اعلامیه چهار بلوک جمهوری خواه به مناسبت ۸ مارس، روز جهانی زنان

برابری جنسیتی پیش نیاز دموکراسی در ایران
در روز جهانی زنان، باید یک واقعیت را بی پرده تکرار کنیم: تبعیض و خشونت علیه زنان در ایران یک حادثه پراکنده، یک خطای فردی یا یک انحراف اجتماعی نیست؛ این خشونت در لایه های عمیق تر نظام حقوقی و سیاسی کشور جا گرفته و در بسیاری از موارد در قانون، سیاست و سازوکارهای رسمی، در ساختار نهادها و در منطق حکمرانی نهادینه شده است.
در ایران، مساله زنان هرگز صرفا یک مسئله اجتماعی یا فرهنگی نبوده است. کنترل بدن، پوشش و حضور زنان در عرصه عمومی در چهار دهه گذشته به یکی از ابزارهای اصلی نظم سیاسی تبدیل شده است. از همین رو، مقاومت زنان در برابر این کنترل نیز همواره ابعادی سیاسی داشته است؛ زیرا هر چالش علیه این نظم، در نهایت چالشی علیه ساختار قدرت نیز محسوب میشود.
ما با خشونتی ساختاری روبرو هستیم؛ خشونتی که با تبعیض های قانونی، حجاب اجباری، محرومیت های آموزشی و شغلی، حذف سیستماتیک زنان از عرصه عمومی و تبدیل بدن زن به ابزار کنترل اجتماعی باز تولید شده است. این خشونت تنها زخمی بر تن زنان نیست؛ جراحتی است که در حافظه جمعی یک ملت باقی مانده است.
خشونت ساختاری را باید در فرصتهایی دید که هرگز به زنان داده نشده، در استعدادهایی که مجال شکوفایی نیافتهاند، در رویاهایی که پیش از تولد خاموش شده و در نسلهایی که آینده برابر از آنان دریغ شده است. جامعهای که نیمی از جمعیت خود را محدود میکند، در حقیقت ظرفیت توسعه، عدالت، خلاقیت و حتی ثبات خود را محدود کرده است.
در عین حال، زنان در ایران تنها قربانیان این نظم نبودهاند. در بسیاری از لحظه های مهم تاریخ معاصر، آنان از فعالترین نیروهای اجتماعی برای تغییر بودهاند. از جنبشهای دانشجویی و مدنی تا اعتراضات گسترده سالهای اخیر، حضور زنان نه فقط به عنوان مشارکت کننده بلکه به عنوان یکی از محرک های اصلی اعتراض و مطالبه گری دیده شده است.
جنبش «زن، زندگی، آزادی» نقطهای بود که در آن مطالبه آزادی زنان به زبانی مشترک برای بخشهای گسترده ای از جامعه تبدیل شد. در این جنبش، مسئله زنان از سطح یک مطالبه صنفی یا اجتماعی فراتر رفت و به نمادی از خواست آزادی و کرامت انسانی در سطح جامعه بدل شد. اما تصویر کامل تر، پیچیده تر از این است.
برای بسیاری از زنان اتنیک ها در ایران، خشونت چهره ای چندلایه و عمیق تر داشته است. آنها علاوه بر تبعیض جنسیتی، با تبعیض زبانی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی نیز روبرو بودهاند.
در مناطقی که فقر ساختاری، محرومیت آموزشی، کمبود خدمات بهداشتی و سرکوب هویت فرهنگی به واقعیتی روزمره بدل شده، خشونت علیه زنان شبکه ای تودرتو از نابرابری های تاریخی است. برای این زنان، تبعیض نه یک تجربه شخصی و مقطعی، بلکه نظمی تثبیت شده است که عوارض آن را چند نسل تجربه میکنند.
خشونت علیه زنان در شرایط سرکوب های گسترده و جنگ ابعاد بزرگی به خود می گیرد و نیروهای ترقی خواه و فعالان جنبش زن زندگی آزادی، وظایف سنگین را در این چنین شرایطی را به عهده دارند. تشکیل انجمن های همبستگی، یاری برای رسیدگی به گروه های آسیب پذیر و بویژه زنان را در اولویت قرار می دهد
همینجا ست که بحث عدالت انتقالی اهمیت پیدا میکند.
عدالت انتقالی فقط محاکمه عاملان خشونت یا ثبت خاطرات دردناک گذشته نیست. معنای عمیق تر آن بازسازی رابطه دولت و جامعه بر پایه برابری و کرامت انسانی است؛ یعنی اصلاح ساختارهای که تبعیض را به بخشی از نظام حقوقی و اداری تبدیل کردهاند. یعنی جبران محرومیت های تاریخی و تضمین حقوق برابر برای همه زنان، بی هیچ تمایزی که مبنای آن جنسیت، زبان، مذهب یا تعلق اتنیکی باشد.
