اصلاحطلبان در آزمون فیصلهبخش!
جغرافیای سیاسی کشور دستخوش تغییرات بزرگی شده است و به نظر میرسد که تغییرات بزرگتری هم در پیش باشد.
خیزش دیماه، زمین لرزهای بود که معادلات سیاسی در بالا را به هم ریخت. در این خیزش برق آسا، جوانان و هستیباختگانی به صحنه آمدند که از تبعیض، تحقیر و فقر به ستوه آمده بودند. آنها نه اصلاحطلب بودند، نه اصولگرا، نه جمهوریخواه، نه مشروطهخواه و نه شاهدوست و مجاهد. آنها «به جان آمده» و «معترض» بودند و آمده بودند که بگویند که : ما انسانیم، ما هم اهل ایرانیم، ما هستیم، ما را ببینید!
گروههای مختلف اپوزیسیون از دیدن این اعتراضات سراسری بر سر شوق آمدند؛ رادیکالها آنرا نشانه حقانیت مواضع خود دانستند و ذوقزدگی خود را از شنیدن برخی شعارها و از همه بیشتر شعار «اصلاحطلب، اصولگرا! دیگه تمومه ماجرا!» پنهان نکردند و برخی از «معتدل»ها هم به صرافت افتادند که از مواضع تا کنونی خود عبور کنند.
در حکومت، هر دو جناح با اکراه و ناباوری پیام را گرفتند. اصلاحطلبانی که از شوک ناشی از ضربه گیج شده بودند، نخستین واکنششان نگرانی و ترس بود. آنها در ابتدا به جانآمدگان را «اغتشاشگر» نامیدند، اما وقتی به هوش آمدند، این اتهام را پس گرفتند و شروع کردند به تحلیل و هضم صاعقه و هر جناحی از آنها به زبانی، اعتراف کردند که کنترل کنشهای سیاسی اعتراضی را از دست دادهاند و اگر این روند ادامه یابد، مردم – با یا بدون رهبری از پیش تعین یافته – به مصاف کل حکومت خواهند رفت وای بسا که ماجرا فقط به سقوط حکومت ختم نشود وکشور هم دستخوش هرج و مرج و فروپاشی و وضعیتی به مراتب بدتر از عراق، سوریه و لیبی بشود. آنها با این برداشت، ضرورت تغییر در آرایش سیاسی را درک و در بخشهای هوشیار تر خود، با صراحت مطرح کردند.
تاثیر خیزش دیماه در میان اقتدارگرایان، ظاهرا اعتماد به نفس بیشتر در نتیجه توفیق در سرکوب و تاکید برضرورت تقویت نیروهای سرکوبگر و ضد شورش بوده است. آنها در اتاقهای فکرشان، از عمق نا رضائی مردم با خبرند و گرچه در تبلیغات، همه تقصیرها را متوجه دولت روحانی میکنند، ولی به دروغ بودن اینگونه تبلیغات واقفند و میدانند که نه خود توانائی حل مسایل جامعه را دارند و نه با فرافکنی ودادن آدرس غلط میتوانند دامن خود را از آتش خشم مردم دور کنند. آنها با این فرض که راه دیگری ندارند توسل به مشت آهنین و مقابله خشونت امیز با اعتراضات مردمی و گروهها و شخصیتهای مرجع را با قاطعیتی بیشتر از گذشته، در دستور کار خود گذاشتند.
خیزش دیماه و تداوم حرکات اعتراضی گسترده نظیر اعتصاب کامیونداران که میتوان آن را نخستین حرکت سراسری پیمانکاران کوچک علیه حکومت دانست، تنها جامعه سیاسی ایران را دستخوش باز اندیشی نکرد. در آمریکا و در کاخ سفید هم این احساس را تقویت نمود که زمان صفر نزدیک شده است و برنامهای که از بدو ورود ترامپ به کاخ ریاست جمهوری، در هم نوائی با بن سلمان و نتانیاهو تدارک دیده میشد، میتواند آغاز شود و پیش از آنکه نیروهای رفرمیست، آزادیخواه وملی بتوانند خود را باز یابند و در معادلات ایران با یا بدون جمهوری اسلامی نقش تعیین کنندهای داشته باشند، کار نمد مالی ج. ا. کلید بخورد.
