جمهوری اسلامی و تقویت جامعه تودهای در بیرون و درون حکومت
تحولات و اتفاقات سیاسی در جامعه ایران نشانگر رشد مناسبات جامعه تودهای است. این اتفاق هم اراده جمهوری اسلامی است و هم پیامد تشدید وخامت بیماری مزمن اقتصادی، بحران زیستمحیطی و گسترش فقر. همچنین برخی از نیروها در اپوزیسیون نیز جامعه تودهای را فرصتی برای مقاصد سیاسی خود میدانند.
جریان موسوم به خط امام که هسته اصلی شکلدهنده نظام جمهوریاسلامی ایران بود، در آستانه انقلاب با شعار «حزب فقط حزبالله رهبر فقط روحالله» خواست خود برای ایجاد یک جامعه تودهای دنبالهرو ولیفقیه را آشکار کرد.
بعد از تثبیت نظام در سال ۱۳۶۰، با سرکوب گروههای سیاسی دگراندیش و مخالف و بر اساس ساختار حقوقی شکل گرفته در قانون اساسی و موقعیت رهبری کاریزماتیک آیتالله خمینی، آزادی احزاب به صورت نهادینه با انسداد مواجه شد. البته بعد از حذف جناح موسوم به «لیبرال» با نظر موافق آیتالله خمینی بلوک قدرت به دو جناح تقسیم شد که با فراز و نشیب تا به امروز ادامه یافته است.
اما در همه چهار دهه گذشته الگوی نظام رهبری تودهای و تبعیت همه از دستورات ولیفقیه در امور کلان بودهاست. به عبارت دیگر مناسبات شبان و رمه در قالب تقدیس یافته امام-امت ترویج و اجرا شدهاست.
علی خامنهای بعد از به حاشیه راندن اکبر هاشمی رفسنجانی، اصلاحطلبان و اعتدالیها، عرصه سیاسی نظام را در خدمت اصولگرایان قرار داده است. حاکمیت یکپارچه مورد انتظار حاکمیت محقق نشده و این احتمال وجود دارد که اختلافات بین اصولگراها در حدی افزایش یابد که به انشعاب و صفآراییهای جدید منجر شود. اما در مقطع فعلی سطح تشکلیافتگی سیاسی و مناسبات سازمانیافته در درون نظام به صورت نسبی کاهش پیدا کرده است.
نهاد ولایت فقیه به میانجیگری نهادهای اطلاعاتی و افزایش هماهنگی بین آنها در دولت ابراهیم رئیسی با تشدید فشار و سختگیری بر نیروهای جامعه مدنی، آنها را در شرایط بسیار دشواری قرار داده است. شاید بشود گفت بعد از دهه هفتاد خورشیدی جنبشهای اجتماعی، گروههای صنفی و کلا نیروهای اجتماعی که به صورت بالقوه توان سازماندهی دارند، در ضعیفترین موقعیت قرار دارند.
در شرایط فعلی تنها جنبش معلمان فعال است که معلوم نیست در برابر بازداشتها، احضارها، اخراجها و پروندهسازیهای امنیتی توان مقاومت را دارد یا نه؟ دستگاه امنیتی علاوه بر سرکوب سخت از شیوههای نرمافزاری نیز برای زمینگیر کردن گروههای سیاسی و اجتماعی که در مجموع مواضع مترقی و متناسب با سرمشق دموکراسی، حقوق بشر و عدالت استفاده کرده است. در واقع نوعی پیچیدگی در برخورد قابل مشاهده است که علاوه بر ایجاد فضای پلیسی و تشدید مجازات این نیروها را به لحاظ شرایط عمل در تنگنا قرار داده و در مناسبات درونی نیز آسیبپذیر ساخته است.
این وضعیت نشانگر تمایل نظام به سوق دادن عرصه عمومی و فضای اپوزیسیون به جامعه تودهای و ذرهگون است. البته جمهوریاسلامی ایران از ابتدا در قالب گروههای فشار موسوم به «امت حزبالله»، «توده خداجو» و «نیروهای انقلابی» یک جامعه تودهای سرکوبگر در جامعه تأسیس کرد.
