حاشیه ای بر پاسخ تاج زاده به نامه مخملباف!
مصطفی تاج زاده یک دولت مرد اصلاح طلب است. شجاع، صمیمی و تخس! تخس و اهل درگیری! و وقتی درگیر می شود، اغلب، دولت مرد بودن را فراموش می کند و از کاربرد “کله” و “کف گرگی” هم ابائی ندارد.
تاجزاده در پاسخ به مخملباف، همه این خصوصیات را به نمایش گذاشته است. او ابتدا تصمیم گرفت برای پوشاندن دست خالیش، از شعار کلاسیک “بهترین دفاع، حمله است” پیروی کرده، دست به زیرگیری بزند و نامه مخملباف را از آخر به اول بخواند.
مخملباف نامه اش را با این هشدار- مهم است! “هشدار” و نه پیشگوئی- به پایان می برد:
“همچنان با حمله خارجی مخالفم، و حمله دولت های خارجی را به قصد کمک به دمکراسی در ایران نمی دانم. اما دیگر باور هم ندارم حکومت ایران اصلاح پذیر باشد. خامنهای آنقدر از ترس یا لجاجت، بر استبداد دینی اصرار می کند که لاجرم با خشونت انقلاب و یا حمله خارجی های منفعت طلب عوض خواهد شد. در این صورت، تحمیل راه حل پر مصیبت حمله خارجی یا خشونت انقلابی بر کشور و ملت، مسئولیت اوست، و مسئولیت اصلاح طلبان بلاتکلیف، نه مردم جان به لب رسیده ایران. ”
و تاج زاده در شروع ضد حمله اش آنرا اینگونه ترجمه و دستکاری می کند:
“اولین اختلاف ما به تحلیل و پیشگویی مطلقا بدبینانه شما برمیگردد که جنگ یا خشونت انقلابی را تقدیر مسلم و اجتنابناپذیر ایران میبینید و همزمان اصلاحات و خاتمی را که میتوانند نقش استثنایی در جلوگیری از وقوع هر دو ایفا کنند، زیر ضرب گرفتهاید.”
مخلمباف هنرمند- آنگونه که به باور تاجزاده هم، وظیفه هنرمند است، بانگ برآورده که آی اصلاح طلبان بلاتکلیف! یک نفر در آن بالا دارد مبرد طناب ها را و یک ملت در این پایین دارد می دهد جان! شما آیا لطفا کمی بیدار می شوید؟ و کشتی گیر تخس ما که جواب روشنی ندارد، هنگام زیرگیری کله می زند که تو “جنگ یا خشونت انقلابی را سرنوشت مسلم و اجتناب ناپذیر ایران” می بینی و “نقطه عزیمت و نیمی از نامه تو با تأکیدت بر «رهاییبخش بودن تهاجم آمریکا به افغانستان» این حس را به خواننده میدهد که هدفی جز تعمیم تجربه مزبور به ایران نداری.”
تاج زاده بعد از فارغ شدن از این زیرگیری و با این حساب که ضربات کله اش به ناکجای مخملباف، هم کارگر افتاده و هم از چشم داور و تماشاچی پنهان مانده، دولت مردانه به وسط تشک باز می گردد و -اگر بخواهیم از جاده انصاف منحرف نشویم – به شیوائی و قدرت و در قامت یک استراتژیست، با این روحیه که از “آقای مخملباف” تا “محسن جان”، هفت شهر عشق را با شتاب و پیروزی طی کرده است، از خیزش جوانان و نتایج آن، از گل “حق اعتراض” که بعد از گل “حق رای” در سرمای دی ماه غنچه کرد، از چشم اندازها، خطرات و امیدها می گوید و خوب می گوید و کم نمی آورد و در اوج خطابه اش به قدیانی نزدیک می شود که در صورت ضرورت از “حق اعتراض” به صورت تحریم انتخابات هم می توان بهره برد.
همه این سخنان خوب و قشنگند، اما جوابگوی علت “ضدحمله با طعم اندکی دستگاری در نظر حریف” نیستند.
