۴۰ سال خیانت به زیست بوم و اینک فاجعه!
به عنوان یک کارشناس که درحد خود با معضلات زیست محیطی ایران آشنایی دارد یادداشت زیر را نوشتهام:
-ایران کشوری کوهستانی است که اختلاف ارتفاع شهرها، درهها و زمینهای کشاورزی آن در محدوده استانهای آن بطور متوسط هزار و دویست و در مناطقی به دو هزار و پانصد متر میرسد. پوششهای گیاهی از درختان و درختچهها گرفته تا بوتهها و علفها و گلهای وحشی، علاوه برآن که در همه جای جهان برای حفظ تعادل طبیعت و محیط زیست و حفظ خاک اهمیت حیاتی دارند در ایران بخاطر اختلاف ارتفاع اراضی و در نتیجه شیب دار بودن بیش از حد زمینها در جلوگیری از فرسایش خاک و ممانعت از جاری شدن سیلهای بنیان کن و هدایت آب باران به ذخایر زیرزمینی اهمیتی دوچندان پیدا میکنند.
مهمترین عاملی که از گذشتههای دور درهها و زمینها و مزارع و مراتع ایران را از گزند سیلابهای تند گل آلود و فرسایش خاک مصون داشتهاند، پوششهای گیاهی است. درختان، علفها و چمنها با ریشههای انبوهی که در خاک میپراکنند ذرات خاک را محکم به هم میدوزند و از شسته شدن آنها توسط سیلابها و مخلوط شدن خاک و اب به بهمنهای تخریب گر که اگر با خاک مخلوط شوند میتوانند به سرعت همه چیز را بر سر راه خود نابود کنند جلوگیری میکنند و در کند کردن حرکت سیلاب، گل آلود نشدن آن و ذخیره شدن آب در لایههای زمینی و اشباع ذخایر آبی نقش حیانی دارند.
-تخریب جنگلها و پوششهای گیاهی، خاک زنده و باروری که طی قرنها میکروارگانیسمهای لازم برای رشد گیاهان در خود پروراندهاند را در برابر باران و جریان تند آب بی دفاع میکنند و سبب میشوند که با کوچکترین جریان آب، خاکهای زنده و حاصلخیز شسته شوند. که این بدترین و غیرقابل جبران ترین نوع فرسایش خاک است.
-در هر منطقه کوهستانی و شیب داری که پوشش گیاهی آن تخریب و یا ضعیف شده باشد یک بارش تند باعث جاری شدن سیلابهای سرکش و گل آلود میشود که خاک بی حفاظ شده را میشوید و با خود به سرعت به سوی مناطق پائین دستی سرازیر میکند و در مسیر خود همه چیز را تخریب میکند.
-شسته شدن خاک زنده و از جا کنده شدن آن در اثر سیلاب خسارتی جبران ناپذیر است. چرا که خاک زندهای که گیاهان در آن رشد میکنند، در طول هزاران سال در طبیعت پدید آمده و تکمیل شدهاند و معمولا لایههای زنده و بیرونی خاک از چند سانتیمتر تا ۵۰ سانتیمتر بیشتر نیستند، اما برای جبران و جانشینی آنها قرنها تلاش طبیعت و همکاری انسان لازم است.
به همین دلایل و دلایل دیگری که در این یادداشت نمیگنجد کارشناسان محیط زیست هرگونه تخریب پوششهای گیاهی را خسارت جبران ناپذیر میدانند و در بسیاری از کشورها نه فقط از پوششهای گیاهی مراتع و جنگلها به روشهای علمی محافظت میشود، بلکه میکوشند بیابانها و کویرها را نیز سرسبز کنند.
تخریب پوششهای گیاهی و بی پناه شدن خاک نه فقط موجب فرسایش آن از طریق سیل میشود بلکه تندبادها نیز ذرات خاک را از جا بلند میکنند و به صورت ریزگردها با خود به مناطق دور دست میبرند که خود یکی از دلایل آلوده شدن هوای مناطق مسکونی و مشکلات وخیم تنفسی است. مسالهای که در سالهای اخیر به یکی از معضلات وخیم زیست محیطی ایران تبدیل شده است.
-مهندسان سد سازی برای جلوگیری از ورود خاک به درون دریاچه پشت سد که موجب پرشدن دریاچه و کوتاه شدن عمر مفید سدها میشود اصرار دارند که حتی الامکان آب زلال وارد مخزن سد شود و به همین دلیل از احداث سد در مناطقی که آب ورودی گل آلود است و مسیرهای آب فاقد پوششهای گیاهی است اجتناب میکنند. از همین رو است که در اطراف آبراهها و جویبارهای منتهی به سد حتی از چریدن بزها نیز جلوگیری میشود چرا که بز ریشه علفها که برای جلوگیری از گل آلود شدن خاک اهمیت حیاتی دارد را میخورد.
