امروز ۸ مارس است
امروز ۸ مارس است. روز جهانی زن. سنت چپ در ایران هم این بوده است که ۸ مارس را جشن بگیرند و فرارسیدن این سالگرد را به همه زنان تبریک بگویند. «من هم به سهم خود این وظیفه را انجام می دهم و به همه زنان مبارز، به همه کوشندگان راه برابر حقوقی زن و مرد فرارسیدن این روز را تبریک گفته و برای جنبش زنان آرزوی توفیق دارم.»
اما قلبم از من راضی نیست. چون می بینم که کارم به تکرار ملال آور کلیشه ای خالی شده از هر معنا خلاصه شده است. امروز خواندم که اتحاد جمهوری خواهان نیز به مناسبت ۸ مارس اطلاعیه داده و نوشته «برابری زن و مرد بنیان برابری شهروندان است». چه حرف درستی. اما این هنوز یک جنبش نیست. خون هیچ جنبشی در رگ های این بیانیه جاری نیست. مرد ها را می بینم که مواظبند این تبریک گفتن را فراموش نکنند. در هیچ کجا زیر پوست این روز رودی درغلیان نیست.
اما ۸ مارس در ایران هنوز فوت نشده است. هنوز نفس می کشد. یک دلیل زنده ماندنش نزد ما این نگاه دهشتناکی است که نظام اسلامی به معنای زن دارد. وگرنه بعد از فوت جنبش جهانی کمونیستی و کارگری امیدی نبود که ۸ مارس – که یکی از تولیدات جانبی آن جنبش بود – هم چنان شاداب و سرحال و سرفراز بماند و هر روز جهانگیرتر شود.
اما آیا به راستی تمام قوت و قدرت ۸ مارس بسته به قوت و قدرت جنبش کمونیستی و کارگری بود؟ مگر نه این که کششی بس نیرومند در زیر پوست نوع بشر اور را به سوی برابری خواهی می کشد و جوهره اصلی این برابری خواهی هم هم جفتی و یگانگی زن و مرد است؟ کجای ۸ مارس می لنگید که کم فروغ شد؟
وقتی به نشانه های موزه شناسانه ۸ مارس مراجعه کنی می بینی که آری؛ جنبش برخاسته از ۸ مارس بخشی از جنبش زنان است که در تمام طول قرن بیستم پرچم دفاع از زن را در جای جای جهان برافراشته و خواهان برابر حقوقی بوده است. اما چون نیک بنگری روح زن را در بطن این جنبش خواهی یافت که بس مردانه برآمد کرده است. پوسترهای ۸ مارس در طول قرن بیستم را بنگرید تا دریابید چگونه زن را با ابروانی در هم کشیده و مشتی گره خورده و خشمی در چهره علیه ظلمی که بر او روا می شود به تصویر در آورده است. زن در قرن گذشته با قدرتی زنانه برای برابری حقوقی در میان نبود. تصور از مبارزه در ذهن زن قرن بیستمی تصوری مردانه است؛ فشار، مقابله، اعمال سلطه در مقابل اعمال سلطه با جان این جنبش در هم تنیده شده است. روح ۸ مارس روحی فمینیستی نیست. قدرت زنانه، یا بهتر بگویم سلاح بی بدیل، غریزی، و بس زن در رام کردن مرد سرکش در خدمت زن برای ستاندن حق و همسری با مرد آرایشگر صحنه جدال نیست. زن در قرن بیستم همان الگوها و روش های مردان در پیکار برای اعمال قدرت را به عاریت گرفتند. رشد شعور فمینیستی، همراه با غلبه قدرت نرم بر قدرت سخت در حیات اجتماعی، زن را به منبع قدرت لایزال او، به روح حوایی رازگونه اش، مجهز کرد. زن در قرن بیست و یکم ابزارهای به عاریت گرفته شده از مرد برای اثبات خود را بدور انداخته است. کم فروغی ۸ مارس تنها با درگذشت جنبش جهانی کمونیستی و کارگری مربوط نیست. رشد شناخت زن از منابع اصیل توانمندی خویش، و به ویژه رشد مهارت در به کار بندی این مهارت، جنبش زنان را از دست آویختن به مدل و هنجارهای تنیده شده در جان ۸ مارس بی نیاز کرده است.
کم فروغی ۸ مارس اصلا نشانه فروکش کردن نیاز بشر به غلبه بر روح خبیثِ سلطه و ستم علیه لطافت زن نیست.
امسال، روز ۱۴ فوریه، روز عشاق، که فرارسید، دیدم ذهن هوشمند زن، چگونه با بلند کردن نام عشق، مردان را به سرزنش تباهی پنهان نهفته در روح خود – که گاه و بیگاه زیبایی و قداست عشق را برای لذتی خودخواهانه به نکبت خشونت می آلاید – فرامی خواند و چه قدرتمند.