خروج امریکا از برجام، در شرایطی که معادلات منطقهای، بویژه در عراق و سوریه نیز به زیان حکومت و استراتژی « عمق استراتژیک» سمت گرفتهاند، ضربهای سنگین بر ج.ا. وارد ساخت و تمام رشتههای تا کنونی اقتدار گرایان و به درجا ت کمتری، « استمرار طلبان» را پنبه کرد و برای همه جناحها روشن ساخت که خطر فقط از اعماق جامعه نمیآید و جنگ در دو جبهه عملا آغاز شده است و این بار اقتدارگرایان هم به این نتیجه رسیدند که کارتها باید مجددا بر بخورند و دیگر در مقابل ضرباتی که بر پیکر نحیف اقتصاد ایران فرود خواهد آمد، «مشت آهنین در داخل و گروگانگیری در خارج» جوابگو نیست.
نخستین نشانههای علنی تغییر نگرانیها را میتوان در رفتار خامنهای مشاهده کرد. او در مراسم افطار سنتی خود نه تنها امثال ابطحی، رییس دفتر سابق خاتمی را دعوت میکند، بلکه به دانشجویان هم فرصت میدهد که از او و کل نظام انتقاد کنند و این البته همه داستان نیست. بخش مهمتر چراغ سبز دادنها، در پاسخ او به انتقادات دانشجویان تعبیه شده است. او مسئولیت عملکرد نیروهای مسلح و دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی را تماما بر عهده میگیرد، اما با تاکید بر اینکه مسئولین قوه قضائیه و صدا و سیما منتخب او هستند، خود را منتقد عملکرد این دو عنوان میکند. مفهوم دیگر این فرمول بندی میتواند این پیام به اصلاحطلبان باشد که اگر به ساختار مجموعه نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی و ریاست او بر آنها تعرضی نشود، ریاست و عملکرد صدا و سیما و قوه قضائیه قابل مذاکره خواهد بود. چه این برداشت و شایعاتی که پیرامون برخی دیدارها و مذاکرات وجود دارند، درست باشند و چه نه، یک نکته مسلم است: توپ ازچهار طرف ، از سوی مردم ناراضی، ازسوی ترامپ، از سوی اپوزیسیون و ازسوی اقتدارگرایان به زمین اصلاحطلبان پرتاب شده است و همه منتظرند که آنها و بویژه آقای خاتمی، برنامههای خود را برای دور جدید بازی و عبور از بحران اعلام کنند.
موقعیت اصلاحطلبان در طول حیات حدودا بیست ساله آنها ، شاید هرگز تا به این حد حساس و دشوار نبوده باشد. آنها گزینه چندانی ندارند و ناچارند خود را برای عبور از پل صراط آماده کنند و شاید فقط بخش کوچکی از آنها موفق به عبور شوند و باقی به قعر جهنم پایان حیات سیاسی به مثابه اصلاحطلب سقوط کنند.
فشار و اقدامات ساختارشکن ترامپ، رادیکالیزه شدن حرکات اعتراضی مردم و تشدید تحرکات بر محور آلترناتیو سازی از خارج از یک سو، و سرسختی خامنهای و اقتدارگرایان از سوی دیگر، اصلاحطلبان را در موقعیتی به مراتب دشوارتر از موقعیت جبهه ملی در آستانه حوادث بهمن ۵۷ قرار داده است. آنها اگر بخواهند در جبهه مردم و اصلاحات بمانند، ناچار هستند سقف مطالبات خود را با کف خواستههای مردم مماس کنند و بر اساس پاکتی از خواستهها که حاصل این تماس باشد، رابطه خود را با خامنهای و اقتدار گرایان تنظیم نمایند.
در تعادل قوای امروز کشور، این مطالبات تنها میتوانند در چارچوب «دفاع مشروط» از دولت روحانی از یک سو و ایستادگی قاطع در مقابل خامنهای و مشروط کردن هر گونه همراهی به پذیرش مطالبات مردم از سوی دیگر، نتیجه بخش باشند. به باور من پاکتی که از این تلفیق و آن تماس با مطالبات مردم استخراج میشود، میتواند از عناصر زیر تشکیل بشود:
۱- تعهد خامنهای به عدم دخالت در اموردولت و چینش کابینه و تعهد روحانی به تغییر و ترمیم کابینه با اصلاحطلبان پیگیر و سالم.
۲- تامین نظر شخصیتها و گروههای مرجع و مورد احترام جامعه درگزینش ریاست جدید قوه قضاییه و صدا و سیما و تحقق اصلاحات در آنها.
