یورگن هابرماس، فیلسوف آلمانی و نظریه‌پرداز مکتب فرانکفورت درگذشت

    یورگن هابرماس، فیلسوف و نظریه‌پرداز اجتماعی آلمانی، روز شنبه ۱۴ مارس ۲۰۲۶ در سن ۹۶ سالگی درگذشت. خبر درگذشت او را نشر زورکمپ، ناشر اصلی آثارش، اعلام کرد. هابرماس از برجسته‌ترین چهره‌های نسل دوم مکتب فرانکفورت و از شناخته‌شده‌ترین متفکران علوم اجتماعی و فلسفه سیاسی در نیمه دوم قرن بیستم به شمار می‌رفت.

    مکتب فرانکفورت که با نام‌هایی چون تئودور آدورنو، ماکس هورکهایمر، هربرت مارکوزه و والتر بنیامین شناخته می‌شود، سنتی فکری بود که از دل تجربه فاشیسم و شکست‌های قرن بیستم به نقد جامعه سرمایه‌داری، قدرت و فرهنگ مدرن پرداخت. هابرماس که در دهه ۱۹۵۰ به‌عنوان دستیار آدورنو در مؤسسه پژوهش‌های اجتماعی فرانکفورت فعالیت خود را آغاز کرد، بعدها به مهم‌ترین چهره نظری نسل دوم این سنت فکری تبدیل شد.

    شهرت جهانی هابرماس بیش از همه با آثاری چون «دگرگونی ساختاری حوزهٔ عمومی» (۱۹۶۲) و «نظریهٔ کنش ارتباطی» (۱۹۸۱) پیوند خورده است. او در این آثار به بررسی نقش حوزه عمومی در جوامع مدرن، نسبت میان قدرت و عقلانیت، و امکان شکل‌گیری مشروعیت سیاسی از طریق گفت‌وگو و استدلال عقلانی پرداخت. به باور او، دموکراسی زمانی معنا پیدا می‌کند که شهروندان بتوانند در فضایی عمومی و آزاد درباره مسائل مشترک خود بحث کنند.

    هابرماس در طول دهه‌ها فعالیت فکری، تنها به کار نظری محدود نماند و به‌عنوان یک روشنفکر عمومی در مباحث سیاسی زمانه خود نیز مداخله می‌کرد. او درباره جنبش‌های دانشجویی دهه ۱۹۶۰، اتحاد دوباره آلمان، سیاست‌های ناتو، بحران مالی جهانی، مسائل زیست‌فناوری و بحران‌های سیاسی اروپا موضع‌گیری‌های متعددی منتشر کرد. در دهه ۱۹۸۰ نیز در «نزاع تاریخ‌نگاران» آلمان از منتقدان سرسخت تلاش‌هایی بود که می‌کوشیدند جنایت‌های نازیسم را نسبی جلوه دهند.

    در سال‌های پایانی زندگی، برخی مواضع سیاسی هابرماس با واکنش‌های انتقادی روبه‌رو شد. از جمله در جریان جنگ غزه، او همراه با چند روشنفکر آلمانی در بیانیه‌ای موضعی اتخاذ کرد که از سوی منتقدان به‌عنوان حمایت یک‌جانبه از اسرائیل تلقی شد. منتقدان او را متهم کردند که در این موضع‌گیری، چشم خود را بر نسل‌کشی در غزه و پیامدهای انسانی آن بسته است. این موضع‌گیری بحث‌های گسترده‌ای در محافل فکری و رسانه‌ای برانگیخت و برای بسیاری نشانه‌ای از شکاف میان نظریه هابرماس درباره گفت‌وگوی عقلانی و مواضع سیاسی عملی او تلقی شد.

    در نوشته‌ها و مصاحبه‌های سال‌های اخیر هابرماس نیز نوعی بدبینی نسبت به وضعیت جهان معاصر دیده می‌شد. او بارها از تضعیف حوزه عمومی در عصر رسانه‌های دیجیتال، گسترش پوپولیسم و کاهش ظرفیت گفت‌وگوی عقلانی در سیاست سخن گفته بود. در همین دوره، برخی از نوشته‌های او درباره ضرورت تقویت توان دفاعی اروپا نیز با بحث و واکنش‌های انتقادی روبه‌رو شد.

    هابرماس در سال ۱۹۲۹ در دوسلدورف به دنیا آمد و نوجوانی خود را در سال‌های جنگ جهانی دوم گذراند. تجربه مستقیم او از سقوط آلمان نازی و مواجهه با جنایت‌های آن رژیم، نقش مهمی در شکل‌گیری دیدگاه‌های سیاسی و فلسفی‌اش داشت. دفاع از دموکراسی، حقوق بشر و مسئولیت تاریخی آلمان در قبال گذشته نازی از موضوعاتی بود که در بخش بزرگی از آثار و مداخلات عمومی او دیده می‌شود.

    او در طول زندگی خود ده‌ها کتاب و صدها مقاله منتشر کرد و بر نسل‌های متعددی از فیلسوفان، جامعه‌شناسان و نظریه‌پردازان سیاسی تأثیر گذاشت. آخرین اثر بزرگ او در سال ۲۰۱۹ منتشر شد؛ کتابی حجیم درباره تاریخ فلسفه و نسبت میان ایمان و عقل در سنت اندیشه غرب.

    با مرگ هابرماس، یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های فلسفه سیاسی و نظریه اجتماعی معاصر از میان رفت. همزمان با بازخوانی میراث فکری او، بحث درباره مواضع سیاسی و تناقض‌های احتمالی میان نظریه‌های او درباره گفت‌وگوی عقلانی و برخی مداخلات سیاسی‌اش نیز همچنان ادامه خواهد داشت.

    اخبار روز

    Leave a Reply

    Your email address will not be published. Required fields are marked *