در رژیم پیشین وزارت کشاورزی طرح هایی به نام بیابان زدایی، تثبیت خاک، آب خیز داری، گسترش فضای سبز، استفاده علمی از جنگلها و مراتع و استفاده بهینه از ذخایر آبی کشور در دست اجرا داشت که پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی همه این پروژهها عملا به دست فراموشی سپرده شدند.
در چهل سال گذشته به دلیل بی اعتنایی جمهوری اسلامی به محیط زیست و سوء استفاده بی سابقه از جنگلها، مراتع، پوشش گیاهی میلیونها هکتار از مراتع و جنگلهای کشور تخریب شده است.
اغراق نیست اگر بگوئیم در همه چهل سال گذشته به جای بیابان زدایی، مرتع زدایی و جنگل زدایی شده و هر صدایی هم که در دفاع از محیط زیست بلند شد همسویی با دشمن و “سیاه نمایی” وانمود شده است. همین دو سال پیش بود که نیروهای امنیتی فعالان محیط زیست را فلهای دستگیر کردند که هنوز آزاد نشدهاند و یکی از آنان را هم در زندان کشتند.
بنابه برخی ارزیابیهای کارشناسان محیط زیست، مساحت تخریب شده پوششهای گیاهی مراتع و جنگلهای انبوه وغیرانبوه سراسر ایران در ۴۰ سال گذشته بالغ بر دو میلیون هکتار است. استانهای لرستان، گلستان، مازندران، گیلان، خوزستان، خراسان، فارس، کرمانشاه، کردستان، تهران، آذربایجان شرقی و غربی و همه رشته کوهها و درههای زاگرس و البرز شاهد تخریب دهها و صدها هزار هکتار پوششهای گیاهی بودهاند.
اگر در هنگامه بارانهای شدید اخیر این ظرفیتهای زیست محیطی که طی قرنها نقش حفظ خاک، حفظ زیست محیط، نگهداری و ذخیره آب و ممانعت از به راه افتادن سیلابهای گل آلود را ایفا میکردند همچنان حفظ شده بودند بی گمان و قطعا بارنهای اخیر به سیلهای بنیان کن و فاجعه آفرین کنونی تبدیل نمیشدند. بلکه برعکس دهها میلیارد مترمکعب از این آبها جذب لایههای زیرزمینی کوهپایهها و درههای ایران میشدند و زمینها و ذخایر تشنه ایران را اشباع میکردند. اینک اما بارانی که میتوانست یک ثروت عظیم ملی باشد در اثر ندانم کاریها و خیانتهای چهل ساله نهادهای مسئوول جمهوری اسلامی به بلای جان مردم وکشور تبدیل شده است. سیلهای تند حجم بسیارعظیمی از خاکهای ارزشمند کشور را به یک نیروی مخوف تخریب تبدیل کرده و آن را با قدرت بر سر خانهها و کاشانههای شهر و روستا و مزارع و دامداریها و تاسیسات زیرساخت کشور کوبیدهاند.
با این اوصاف گزافه نیست اگر بگوئیم که این فجایع نتیجه سلطه نظامی است که سرکردگان آن با اصرار بر این ادعا که اسلام پاسخ همه چیز را دارد خود را نسبت به کارشناسان محیط زیست بی نیاز دیدهاند و در همه سالهای گذشته دست شرکا و نزدیکان زمین خوار و غارتگر خود را در تخریب زیست بوم ایران آزاد گذاشتهاند.
نتیجه چهل سال خیانت جمهوری اسلامی به زیست محیط ایران فاجعهای است که خامنهای و ایادی او نمیتوانند به “دشمن” نسبت دهند. صدها هزار بی خانمان، دها کشته، صدها زخمی، صدها هزار کشاورز خسارت دیده، صدها راه و پل و زیر ساختهای نابود شده، صدها بنای تاریخی ویران شده و آسیب دیده و نهایتا پیکر عمیقا زخمی شده ایران و مردمش نتیجه مستقیم سلطه حکومتی است که در “مجلس خبرگان”آن و در میان آیات عظام و غیرعظام آن حتی یک نفر نیست که چیزی از محیط زیست بداند و یا در این چهل ساله صدایی علیه تخریب زیست بوم ایران بلند کرده باشد.
گویانیوز
****************
مقالات دیگر از این نویسنده
- حمله نظامی، خدمت به تروریسم و دشمنی با جنبش دموکراسی خواهی ایران!
- حمله نظامی و چهار سناریو!
- حکومت اسرائیل پاشنه آشیل دموکراسی و مشوق تروریسم!
- راه نجات ملی وگذار به دموکراسی!
- نقدی بر “منشور همبستگی و سازماندهی برای آزادی (مهسا)”
- “برای” رنسانس ایرانی
- “ضد امپریالیسم” در خدمت دیکتاتوری!
