که آمریکا و اسرائیل نیز با آن همکاری خواهند کرد. مقررات دفاعی و امنیتی این سازمان نیز شبیه ناتو خواهد بود. یعنی حمله به یکی از کشورهای عضو به معنای حمله به همه کشورهای عضو محسوب می‌شود. بدن‌ترتیب در صورت رخ دادن جنگ، افزون بر کشورهای عضو این سازمان جدید، آمریکا و اسرائیل نیز درگیر عملیات نظامی علیه کشور متجاوز خواهند شد.

پیش‌تر نخست وزیر انگلستان، خانم ترزا می، در سفر به کشورهای خلیج فارس حمایت قاطع دولت خود از اعراب در برابر ایران را اعلام کرده بود. با عملی شدن این اتحادها، ائتلاف‌ها و همکاری باید منتظر عقب‌نشینی جهشی جمهوری از سیاست تاکنونی خود باشیم.

دو سفر
در تاریخ ۶ بهمن شیخ خالد الصباح، وزیر امور خارجه کویت به‌طور ناگهانی به ایران سفر کرد تا پیام کشورهای عضو شورای خلیج فارس را به ایران انتقال دهد. پی‌آمد آن سفر، حسن روحانی در ۲۷ بهمن به عمان و کویت سفر کرد. ظاهرا روحانی خواستار میانجی‌گری عمان و کویت میان عربستان سعودی و ایران بوده است. اما گشایش دفتر عربی ناتو و طرح تشکیل یک اتحاد نظامی مشابه ناتو در منطقه، ناتو نشان می‌دهد که دیپلماسی مورد نظر حسن روحانی کار نکرده است. زیرا تعیین سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی از دست روحانی خارج است و سپاه پاسداران به کارخود ادامه می‌دهد.

کنفرانس صلح آستانه
از سوی دیگر ورود ترامپ به کاخ سفید و نزدیکی مسکو و واشنگتن آنگونه که در نشست آستانه دیده شد می‌تواند به تضعیف موقعیت جمهوری اسلامی در سوریه  بیانجامد. در حالیکه جمهوری اسلامی خواهان بقای اسد از راه پیروزی در جنگ است، نشست صلح آستانه در پی راه خروج غیرنظامی سوریه از بحران کنونی است. با دعوت از آمریکا برای شرکت در این نشست علی رغم خواست جمهوری اسلامی، پیام جدیدی به مقامات ایران داده شد. تصمیم ترکیه، روسیه و آمریکا برای احتمال کنار نهادن اسد، نگرانی دیگر جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی برای مقابله باغرب خود را به شدت وابسته به روسیه کرده است. اما روس‌ها همانگونه که در ماجرای تحریم‌های یازده‌گانه سازمان ملل متحد و آژانس بین‌المللی اتمی تجربه شد در پی منافع خود در کنار آمریکا و اروپا قرار گرفتند.

ششمین کنفرانس حمایت از فلسطین
ششمین کنفرانس در حمایت از فلسطین در روز ۳ اسفند تشکیل شد. غیبت سازمان‌های اصلی فلسطین در کنفرانس تهران نشان از فاصله بیشتر فلسطینی‌ها از جمهوری اسلامی و نزدیکی آنها به کشورهای عرب دارد. خامنه‌ای در سخنان خود ضن «غده سرطانی» و «جعلی» توصیف کردن اسرائیل، و حمله به آمریکا به سازمان‌های فلسطینی هشدار داد که «هر گروه فلسطینی از مقاومت دور شود،‌ از ما دور شده است». خامنه‌ای واقعیت گرایش فلسطینی‌ها به اعراب را فاصله گرفتن از جبهه مقاومت و جمهوری اسلامی می‌داند. پرسیدنی است که آیا سیاست ۳۷ ساله جمهوری اسلامی کمکی به مردم فلسطین کرده و یا سودی برای مردم ایران داشته و یا امنیتی ایجاد کرده است، و یا اصلاً نتیجه‌ای داشته جز آن‌که اعراب متحد فلسطین را در کنار اسرائیل قرارداده است؟

نتیجه‌گیری
اتحاد سیاسی و نظامی غرب با کشورهای عرب و غیرعرب منطقه علیه جمهوری اسلامی، رهبر و سپاه را وادار خواهد کرد در سیاست خود در منطقه تجدید نظر کنند. جمهوری اسلامی زمانی که احساس خطر کند، بطور غیرمنتظره‌ای عقب‌نشینی می‌کند. پذیرفتن قطعنامه ۵۹۸ صلح با عراق، و کنار نهادن پروژه اتمی با توجیه «نرمش قهرمانانه»، دو نمونه برجسته از عقب نشینی جهشی جمهوری اسلامی در برابر فشار و تهدیدهای خارجی بوده است. فاصله گرفتن از سیاست بیثبات و نا امن کردن منطقه، جمهوری اسلامی را وادار خواهد کرد که برای ادامه حیات خود به جای ایجاد ترس و سرکوب به نیازها و خواست مردم ایران توجه کند، و برقراری رابطه عادی با کشورهای همسایه و غرب را بپذیرد. با توجه به نا به سامانی‌های مالی، اقتصادی، بانکی و وضعیت بد معیشتی مردم، این عقب نشینی می‌تواند آغاز دگرگونی‌های اجتماعی وسیاسی دیگری در ایران باشد.

اين قسمت در حال حاضر بسته است.