همبستگی ایجابی، شرط اثر گذاری پایدار
مقدمه
جنبشهای اجتماعی نوین در جهانی شکل میگیرند که بهطور طبیعی با تکثر دیدگاهها، هویتها و مطالبات همراه است. این تکثر، اگرچه میتواند منبعی از پویایی و خلاقیت باشد، اما بدون نوعی هماهنگی ایجابی، بهسرعت به پراکندگی و فرسایش نیروها میانجامد. تجربههای تاریخی و معاصر نشان میدهد که صرف گردهمآیی نیروهای متکثر، تضمینکننده دوام و اثرگذاری نیست؛ بلکه آنچه به این تکثر معنا و جهت میدهد، وجود یک همبستگی فعال و هدفمند است.
یکم – تکثر بدون هماهنگی؛ انرژی پراکنده
تکثر در ذات خود مثبت است اما کارایی آن به نحوه سازمانیابی و پیوند میان اجزایش بستگی دارد. اگر این تکثر فاقد هماهنگی ایجابی باشد، همچون دودی است که از آتشی برنخاسته است: قابل مشاهده، اما بیاثر و ناپایدار. جنبشهایی که تنها به کثرت صداها تکیه میکنند، بدون آنکه میان این صداها نسبتی روشن برقرار کنند، در نهایت به آشفتگی درونی و از دست رفتن تمرکز دچار میشوند.
دوم – ضرورت جهتمندی راهبردی
هر تکثر مؤثری نیازمند یک محور راهبردی است؛ امری که بتواند نیروهای پراکنده را حول خود گرد آورد. این محور نهتنها باید روشن و قابل فهم باشد، بلکه باید توانایی ایجاد همگرایی عملی را نیز داشته باشد. تکثر، کشتی نجات نیست که صرف حضور در آن نجاتبخش باشد؛ بلکه مسیر، مقصد و نحوه حرکت آن باید مشخص باشد. بدون این جهتمندی، حتی گستردهترین ائتلافها نیز در لحظههای بحرانی دچار واگرایی خواهند شد.
سوم – ائتلاف حداکثری حول اصول حداقلی
یکی از راهکارهای برونرفت از بحران پراکندگی، شکلگیری ائتلافهایی است که بر اصولی حداقلی اما مشترک استوارند. این اصول باید به اندازهای فراگیر باشند که گروههای متنوع بتوانند خود را در آن بازشناسند، و در عین حال بهقدر کافی مشخص باشند تا از فروغلتیدن به ابهام جلوگیری کنند. چنین ائتلافی امکان میدهد که تکثر بهجای تبدیل شدن به مانع، به ظرفی برای همافزایی بدل شود.
چهارم – مرزگذاری ضروری در برابر تفرقه
در هر جنبش اجتماعی، همواره نیروها یا جریانهایی وجود دارند که نهتنها به هماهنگی تن نمیدهند، بلکه عملاً به عامل تفرقه تبدیل میشوند. نادیده گرفتن این واقعیت، میتواند کل پیکره جنبش را دچار فرسایش کند. همبستگی ایجابی به معنای حذف تکثر نیست، بلکه به معنای پذیرش مرزهایی است که از انسجام جمعی محافظت میکنند. جذب حداکثری بدون حداقلی از دفع، به معنای از دست دادن هویت و کارایی است.
پنجم – جذابیت واقعی در کنش اجتماعی
در کنش اجتماعی، نمیتوان و نباید انتظار داشت که یک حرکت برای همه جذاب باشد. تلاش برای جلب رضایت همگان، اغلب به بیمحتوا شدن پیام و از دست رفتن قدرت تأثیرگذاری میانجامد. جذابیت واقعی از وضوح، صداقت و انسجام برمیخیزد، نه از پراکندگی و ملاحظهکاری بیش از حد. جنبشی که بتواند ائتلافی منسجم از کنشگران متعهد ایجاد کند، در بلندمدت توان گسترش و نفوذ بیشتری خواهد داشت.
جمعبندی
تکثر، واقعیتی گریزناپذیر در جنبشهای اجتماعی نوین است، اما این تکثر تنها زمانی به نیرویی سازنده بدل میشود که در قالب همبستگی ایجابی سازمان یابد. هماهنگی حول اهداف راهبردی، تعریف اصول حداقلی مشترک، و حفظ مرزهای ضروری در برابر تفرقه، از ارکان چنین همبستگیای هستند. در نهایت، آنچه یک جنبش را پایدار و مؤثر میسازد، علاوه بر کثرت نیروها، کیفیت پیوند میان آنهاست؛ پیوندی که بتواند از دل تفاوتها، وحدتی معنادار و کارآمد خلق کند.
آپاراتوسی که بتواند میان ناهمگرایی ها، هماهنگی عملی و نسبتا پایدار حول یک عمل استراتژیک ملی برقرار نماید.
آپاراتوس ملی و مرحله ای در برابر آپاراتوس های دیگر !
نام نویسنده محفوظ