تاج زاده از جمله معدود دولت مردانی است که برای این مملکت و جمهوری اسلامی کم مایه نگذاشته اند و اگر فقط کسری از رهبران و مدعیان اصلاح طلبی به اندازه او شجاعت داشتند و اهل مایه گذاشتن بودند، کشور ما اکنون در لبه این پرتگاهی قرار نداشت که دوربین کارگردان پرنبوغ مان بر آن زوم کرده است و هم در اینجاست که تاجزاده کم می آورد. او می داند که مخملباف حق دارد و همراهان ناهمراه، منفعت طلب، فاسد و دزد تاجزاده دیگر اصلاح طلب نیستند و اصلاح طلبکار و استمرار طلبد، پسر رییس فراکسیون، از ژن خوب ابوی می گوید و دختر صفدر، از سهم پدرجان و خانواده، از سفره انقلاب. برادران رئیس جمهور و معاون اولش در مظان اتهامند و جماعتی خاندان سالار و قدرت طلب، در پناه استبداد سیاه، سکاندار جریانات مدعی اصلاح طلبی شده اند و همین جماعت، جنبش سبز را به ثمن بخس فروختند تا با نعلین لیسی، به آب و نانی برسند. تاجزاده همه این ها را بهتر از هر کس می داند و چون می خواهد صورتش را با سیلی سرخ نگه دارد، نظر مخملباف را که چیزی جز نقد رادیکال و هنرمندانه اصلاح طلبان نیست، دستکاری و سعی می کند که از درگیر شدن جدی در این عرصه که درگیری با همراهان ناهمراه را به دنبال دارد، بگریزد.
بر خلاف ادعای تاجزاده، مخملباف خاتمی را به قصد تضعیف دراز نکرده است و اتفاقا هسته مرکزی انتقاد او در گزارش گفتگو با خاتمی نهفته است:
“به خاتمی عرض کردم: “اصلاحات شما،… چنان با دوز ضعیف وارد بدن حاکمیت استبدادی ایران شد، که برای استبداد تبدیل به یک واکسن پیشگیری شد، و بدتر از آن، باعث بقای استبداد شده و دیگر بعید است استبداد ایران از اصلاحات ایران تاثیری بپذیرد…”
نکته مخملباف روشن است: شما با این دوز کم اصلاح طلبی، بیمه گر استبداد شده اید و هرگز نخواهید توانست جامغه را از گردنه تاریخی و تعیین کننده خلع ید از مستبدان عبور بدهید و بهترین گواه آن هم به بن بست رسیدن دولت اصلاح طلب خاتمی و روی کار آمدن دولت احمدی نژاد از دل آن است.
تاجزاده تمام سعی خود را می کند که این نقد آزاردهنده را دور بزند و در یک فرار به جلو، وعده می دهد که در صورت ضرورت، انتخابات معینی را هم، ممکن است تحریم کند! این وعده ها البته خوب و امیدوار کننده اند، اما جواب مخملباف و میلیونها ایرانی دیگر نیست.
سوالات روشنند و پاسخ ها گنگ و کشدار! سوال این است که آقای تاج زاده! وقتی جوانان، هستی برباددادگان و تحقیر شدگان به میدان آمدند، شما به بهانه خشونت پرهیزی، همراهی نکردید. بسیار خوب! کار خوبی کردید، اما چرا خودتان با صف مستقل خودتان و با شعار دفاع از قانون اساسی بیرون نیامدید؟ چرا آقای خاتمی دعوت نکردند، چرا روحانی فراخوان نداد؟ اگر می خواستید و نشد، کدام موانع در مقابلتان قرار داشت؟ راه دور نرویم، دختر خیابان انقلاب کجاست؟ نمی شود شما مصطفی تاج زاده عزیز به اتفاق همسر مبارزتان بالای همان سکو بروید، شما روسری همسر را از سرش بردارید و بر سر خود کنید و با هم، شال سفید آن دختر را پرچم کنید تا میلیون ها زن و مرد آزاده ایرانی شما را باور کنند؟ چرا آقای خاتمی کلامی در دفاع از این دختر بر زبان نمی أورد؟ امیدوارم که سخن فاجعه بار ترس از مراجع قم را به عنوان دلیل أقامه نکنید. شما در کار لغو حجاب اجباری، چهل سال است که گیر کرده اید، می خواهید مردم شما را به عنوان پیشوایان اصلاح طلبی که آنها را به آزادی و برابری می ریانند، باور کنند؟
واقعیت این است که در نتیجه آن زلزله هفت روزه ای که ایران را لرزاند، میز بازی اصلاح طلبان هم، مثل بقیه میز ها، چپه شده است و حالا کارت ها باید دوباره بر بخورند و هم در سر آغاز این دو باره برخوردن است که مثلا و از جمله، مجبور می شوند خرابکاری خاتمی در بیانیه جامعه روحانیون را با سخنرانی ترمیمی جمع کنند که این البته از نتایج سحر است و تکان های جدی در میان اصلاح طلبان هنوز در پیش است! شکافی جدی در میان جریانات اصلاح طلب در حال سر باز کردن است و اگر جناح راست این جریان در مقابل چرخش به چپی که در نتیجه زلزله دیماه، اجتناب ناپذیر شده است، ایستادگی کند، جریان اصلاحات حداقل دو شقه خواهد شد و تاجزاده دولت مرد، با برجسته کردن خطر سوریه شدن، که البته خطری واقعی است، به در مخملباف می زند تا دیوار دیگران بشنود. او هم مرزبندی می کند و هم دعوت و هدفش هم روشن است: او به حفظ وحدت اصلاح طلبان و همزمان چرخش به چپ تا مرز تحریم انتخابات استصوابی امیدوار است. تاجزاده اصولا آدم امیدواری است! برخلاف مخملباف که شاید سخنگوی چهل میلیون صاحب رایی است که یا پیش از اعتدال ناامید شده بودند و یا بعد از رای به اعتدال در ۹۶ ، خود را در شمار “رای باختگان” حس می کنند.