۳- واگذاری کنترل کامل نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات به دولت.
۴- آزادی تحقیق و تفحص مجلس از نهادهای تحت کنترل خامنهای.
۵- تامین امکان نظارت دیوان محاسبات بر بنگاههای اقتصادی بیت و سپاه، دریافت مالیات از آنها ، حذف کلیه رانتهای اقتصادی و غیر اقتصادی این بنگاهها و توقف فعالیت بنگاههای زیانده.
۶- واگذاری کلیه مبادی ورود و خروج کالا به دولت و تامین امکان تعقیب و مجازات اختلاسگران وهمه کسانی که در قاچاق کلان کالا نقش داشتهاند.
۷- تامین و تضمین آزادی فعالیت احزاب، گروهها، تشکلها و مطبوعات در چارچوب قانون و پایان دادن به فیلترینگ شبکههای اجتماعی.
۸- رفع حصر محصوران و آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی.
۹- تغییر ترکیب فقها و حقوقدانان شورای نگهبان در جهت ورود مراجع و حقوقدانان مستقل و آزاد اندیش به این شورا.
۱۰- آغاز گفتگوهای همه جانبه با ایالات متحده آمریکا و کشورهای منطقه، با هدف حل و فصل کلیه دعاوی فی مابین و عادی سازی روابط
طبیعی است که محتوای این پاکت میتواند تغییر کند و آنچه در اینجا مطرح شد، بیشتر ارائه تصویری است از چارچوب و مبانی یک گفتگوی ثمربخش و روشن است که اگر اصلاحطلبان نتوانند با بسیج مردم و جلب اعتماد آنها، چنین مطالباتی را به کرسی بنشانند، وارد یک بازی دو سر باخت خواهند شد. ایستادن در کنار اقتدار گرایان به بهانه «دفاع ملی» بدون تحقق این مطالبات ، آنها را در مقابل مردم و البته در صف دشمنان ملت قرار خواهد داد و کنار کشیدن و توسل به سیاست صبر و انتظار هم اگر در خدمت فروپاشی کشور قرار نگیرد – که میگیرد – در خدمت آلترناتیوهای مشکوک در خواهد آمد. آقای خاتمی و اصلاحطلبان روزهای سختی در پیش دارند.
****************
مقالات دیگر از این نویسنده
- نکاتی برای درنگ!
- گره ژئوپولیتیک یک انتقال قدرت: خارک و آینده بحران ایران
- ما و دوگانه طلایی رقیب
- ایران در حساسترین روزهای زندگی خود
- آتش نهفته در خاکستر گرم!
- دو مقاله در باره بیانیه جبهه اصلاحات
- نتایج جنگ ۱۲ روزه
- خامنهای، مانعی که باید حذف شود؟
- گونهشناسی محور مقاومت و پروژه اتمی!
- نگاهی به گذشته جمهوریخواهی، در خدمت آینده!
- ریسک به موقع یا خودکشی؟
- نظام در تله تاخیر مرگ پدر خوانده!
- ۲۵ فروردین و بعد از آن!
- بهاره هدایت و جاگیریهای مبهم!
- زن-زندگی-آزادی: فراسوسیال-دموکراسی!
- تاریخ و سیاست!
- افق چندان تیره نیست!
- خامنهای در تله!
- زن، زندگی، آزادی، در آستانه یک سالگی
- رفراندوم یا سفید و سیاه؟
- مادران، جنبش «زن- زندگی- آزادی» و خیز دوم!
- آسمان خاکستری و ابرهای تیره!
- جمهوری و فرصتی تازه!
- مینماید راه!
- رفراندم قانون اساسی، مجلس موسسان!
- مؤسسان و موسوی، هم استراتژی، هم تاکتیک!
- جای خالی میرحسین، جای پر مهندس موسوی!
- ملاحظاتی برای امروز و فردای خیزش زندگی!
- ملاحظاتی برای امروز و فردای خیزش زندگی!
- رهبر انتخابی!
- دورنمای تحقق عدالت اجتماعی در ایران
- میان مسجد و میخانه راهیست!
- زمان نیمه عمر!
- سیسمونیگیت و چند یادآوری
- صعود و سقوط پدر خوانده!
- مسأله همبستگی در ایران
- کلید در دستان شماست!
- فرصتی که از کف میرود!