رصد کردن اتفاقات و عملکرد نهادهای امنیتی و نظامی نمایانگر اراده و برنامه نظام برای تعمیق جامعه تودهای در فضای عمومی ایران و حاکم شدن آن در عرصه اعتراضات و مخالفتهاست. گسترش جمعیت زیر خط فقر و ناتوانی کثیری از مردم ایران در تأمین نیازهای اولیه معیشتی نیز عرصه جامعه را برای از هم گسیختگی اجتماعی و خروش فردی مساعد کرده است. استیصال و انزجار عمدتاً منجر به خشم و رد کنشگری سازمان یافته و متکی به اصول متعالی و مثبت میشود.
به نظر میرسد هسته سخت قدرت تهدید اصلی خود را مخالفتهای سازمان یافته از سوی تشکلها و جنبشهای اجتماعی شناختهشده و شناسنامهدار در ایران میداند که سمت و سوی مخالفت آنها به سمت بسط دموکراسی و تعمیق آزادی و عدالت بوده و نسبت به بازسازی استبداد حساس هستند، و از این رو فشار را بر آنها تشدید کرده است.
کوچکترین تحرک سیاسی و اجتماعی که منجر به شکلگیری یک کانون قدرت تازه در آینده شود، تحمل نشده و کنشگران بازداشت و به احکام حبس سنگین محکوم میشوند. ترویج انفعال و رد کنشگری و عاملیت دیگر حرکتی است که مورد حمایت قرار میگیرد تا امیدها برای تلاش جمعی در قالبهای سامانیافته کاهش پیدا کرده و به این ترتیب سیاست در معنای کنش جمعی در ارتباط با دیگری و تغییر دهنده وضعیت موجود و بیان مخالفت تعمیمیافته و متشکل به اغما برود.
افزایش فعالیتهای نظام برای تقویت نمادهای قدرت و باورهای ایدئولوژیک در قالب مانور دادن بر روی چاپلوسی و فریبکاری چون نمایش «سلام فرمانده» در این چارچوب قابل درک است که کوشش میشود به موازات استیصال معیشتی که به طور طبیعی مطالبات ثانویه را به حاشیه میبرد و سیر کردن شکم را اولویت نخست میکند، حساسیت فردی و جمعی نسبت به شان و کرامت انسانی کاهش یافته و تحت الشعاع منافع ابتدایی مادی و حرفهای قرار بگیرد.
سلسلهجنبانان این راهبرد تصور میکنند در سایه بیاعتبار کردن تمامی نهادها و افراد مرجع در جامعه و سرکوب کامل گروههایی که قابلیت بالقوه سازماندهی دارند توان مدیریت و مهار اعتراضات تودهای را دارند. در غیاب نیروهایی که امکان ایجاد هماهنگی و سازماندهی داشته باشند و بتوانند توده خشمگین را به یک حرکت اعتراضی با مطالبات مناسب سوق دهند که منجر به بهبود وضعیت کشور در آینده شود، اعتراضات خیابانی واکنشی کنونی استعداد بالایی دارند که به شورش کور منجر شوند.
دیگر سناریوی محتمل در این شرایط بروز گفتمان تمامیتخواهی و مناسبات اقتدارطلبانه و مروج خشونت ناموجه در اعتراضات میدانی است که به نوبه خود کار را برای اعتبارزدایی و سرکوب معترضان مساعد کرده و باعث اختلاف و واگرایی در بین مخالفان نیز میشود.
بنابراین در چارچوب نکات پیشگفته نظام در چارچوب یک برنامه مشخص درصدد تحمیل خواست خود در تقویت مناسبات جامعه تودهای بر اعتراضات بالقوه است. چارهاندیشی در این خصوص با توجه به افزایش تنگناها و هزینه بالای فعالیت سازمانیافته در داخل کشور برای غلبه بر موانع گذار به دموکراسی ضرورت دارد.
