چگونه وارد یک گفتوگوی خردورزانه شویم؟
شش اصل برای فهمیدن، نقد کردن و آموختن از یکدیگر
در بحثهای عمومی، بهویژه هنگامی که موضوع به آیندهٔ جامعه، سیاست، آزادی و عدالت مربوط میشود، اختلافنظر امری طبیعی است. افراد تجربهها، باورها، ارزشها و منافع متفاوتی دارند و لزوماً به نتایج یکسانی نمیرسند. مسئله این نیست که چگونه همه را به توافق برسانیم، مسئله این است که چگونه با وجود اختلافنظر، گفتوگو کنیم، بهتر بیندیشیم و از یکدیگر بیاموزیم.
بسیاری از بحثها پیش از آنکه به بررسی دقیق مسئله برسند، به رقابتی برای اثبات برتری خود یا بیاعتبار کردن طرف مقابل تبدیل میشوند. گاهی بهجای پاسخ دادن به استدلال، به شخصیت گوینده حمله میکنیم، گاهی سخن دیگری را پیش از فهمیدن رد میکنیم و گاهی چنان به باورهای خود وابستهایم که هیچ استدلال مخالفی را شایستهٔ شنیدن نمیدانیم.
اما گفتوگو میتواند کارکرد دیگری نیز داشته باشد، فرصتی برای شناخت دیدگاههای متفاوت، آزمودن باورهای خود، آشکار کردن خطاها و یافتن راههایی که بهتنهایی قادر به کشف آنها نیستیم. چنین گفتوگویی را میتوان “گفتوگوی خردورزانه” نامید. این موضوع فقط به ایران مربوط نیست. هر جا که اختلافهای اجتماعی و سیاسی عمیقاند و افراد با دیدگاهها و منافع متفاوت در کنار یکدیگر زندگی میکنند، نیاز به چنین گفتوگویی وجود دارد. برای شکلگیری آن، دستکم شش اصل دارای اهمیت ویژه ای هستند.
۱. پیش از نقد کردن، بکوشیم دیگری را بفهمیم
نخستین گام در گفتوگوی خردورزانه، فهم دیدگاه طرف مقابل است. این کار بیش از آنکه به معنای شنیدن واژهها باشد، به معنای تلاش برای شناخت منظور، دلایل و پیشفرضهای گوینده است. گاهی سخن دیگری را میشنویم، اما بهجای فهم آن، بلافاصله به دنبال پاسخ یا رد کردنش میرویم. در نتیجه، ممکن است به پرسشی پاسخ دهیم که مطرح نشده است یا دیدگاهی را نقد کنیم که طرف مقابل اساساً به آن باور ندارد.
برای جلوگیری از این وضعیت، میتوان پیش از مخالفت پرسید: “آیا درست فهمیدهام که منظور شما این است؟” چنین پرسشی ساده میتواند بسیاری از سوءتفاهمها را برطرف کند. البته فهمیدن به معنای پذیرفتن نیست. ممکن است دیدگاه دیگری را بهدرستی بفهمیم و همچنان با آن مخالف باشیم. در مسائل اجتماعی و سیاسی نیز اختلافها همیشه ناشی از سوءتفاهم نیستند، گاهی افراد واقعاً ارزشها و منافع متفاوتی دارند. بااینحال، شناخت دقیق این اختلافها شرط لازم برای بررسی و گفتوگوی جدی دربارهٔ آنهاست.
2 . جای تکیه بر نامها و مقامها، دلایل را بررسی کنیم
در گفتوگوهای علمی و اجتماعی، گاهی اعتبار یک سخن را نه بر اساس شواهد و استدلالهای آن، بلکه بر پایهٔ شهرت، مقام یا وابستگی گوینده میسنجیم. ممکن است سخنی را فقط به این دلیل بپذیریم که شخصیتی مورد اعتماد آن را بیان کرده است، یا صرفاً به دلیل مخالفت گوینده با یک مرجع، آن را رد کنیم.
استقلال فکری به معنای بیاعتنایی به دانش و تجربهٔ دیگران نیست. تخصص اهمیت دارد و نمیتوان نظر یک متخصص را بدون توجه به دانش و تجربهٔ او با نظر فردی فاقد آگاهی لازم یکسان دانست. اما تخصص نیز کسی را از خطا مصون نمیدارد.