و چه حس بدی است این حس نومیدی بعد از امید! مطصفی جان!
* بخش نظرات این مقاله به درخواست نویسنده غیرفعال است.
نامه مخملباف: www.radiozamaneh.com
پاسخ تاج زاده: www.iran-emrooz.net
****************
مقالات دیگر از این نویسنده
- نکاتی برای درنگ!
- گره ژئوپولیتیک یک انتقال قدرت: خارک و آینده بحران ایران
- ما و دوگانه طلایی رقیب
- ایران در حساسترین روزهای زندگی خود
- آتش نهفته در خاکستر گرم!
- دو مقاله در باره بیانیه جبهه اصلاحات
- نتایج جنگ ۱۲ روزه
- خامنهای، مانعی که باید حذف شود؟
- گونهشناسی محور مقاومت و پروژه اتمی!
- نگاهی به گذشته جمهوریخواهی، در خدمت آینده!
- ریسک به موقع یا خودکشی؟
- نظام در تله تاخیر مرگ پدر خوانده!
- ۲۵ فروردین و بعد از آن!
- بهاره هدایت و جاگیریهای مبهم!
- زن-زندگی-آزادی: فراسوسیال-دموکراسی!
- تاریخ و سیاست!
- افق چندان تیره نیست!
- خامنهای در تله!
- زن، زندگی، آزادی، در آستانه یک سالگی
- رفراندوم یا سفید و سیاه؟
- مادران، جنبش «زن- زندگی- آزادی» و خیز دوم!
- آسمان خاکستری و ابرهای تیره!
- جمهوری و فرصتی تازه!
- مینماید راه!
- رفراندم قانون اساسی، مجلس موسسان!
- مؤسسان و موسوی، هم استراتژی، هم تاکتیک!
- جای خالی میرحسین، جای پر مهندس موسوی!
- ملاحظاتی برای امروز و فردای خیزش زندگی!
- ملاحظاتی برای امروز و فردای خیزش زندگی!
- رهبر انتخابی!
- دورنمای تحقق عدالت اجتماعی در ایران
- میان مسجد و میخانه راهیست!
- زمان نیمه عمر!
- سیسمونیگیت و چند یادآوری
- صعود و سقوط پدر خوانده!
- مسأله همبستگی در ایران
- کلید در دستان شماست!
- فرصتی که از کف میرود!
- انتخابات ۱۴۰۰: چاره ای از سر ناچاری!
- جهان، طالبان و ما!
- انتخابات ۱۴۰۰ نقطه عطف!
- همه مخاطبان خامنهای!
- در بالا چه خبر است؟
- بازهم اجرای بیتنازل قاون اساسی!
- تاجزاده، شب تاریک و بیم موج!
- سعید محمد، رضا پهلوی، تاجزاده و فصلی تازه؟
- چماقسالاری و فرجام آن!
- انتخابات آزاد توافقی، تاسیس مجلس موسسان!
- چالش ایران و آمریکا، شانس های تازه!
- در روزهای سخت تهران: درود بر آمریکا!
- سوگسوانگ!
- جمهوری اجتماعی، توسعه پایدار!
- جهان پساکرونا، ایران و ناسیونالیسم ایرانی!
- چرا ۳۰ فروردین یک نقطه عطف است؟
- نوروز ۹۹، نقطه عطف!