در یک گذار دموکراتیک، این فرایند چند سطح را در بر میگیرد:
ـ قوانین تبعیض آمیز علیه زنان باید به طور کامل لغو شوند؛
ـ موانع مشارکت آموزشی، اقتصادی و سیاسی از میان برداشته شود و امکان حضور برابر در عرصه های سیاسی و اجتماعی فراهم شود؛
ـ روایتهای سرکوب و خشونت در یک فرآیند حقیقت یابی رسمی و شفاف ثبت شوند؛
ـ و برای زنان متعلق به اتنیک ها، سازوکارهای مشخص و عملی برای رفع تبعیض طراحی شود؛ از آموزش به زبان مادری گرفته تا رفع محرومیت های اقتصادی و بهداشتی در مناطق به حاشیه رانده شده.
ـ در عین حال، تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که دموکراسی بدون برابری جنسیتی پایدار نمیماند. حضور واقعی زنان در ساختار قدرت، در نهادهای قانون گذاری، در دولت و در فرآیند تصمیم گیری سیاسی، شرطی ضروری برای جلوگیری از بازتولید تبعیض در شکلهای تازه است.
ـ هیچ جامعه ای بدون مواجهه صادقانه با گذشته خود و بدون بازگرداندن فرصت های از دست رفته به برابری نخواهد رسید، همانطور که هیچ آینده پایداری بدون حضور آزاد و ایمن زنان ساخته نمیشود.
ـ در روز جهانی زنان، ما فقط خشونت را محکوم نمیکنیم؛ مسئله اصلی ما به چالش کشیدن ساختارهای است که خشونت را ممکن و عادی کردهاند.
ـ ما عدالت را نه به معنای انتقام، بلکه تلاشی برای بازگرداندن امکان زندگی برابر، امکان شنیده شدن صداها و امکان ساختن آینده ای متفاوت میدانیم.
میگوییم: «زن، زندگی، آزادی»؛ و این نه یک شعار لحظه ای، بلکه افق اخلاقی و نقشه راه بازسازی ایران است؛ افقی که در آن کرامت انسانی، حضور سیاسی، برابری حقوقی و به رسمیت شناختن تکثر و تنوع اجتماعی پایه های نظم جدید را شکل میدهند.
امضاکنندگان
ائتلاف همگامی برای جمهوری سکولار دموکرات در ايران
1. اتحاد جمهوری خواهان ايران
2. حزب چپ ايران
3. جبهه ملی ايران ـ اروپا
4. سازمان های جبهه ملی ايران در خارج از کشور
5. همبستگی جمهوری خواهان ايران
کانون همکاری نهادهای جمهوری خواه ایران
1. جنبش جمهوریخواهان دموکرات و لائیک ایران
2. نهاد همگرایی جمهوریخواهان ایران – استکهلم
3. انجمن ایرانیان جمهوری خواه – تورنتو (تیرا)
4. انجمن آموزشی و پژوهشی دانا
5. شبکه همگرایی جمهوریخواهان سکولار و دموکرات ایران
کنگره مشترک جمهوری خواهان دموکرات و فدرال دموکرا
1. اتحاد برای ایران استرالیا
2. تجمع احواز
3. تورکمن های دموکرات ایران
4. حزب نماینده منافع جامعه بختیاری – بختیاری، لرستان، کهگیلویه و بویراحمد
5. حزب دموکرات آذربایجان
6. شورای همکاری ترکمنصحرا
7. فرقه دموکرات آذربایجان
8. کانون دموکراسی و توسعه آذربایجان
9. گروه ۲۵ شهریور
10. گروه ایرانیان جمهوریخواه استرالیا (یار)
11. گروه چتری همنوا
12. گروه نه به اعدام
13. مرکز زنان تورک
14. جبهه متحد بلوچستان ایران-جمهوری خواهان فدرال
15. جبهه دموکراتیک ایران
16. اتحاد ایرانیان جمهوری خواه – انگلستان
نهادهای شهری جمهوری خواهان
1. همایش ایرانیان هامبورگ و حومه
2. جمهوری خواهان انقلاب مهسا
3. کانون ایرانیان جمهوریخواه جنوب سوئد
4. کادر درمان برلین برای حقوق بشر
5. طرفداران جمهوری سکولار دموکرات
6. بنیاد مهسا کپنهاک