در گفتوگوی خردورزانه باید میان اعتبار تخصصی یک فرد و درستی ادعای مشخصی که مطرح میکند، تفاوت بگذاریم. همچنین باید به حدود تخصص او توجه کنیم. شهرت، مقام و وابستگی گروهی بهتنهایی دلیل کافی برای پذیرش یا رد یک ادعا نیستند. استقلال فکری یعنی مسئولیت داوری خود را به طور کامل به دیگران واگذار نکنیم، دلایل را بررسی کنیم، پرسش مطرح کنیم و در صورت لزوم، حتی باورهای مورد احترام خود را دوباره بیازماییم.
۳. بپذیریم که ممکن است اشتباه کنیم
هیچکس همهٔ پاسخها را نمیداند. دانش و تجربهٔ ما محدود است و حتی باورهایی که سالها به آنها اطمینان داشتهایم، ممکن است نیازمند بازنگری باشند. بااینحال، در بسیاری از محیطها، ندانستن یا پذیرفتن اشتباه نشانهٔ ضعف تلقی میشود. افراد گاهی ترجیح میدهند برای هر پرسشی پاسخی آماده داشته باشند، بهجای آنکه صادقانه بگویند: “نمیدانم” یا “برای قضاوت به اطلاعات بیشتری نیاز دارم”.
فروتنی فکری از همینجا آغاز میشود. کسی که محدودیت دانش خود را میشناسد، امکان بیشتری برای یادگیری دارد. او نه هر انتقادی را میپذیرد و نه در برابر هر نقدی موضع دفاعی میگیرد، بلکه میکوشد دلایل و شواهد را بررسی کند. تغییر نظر در برابر استدلال قویتر نشانهٔ بیثباتی نیست. اگر هدف ما شناخت بهتر واقعیت باشد، پافشاری بر یک باور صرفاً به این دلیل که قبلاً از آن دفاع کردهایم، منطقی نیست.
در گفتوگوی خردورزانه، پرسش فقط این نیست که “چگونه ثابت کنم حق با من است؟”؛ باید بپرسیم، “چه شواهدی ممکن است نشان دهد که من اشتباه میکنم؟”
۴. مسئله را نقد کنیم، نه اینکه به تخریب اشخاص بپردازیم
یکی از موانع جدی گفتوگو آن است که بحث دربارهٔ یک مسئله به داوری دربارهٔ شخصیت افراد تبدیل شود. بهجای بررسی یک ادعا، به پیشینه، وابستگی سیاسی، مذهب، قومیت یا ویژگیهای شخصی گوینده متوسل میشویم. در منطق استدلال، رد کردن یک ادعا صرفاً بر اساس ویژگیهای شخصی گوینده، یکی از صورتهای مغالطهٔ شخصستیزی است. درستی یک استدلال را نمیتوان فقط از روی هویت کسی که آن را مطرح کرده است تعیین کرد.
البته رفتار، منافع و تعارض منافع افراد گاهی برای ارزیابی یک ادعا اهمیت دارند. مسئله این نیست که این عوامل را نادیده بگیریم، بلکه باید نشان دهیم چه ارتباطی با موضوع دارند و چرا در ارزیابی آن مؤثرند. ممکن است با کسی در بسیاری از مسائل اختلاف داشته باشیم، اما در یک موضوع مشخص استدلال درستی ارائه کند. همچنین ممکن است فردی مورد احترام ما در موضوعی دچار خطا شود. اگر نتوانیم میان فرد و دیدگاه او تمایز بگذاریم، وفاداریها و دشمنیهای شخصی جای بررسی استدلالی را میگیرند.
اختلاف نظر نباید لزوماً به دشمنی شخصی تبدیل شود. میتوان با یک دیدگاه به شدت مخالف بود، خطاهای آن را نشان داد و مسئولیت تصمیمهای افراد را بررسی کرد، بیآنکه بحث را به تحقیر و تخریب شخصی فروکاست.
۵. در دیدگاه مخالف نیز به دنبال استدلالهای ارزشمند بگردیم
آیا هدف ما از گفتوگو فقط یافتن اشتباهات طرف مقابل است؟ اگر چنین باشد، ممکن است حتی زمانی که نکتهای درست و ارزشمندی که در سخن او وجود دارد را نادیده بگیریم.
در بسیاری از بحثها، افراد بهجای بررسی قویترین استدلالهای مخالفان، به دنبال ضعیفترین بخشهای سخن آنها میگردند. گاهی یک اشتباه کوچک یا یک بیان نارسا کافی است تا تمام یک دیدگاه را کنار بگذارند. چنین رویکردی ممکن است احساس پیروزی ایجاد کند، اما لزوماً به فهم بهتر مسئله نمیانجامد.