- کرونا و جمهوری اجتماعی!
- دوم اسفند، امپراطور لخت و تابستان داغ!
- زنده باد جمهوری!
- چه خواهد شد؟
- خامنهای، اپوزیسیون و نبرد با زمان!
- موسوی و ارکستر سیاه!
- حتما راهی هست!
- لایه زیرین کوکتل پرانی!
- ساعت صفر یا آشوب؟
- گذار رقابتی، تعادل قوا و نقشه راه!
- گذار مشارکتی، حذفی یا رقابتی؟
- خاتمی، انتخابات و دستمالی مفاهیم
- نامه سرگشاده به مصطفی تاجزاده
- ایران، گروگان توهم نظامی سالاری!
- آقایان خاتمی، موسوی و کروبی! روز مباداتری نداریم!
- همگرایی؛ مبانی، شانس ها و تهدیدها!
- نجات کشور در گروی انتخابات آزاد!
- از مشروطه تا مشروطه!
- بحران سیاست در ایران و چشمانداز آن
- بولسونارو، ارتجاع سرخ و سیاه و بنبست مشروطه!
- اصلاحطلبان و ضرورت انقلاب در اصلاحات!
- نامه کروبی، هوشیاری یک روحانی اصلاحطلب!
- اصلاحپذیری، اصلاحناپذیری یا بنبست اصلاحات؟
- جمهوریخواهی، بیش از همیشه!
- بوی جنگ!
- برای نجات ایران!
- اصلاحطلبان در آزمون فیصلهبخش!
- کمسیون ملی انتخابات و جبهه نجات ملی!
- جبهه نجات ملی، ضرورتی درنگناپذیر!
- رفراندوم و انتخابات آزاد
- کدام راهکار؟
- رفراندم آری، رفراندم نه! مساله این نیست!
- انقلاب بهمن از نمای نزدیک!
- حاشیه ای بر پاسخ تاج زاده به نامه مخملباف!
- دموکرات ها و جنبش خیابانی مردم
- آقای خاتمی! میشنوید؟
- تباهی دین، فساد سیاست، کرختی اخلاق!
- بنبست روحانی، راه سلیمانی ما! راه سلیمانی آنها!
- چپ، همبستگی و ایران
- پات سوم!
- عدالت از دیروز تا فردا!
- به نام «چپ»، به کام «راست»!
- خطر از جای دوری نمیآید!
- تحریم هدفمند؛ کالبد شکافی یک فراخوان!
- آقای روحانی! با کدام برنامه؟
- انتخابات، سیاست و موجی که از راه میرسد!
- تحریم یا ابتذال؟
- به هر ایرانی یک بشکه نفت!
- خامنه ای و تصمیم دشوار!
- اپوزیسیون وآشتی ملی!
- آشتی ملی ۳-۱!
- آقای خاتمی! این آبرو را برای چه می خواهید؟
- نگاهی به رفسنجانی در پرتو نگاه به بهمن «دو بنه»
- نکاتی پیرامون انقلاب و اصقلاب بهمن!
- نکاتی پیرامون نوار آن جلسه سری و دردسر ساز!
- دو ماجرا و سه نتیجه!
- انتخابات خبرگان و بازی دو قطبی!
- به سردار سپاه!
- اسیدپاشی بر چهره سیاست خارجی!
- چالش های اقتصادی و انتخابات
- انتخابات و مجلس بیهوده خبرگان!
- نگاهی به انتخابات اسفند ماه، بایدها و نبایدها!
- روحانی و خامنه ای
- روحانی و پروژه ای که تمام شد!
- ییوند با آزادی (معرفی کتاب)
- جمهوری خواهان و بحران جانشینی
- خامنه ای، از شعار تا واقعیت!
- خاتمی و بحران جانشینی
- نگاهی به بیانیه و مبانی وحدت جمهوریخواهان
- اجرای بی تنازل قانون اساسی
- این برداشت را ایجاد نکنیم که باید خرابی عالمگیر شود تا مهدی موعود ظهور کند
- این برداشت را ایجاد نکنیم که باید خرابی عالمگیر شود تا مهدی موعود ظهور کند
- انتخابات، تداوم بن بست یا فرصتی تازه؟
- باز هم چه کنیم؟
- یادداشتی بر کتاب “یاد مانده ها” اثر دکتر ابراهیم محجوبی
- آقایان! از آن روز بترسید
- رفراندم!