امسال بار دیگر در استقبال از روز عشاق «خیزش یک میلیاردی» One Billion Risingدر پنج قاره جهان بی اغراق موفق شد صدها میلیون رقصنده در هر کوی و برزن به زیباترین و نافد ترین شکل ممکن علیه خشونت و ستم علیه زن به میدان آورد. صدها و هزارها قطعه ای که از این خیزش پرشکوه و شورانگیز در یوتیوب گذاشته شده فقط پنجره کوچکی به سوی اتفاق بزرگی است که دارد زیر پوست این «جامعه جهانی» رخ می دهد: خیزشی یک میلیاردی. ببین تا جه زاید. این شب آبستن است.
****************
مقالات دیگر از این نویسنده
- ضرورت قبول «طرح دو دولت» از طرف ایران
- پزشکیان و دامنه گفتگو با مخالفان
- انتظار ایران از مذاکرات
- اسرائیل زد. حالا چه کنیم؟
- انتخابات ۸ تیر و اعتلای نقش جبهه اصلاحات
- درباره جبهه اصلاحات ایران
- انتخابات مجلس و مواضع نیروهای سیاسی
- اعتراض به اعدام امری همگانی
- جنگ غزه و نقش محوری آتش بس
- آیا نظام سرمایه داری خوداصلاحگر است؟
- راه گذار به دموکراسی و آزادی مسالمت آمیز است
- سیر اعتراضات در خارج کشور و چالش بزرگ جمهوری خواهان
- تظاهرات روز شنبه و مساله رهبری
- مهسا جان باخت! تا آزادی و دموکراسی چقدر راه باقی است؟
- درباره علل و پیامدهای بازداشت تاجزاده
- چرا در وین توافق می شود؟
- در ضرورت جبهه ملی برای اصلاحات
- انتخابات 1400: فرصت ها و تهدیدها
- زیر پوست انتخابات 2020 در امریکا
- مبارزه علیه تحریم ها: هم استراتژی هم تاکتیک
- جمهوریخواهی نیازمند رهبری واحد است
- «نیروی سوم» در سه سطح
- پنج نشست با دو درک از وضعیت سیاسی
- ظرفیتهای کشور در سطحی است که میتوان دوام آورد
- چهل سالگی انقلاب، بازخوانی انقلاب از چپ
- نقدی بر مقاله «چهار راه اصلاح طلبان»
- معرفی کتاب تازه فراسیس فوکویاما به نام «هویت»
- خروج ترامپ از برجام و پاسخ ما
- اصلاح طلبان و سالِ دشوارِ ۹۷
- رفراندوم آري؟ رفراندوم نه؟
- اعتراض های مردمی: فرصت ها و تهدیدها
- جایگاه نگاه دکتر یزدی از دیروز تا فردا
- عوامل عمده در پیدایش و گسترش تروریسم کداماند؟
- با تروریسم چه باید کرد؟
- بیستمین سالگرد دوم خرداد
- به روحانی رای می دهم؛ برای دوام برجام، برای مهار فقر و بیکاری
- رئیسی؟ احمدینژاد؟ روحانی؟
- رئیسی آمد. حالا چه باید کرد؟
- آشتی ملی معنا ندارد؟
- تاثیر فقدان هاشمی بر مناسبات قدرت
- شاگرد زرنگ انقلاب
- انتخابات ۹۴؛ فراتر از “نه” به تندروها
- علیه داعش چگونه؟
- حاصلِ رفتنِ برجام به مجلس
- توافق هسته ای و مناسبات قدرت
- ابعاد اهمیت تاریخ ساز توافق هسته ای
- انتخاب رئیس خبرگان: هاشمی آری! هاشمی نه!
- انتخابات خوب پشتوانه توافق هسته ای خوب است
- اگر صداقتی در کار باشد
- در آستانهی توافق هستهای؟
- تزهایی در رابطه با تحولات عراق
- سئوال: نظر رهبر به کیست؟
- سنجــش سخنان نــوروزی آقـای خامنه ای
- واکنش ها به امکان ورود خاتمی
- امروز ۸ مارس است
- تاثیرگذاری های آرگو و لینکلن
- در دفاع از پیشنهاد شخصیت های ملی مذهبی
- انتخابات در راه است. چه باید کرد؟
- آقای انبارلویی! حمله به اصلاح طلبان راه حل تحریم و تورم نیست
- در مورد نشست پراگ
- آیا پنجمین همآیش نقطه عطف است؟
- تحول در ساختار قدرت
- ضرورت وداع با ناسیونالیسم خاک و خونی
- گونه شناسی اپوزیسیون ایرانی
- باب روپرت رامزفلد
- پیام به مناسبت سومین سالگرد جنبش سبز
- ده نکته درباره انتخابات مجلس نهم
- تلاطم بازارها و تأثیر تحریم ها: چه باید کرد؟
- آیا تحریم و عدم شرکت متفاوت اند؟
![negahdar-150x150[1]](http://jomhouri.com/jomhouri/wp-content/uploads/2012/10/negahdar-150x1501.jpg)