گفتوگوی خردورزانه مستلزم آن است که بتوانیم نقاط قوت و ضعف یک دیدگاه را هم زمان ببینیم. ممکن است بخشی از استدلال دیگری درست باشد، درحالیکه نتیجهگیری نهایی او را نپذیریم. میتوان از آن بخش ارزشمند آموخت و در عین حال، محدودیتها و خطاهای استدلال را نشان داد.
این کار به معنای چشمپوشی از اختلافها یا پذیرش بیچونوچرای دیدگاههای مخالف نیست. معیار باید کیفیت استدلال و شواهد باشد، نه هویت گوینده یا میزان توافق ما با او. توانایی تشخیص استدلال قوی در سخن کسی که با او اختلاف داریم، یکی از نشانههای استقلال فکری است. در چنین وضعیتی، هدف دیگر صرفاً شکست دادن طرف مقابل نیست، هدف، شناخت بهتر مسئله و یافتن راههایی است که شاید هیچ یک از ما بهتنهایی به آنها دست نمییافتیم.
۶. اخلاق گفتوگو را رعایت کنیم، بدون آنکه نقد را کنار بگذاریم
گفتوگو فقط به استدلال و اطلاعات وابسته نیست؛ کیفیت رابطهٔ میان افراد نیز بر امکان شنیدن و بررسی دیدگاهها اثر میگذارد. در فضایی آکنده از تحقیر، دشمنی و بیاعتمادی، حتی استدلالهای دقیق نیز ممکن است شنیده نشوند. اخلاق گفتوگو به معنای پرهیز از مخالفت یا نقد تند نیست. گاهی لازم است خطایی جدی را صریح بیان کنیم یا از تصمیمی نادرست انتقاد کنیم. اما میان نقد صریح و تخریب شخصی تفاوت وجود دارد.
اخلاق گفتوگو مستلزم آن است که سخن دیگری را تحریف نکنیم، اطلاعات نادرست را آگاهانه منتشر نکنیم، مسئولیت گفتههای خود را بپذیریم و در صورت آشکار شدن خطا، برای اصلاح آن اقدام کنیم. همچنین باید به طرف مقابل فرصت پاسخ دادن بدهیم و در برابر نقد، صرفاً به دلیل ناخوشایند بودن آن، موضع دفاعی نگیریم.
البته مسئولیت گفتوگو فقط بر عهدهٔ افراد نیست. برای گفتوگوی آزاد و سازنده، باید امکان بیان دیدگاههای متفاوت، دسترسی به اطلاعات و طرح پرسشهای انتقادی وجود داشته باشد. در فضایی که افراد از بیان نظر خود میترسند یا برخی صداها امکان شنیده شدن ندارند، نمیتوان تمام مسئولیت ضعف گفتوگو را به رفتار فردی نسبت داد. بنابراین، اخلاق گفتوگو هم به مسئولیتپذیری افراد نیاز دارد و هم به شرایطی که در آن اختلافنظر، پرسشگری و نقد امکان بروز داشته باشند.
گفتوگو برای پیروزی یا برای یادگیری؟
شش اصل یادشده را میتوان در یک پرسش خلاصه کرد: آیا وارد گفتوگو میشویم تا دیدگاه خود را به هر قیمتی اثبات کنیم، یا میخواهیم مسئله را بهتر بفهمیم؟
اگر هدف فقط پیروزی باشد، سخن دیگری را عمدتاً از این منظر میشنویم که چگونه میتوانیم آن را رد کنیم. اما اگر هدف یادگیری باشد، میکوشیم ابتدا مسئله را درست بشناسیم، دلایل را بررسی کنیم، محدودیتهای دانش خود را بپذیریم و از نکات ارزشمند دیدگاههای مختلف بهره بگیریم.
این رویکرد تضمین نمیکند که همه به توافق برسند. برخی اختلافها عمیقاند و ممکن است پس از گفتوگویی جدی همچنان باقی بمانند. اما حتی در چنین شرایطی نیز میتوان به شناخت دقیقتر اختلافها، روشن شدن دلایل آنها و تصمیمگیری آگاهانهتر دست یافت.
خردمندی جمعی به معنای یکسان اندیشیدن همهٔ افراد نیست؛ بلکه به معنای فراهم کردن امکان بهرهگیری از دانش، تجربه و استدلالهای گوناگون برای فهم بهتر مسائل مشترک است. چنین خردمندیای زمانی شکل میگیرد که افراد، در عین حفظ استقلال فکری خود، آمادگی شنیدن و آموختن از یکدیگر را داشته باشند.