- اعتراضات آبانماه چرا سرکوب شد؟
- استراتژی و تاکتیکهای بقاء جمهوری اسلامی
- کشتار ۶۷؛ اگر جای میرحسین بودم!
- درسهایی از جنبش ضد تبعیض آمریکا
- آیا بشر به این فاجعه نیاز داشت؟
- کرونا و زوال عقل در جمهوری اسلامی
- در «تحریم انتخابات» کی باخت و کی برد؟
- گذار؛ موج، نه موج سوار!
- ترور سردار سلیمانی آینده را سیاهتر میکند؛ ناسیونالیسم متوهم در سوگ سردار
- میرحسین و خاتمی؛ دو راهبرد متضاد!
- چرا خامنهای میگوید: مستضعف منم نه فرودستان؟
- همراه با اعتراضات؛ بدون اما و اگر!
- اپوزیسیون؛ مرزهای حمایت و دخالت
- قمار خطرناک ترامپ-خامنهای؛ بازنده و آینده
- گفتگوی خامنهای-آبه؛ «ناموس انقلاب» در برابر صلح
- استراتژی برنده، استراتژی بازنده!
- آیا جنگ محتمل است؟
- دشمن ما همینجاست! اشتباه نکنیم
- ۴۰ سال خیانت به زیست بوم و اینک فاجعه!
- پیام «راهبردی» خامنهای چه بود؟
- آفریقای جنوبی و شیلی؛ پیچ و خم های سیاست در گذار به دموکراسی
- چهار نکته در ملامت چهارصد امضا!
- بازگشت سلطنت نه ممکن و نه مطلوب!
- خروج آمریکا از برجام، کمک به دیکتاتوری سپاه!
- اپوزیسیون فرو پاشیده و فروپاشی رژیم!
- تراژدی کردستان؛ تجزیهگری یا تجزیهطلبی؟
- شعلهسعدی؛ اعتبارزدایی یا اعتبارفزایی؟
- گذاربه دموکراسی باکدام راهبرد؟
- پیامدها و بایدهای پس از خروج آمریکا از برجام
- چشمانداز افول جمهوری اسلامی و مساله مبرم آلترناتیو!
- اتحاد دموکراسی خواهان ضرورت زمان
- دستگیری و قتل فعالان محیط زیست! چه دستی در کار است؟
- آیا انقلاب دیگری در راه است؟
- فرجام اعتراضات چه خواهد بود ؟
- پیامد تسلیمطلبی اصلاحطلبان و شوریدن احمدینژاد!
- رفراندومی که آرزوها را برباد داد!
- طاهر آقا هفتاد سال نماد اشکها و لبخندهای مردم ما
- چرا ظریف از دیپلماسی منطقه ای حذف شده؟
- ولایت فقیه مسئول اصلی کشتار ۶۷
- خروج احتمالی آمریکا از برجام و پیامدهای آن
- کدام چپ در آینده ایران نقش دارد؟
- استراتژی محکوم به شکست آقای خامنهای!
- چرا عزل روحانی ممکن نیست؟
- دگرگونی گفتمان ها در ایران
- “چرا آتش به اختیار”؟
- مرگ سیاسی افراطیگری ولایتمدار
- حاکمیت توان یک کودتای انتخاباتی دیگر را ندارد!
- رویاروئی دو راهبرد جنگ و صلح در انتخابات!
- خوابی که ترامپ برای ایران دیده!
- پیام امروز مردم چه بود؟
- نگرش «انقلابی» مداخله و امنیت ملی ایران
- حضور نظامی روسیه در ایران و نقش مجلس
- چرا خامنهای مطالبات اصیل مردم را “خواست دشمن” مینامد؟
- چرا با وجود رد صلاحیتها، خامنهای نگران واکنش مردم است!؟
- نقش شورای نگهبان، سرقت رای ملت، پیش از انتخابات!
- اقدام تحریکآمیز عربستان، واکنش تندروها، و “نفوذ دشمن!
- سپاه، مخل توسعه و امنیت!
- رویاهای خطرناک خامنه ای و پیامدهای اقتصادی و سیاسی آن
- به یاد میهن پرستِ پاکباخته سرگرد خلبان ضیاء عابدی
- ایران و آمریکا، رمز گذار از تقابل به تعامل!
- چند نکته درباره توافق هسته ای و پیامدهای آن
- بازی خامنهای با مهره قوه قضائيه “مستقل”!
- دستهای پشت پرده تظاهرات پاريس عليه توافق هستهای!
- اتحاد کشورهای عربی با فرانسه عليه استراتژی نوين آمريکا!
- رويارويی راهبردها در مذاکرات هستهای به کجا میانجامد؟
- درباره راهبردهای گذار به دموکراسی
- چرا ايرانيان در تظاهرات ضد آمريکايی شرکت نکردند؟