رادیو فردا
****************
مقالات دیگر از این نویسنده
- پارادوکس همکاری سیاسی مدافعان و مخالفان مداخله خارجی
- همگرایی جمهوری خواهان و لزوم پرهیز از پوپولیسم
- چهار دلیل عمده در ابطال دلایل مدافعان شرکت در انتخابات ۱۴۰۳
- جمهوری اسلامی؛ گذار به اکثریت بیدولت و دولت مافیایی اقلیت
- انتخابات ۱۴۰۲؛ تشدید یکهسالاری و شکاف در حاکمیت یکپارچه
- انتقام موشکی سپاه؛ تداوم آسیبپذیری امنیتی
- رویای جمهوری اسلامی؛ ایران در تملک خودیهای ولی فقیه
- سپاه پاسداران؛ مطیع ولی فقیه و متولی حکومت
- عفو معترضان زندانی؛ تعدیل سیاست سرکوب یا تغییر روش سرکوب؟
- اروپا و چالشهای قراردادن سپاه در فهرست تروریستی
- جمهوری اسلامی و آرزوی محال بازسازی دهه شصت
- نسل جدید جنبش دانشجویی
- چالشهای “پیشاسیاسی” در گذار به دمکراسی در ایران
- جمهوری اسلامی و تقویت جامعه تودهای در بیرون و درون حکومت
- ترکیدن زودهنگام حباب «حاکمیت یکپارچه» اصولگرایان
- بحران اوکراین و بازنمایی خطر اقتدارگرایی و ایدئولوژیزدگی
- چالشهای دمکراسی در کشورهای دمکراتیک
- سانسور وقایع انقلاب؛ دریچهای به جابهجایی مفهوم انقلاب در پساانقلاب
- تنش آبی؛ سیلی که شاید سرکوب را زمینگیر کند
- انتخابات ۱۴۰۰ دریچهای برای شناخت موقعیت سپاه پاسداران در سیاست
- خامنهای در نقطهاوج رهبریِ یکهسالارانه
- پیشدرآمدی بر انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۰
- پارادوکس «میانهروها» در سیاست خارجی
- بهمن ۵۷؛ تقابل با لیبرالیسم سیاسی و انقلابی که نافرجام متولد شد
- چرا تشکیل دولت نظامی در ایران با وجود ولایت فقیه ناممکن است؟
- گلوبالیسم و ساز ناکوک پوپولیسم راست
- چرا اسرائیل در برابر جمهوری اسلامی ایران تهاجمی شده است
- حامی پروری و امتناع اصلاحات حربه اصلی بقا
- تحکیم فرادستی نهاد ولایت فقیه در عصر پساخامنهای
- قرارداد ۲۵ ساله و زوال رویای ایرانی
- برنامه هستهای؛ بازگشت ایران به ریل بحران
- آیتالله خمینی؛ «عوامترین» حاکم تاریخ ایران
- کرونا و شالودهشکنی در الهیات مشهور شیعه
- کرونا، تئوری توطئه، و جنگ روانی چین و آمریکا
- انتخابات مجلس یازدهم؛ تقویت تغییرات ساختاری
- ۹ سالگی حصر و خلق قدرت در خیابان
- ضرورت برندسازی سیاسی از جمهوری خواهی سکولار دمکرات
- انقلاب، جنبش دانشجویی وچرخش مرکز ثقل از خارج به داخل
- چگونه قاسم سلیمانی فرزند معنوی خامنهای شد
- اعتدالیها و اصولگراها در اوضاعی که عادی نمیشود
- لقمه بزرگ در گلوی رهبر جمهوری اسلامی
- آیا خیزش اجتماعی اخیر ایران به انقلاب میانجامد؟
- غنیسازی در فردو؛ سودای تغییرِ شرایط مذاکره به سود ایران یا برعکس؟
- چرا استفاده از کمک شبهنظامیان خارجی به سیلزدگان موجه نیست؟
- بحران مزمن و راهبردی مدیریت بحران کشور
- انقلاب، جنبش دانشجویی وچرخش مرکز ثقل از خارج به داخل
- مدرنیته معیوب و ظهور پدیده «خمینی»
- بازگشت فصل خزان در روابط ایران و اروپا
- جنبش دانشجویی، در کشاکش سیاستگریزی و سیاست رهاییبخش
- اعتصابات اخیر و سایه روشنهای اعتراضات صنفی-اجتماعی
- «تروریسم»، آسیبپذیری حکومت و مانع بزرگ جامعه
- آیا اسرائیل دشمن ایران است؟
- خامنهای و اراده جلوگیری از تحقق برجام دو
- دعایی و قمار سیاسی بر سر خاتمی