درنگی برای اندیشیدن
پیش از آنکه در گفتوگویی به پاسخ دادن یا رد کردن سخن دیگری بپردازیم، از خود بپرسیم:
آیا سخن او را درست فهمیدهام؟ آیا دلایلش را بررسی کردهام؟ آیا ممکن است بخشی از آنچه میگوید درست باشد؟ و آیا اگر با استدلالی قویتر روبهرو شوم، آمادگی تغییر نظر خود را دارم؟
شاید گفتوگوی خردورزانه از همین مکث کوتاه آغاز شود؛ از لحظهای که بهجای تلاش فوری برای پیروزی، تصمیم میگیریم بهتر بفهمیم و بیاموزیم.
****************
مقالات دیگر از این نویسنده
- چگونه وارد یک گفتوگوی خردورزانه شویم؟
- برای صلح، حفظ ایران و ایجاد دموکراسی چه می توان کرد؟
- ایجاد چه نهادهایی میتواند زمینهساز تحول دموکراتیک و مسالمتآمیز باشد؟
- وقتی سیاست تعطیل میشود، باید پا پیش گذاشت
- جنبش مقاومت مدنی
- برنامهای برای صلح، تغییرات درونسیستمی و گذار دموکراتیک در ایران
- طرح ۱۰ ماده ای برای صلح و پایان جنگ
- درباره میهندوستی، میهنپرستی
- چرا بدون ائتلاف فراگیر ملی، گذار ممکن نیست؟
- میانجیِ گری برای گذار به یک حاکمیت دمکراتیک
- رابطهٔ عقل و خرد و چالشها در زمینه ولایتپذیری در ایران
- سازماندهی موازی در ابعاد سراسری برای حل مشکلات مردم
- سیاستهای جمهوریخواهان ایران
- نقشه راه اپوزیسیون جمهوریخواه در شرایط ضعف حکومت اسلامی
- رقابت شرق و غرب بر سر نفوذ در آینده ایران
- در باره ضرورت تشکیل یک دولت ملی
- سیاست خارجی بیطرفی فعال
- دو مقاله در باره «نقش جنبش مقاومت مدنی» و «سه قطب بندی در سیاست ایران»
- در باره هدف تجاوز نظامی به ایران و نتایج آن
- گفتمان ایرانِ شهروندی “گفتمان رهایی»،
- سیاست های موضوعی جمهوری خواهان ایران
- پنج درس از حرکت ۲۵ بهمن برای رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی
- همه موافقین و مخالفین مذاکره مستقیم با آمریکا
- برای گذار از حاکمیت دینی آماده شویم
- ۱۰ شرط برای وفاق فراگیر ملی و دمکراتیک
- انتخاب راه
- جنبشهای صنفی و مدنی در دوران گذار
- منافع ملی ما و جنگ اسرائیل و حماس
- در باره حکومت جانشین
- فلسفه و سیاست آموزش و پرورش علمی و دموکراتیک
- پنج درس انتخابات فرمایشی ۲۸ خرداد ۱۴۰۰
- شاخصهایی برای خردمندی – بخش دو و سه
- راههای گذر از بحرانهای کنونی کدامند؟
- اتحاد ملی برای لغو نظارت استصوابی
- حداکثرخواهی بر ضد تکثرگرائی دموکراتیک
- رو به میهن، پشت به دشمن
- چهار خواست مشترک دموکراسیخواهان ایران
- شاخصهای مشترک نظامهای دیکتاتوری
- شاخصهای یک حکومت دموکراتیک
- زلزله و برآمد نیروی سوم
- چرا باید درس بخوانیم؟
- پارلمان کلیسای سوئد و درسهای آن برای ما
- سیاستورزی دموکراتیک در تئوری و عمل
- شاخصهایی برای خردمندی
- شاخصهای یک بحث و گفتوگوی علمی و دموکراتیک
- بهمناسبت آغاز سال تحصیلی، شاخصهای یک تدریس خوب، علمی و دمکراتیک
- چرا برخی بسیار میدانند اما هیچ نمیفهمند
- کارپایه میانه مصدق
- رد صلاحیتها؛ نشانه ضعف یا قدرت؟
- آموزش علمی و دموکراتیک
- آیا توافق لوزان در خدمت منافع ملی ایران است؟
- طرحی برای ایجاد تغیرات دمکراتیک در ایران
- جمهور مردم در برابر جمهوری اسلامی
- آزادیهای اجتماعی و دموکراسی سیاسی
- انتخابات افغانستان و «انتخابات» ایران
- ۲۰۱۴ سالی بزرگ برای دموکراسی در جهان
- جمهوری اسلامی به بنبست رسیده است، چاره بحران تغییرات ساختاری است
- در باره سه خط مشی سیاسی و نتایج آن