- انتخابات ۱۴۰۰: چاره ای از سر ناچاری!
- جهان، طالبان و ما!
- انتخابات ۱۴۰۰ نقطه عطف!
- همه مخاطبان خامنهای!
- در بالا چه خبر است؟
- بازهم اجرای بیتنازل قاون اساسی!
- تاجزاده، شب تاریک و بیم موج!
- سعید محمد، رضا پهلوی، تاجزاده و فصلی تازه؟
- چماقسالاری و فرجام آن!
- انتخابات آزاد توافقی، تاسیس مجلس موسسان!
- چالش ایران و آمریکا، شانس های تازه!
- در روزهای سخت تهران: درود بر آمریکا!
- سوگسوانگ!
- جمهوری اجتماعی، توسعه پایدار!
- جهان پساکرونا، ایران و ناسیونالیسم ایرانی!
- چرا ۳۰ فروردین یک نقطه عطف است؟
- نوروز ۹۹، نقطه عطف!
- کرونا و جمهوری اجتماعی!
- دوم اسفند، امپراطور لخت و تابستان داغ!
- زنده باد جمهوری!
- چه خواهد شد؟
- خامنهای، اپوزیسیون و نبرد با زمان!
- موسوی و ارکستر سیاه!
- حتما راهی هست!
- لایه زیرین کوکتل پرانی!
- ساعت صفر یا آشوب؟
- گذار رقابتی، تعادل قوا و نقشه راه!
- گذار مشارکتی، حذفی یا رقابتی؟
- خاتمی، انتخابات و دستمالی مفاهیم
- نامه سرگشاده به مصطفی تاجزاده
- ایران، گروگان توهم نظامی سالاری!
- آقایان خاتمی، موسوی و کروبی! روز مباداتری نداریم!
- همگرایی؛ مبانی، شانس ها و تهدیدها!
- نجات کشور در گروی انتخابات آزاد!
- از مشروطه تا مشروطه!
- بحران سیاست در ایران و چشمانداز آن
- بولسونارو، ارتجاع سرخ و سیاه و بنبست مشروطه!
- اصلاحطلبان و ضرورت انقلاب در اصلاحات!
- نامه کروبی، هوشیاری یک روحانی اصلاحطلب!
- اصلاحپذیری، اصلاحناپذیری یا بنبست اصلاحات؟
- جمهوریخواهی، بیش از همیشه!
- بوی جنگ!
- برای نجات ایران!
- اصلاحطلبان در آزمون فیصلهبخش!
- کمسیون ملی انتخابات و جبهه نجات ملی!
- جبهه نجات ملی، ضرورتی درنگناپذیر!
- رفراندوم و انتخابات آزاد
- کدام راهکار؟
- رفراندم آری، رفراندم نه! مساله این نیست!
- انقلاب بهمن از نمای نزدیک!
- حاشیه ای بر پاسخ تاج زاده به نامه مخملباف!
- دموکرات ها و جنبش خیابانی مردم
- آقای خاتمی! میشنوید؟
- تباهی دین، فساد سیاست، کرختی اخلاق!
- بنبست روحانی، راه سلیمانی ما! راه سلیمانی آنها!
- چپ، همبستگی و ایران
- پات سوم!
- عدالت از دیروز تا فردا!
- به نام «چپ»، به کام «راست»!
- خطر از جای دوری نمیآید!
- تحریم هدفمند؛ کالبد شکافی یک فراخوان!
- آقای روحانی! با کدام برنامه؟
- انتخابات، سیاست و موجی که از راه میرسد!
- تحریم یا ابتذال؟
- به هر ایرانی یک بشکه نفت!
- خامنه ای و تصمیم دشوار!
- اپوزیسیون وآشتی ملی!
- آشتی ملی ۳-۱!
- آقای خاتمی! این آبرو را برای چه می خواهید؟
- نگاهی به رفسنجانی در پرتو نگاه به بهمن «دو بنه»
- نکاتی پیرامون انقلاب و اصقلاب بهمن!
- نکاتی پیرامون نوار آن جلسه سری و دردسر ساز!
- دو ماجرا و سه نتیجه!
- انتخابات خبرگان و بازی دو قطبی!
- به سردار سپاه!
- اسیدپاشی بر چهره سیاست خارجی!
- چالش های اقتصادی و انتخابات
- انتخابات و مجلس بیهوده خبرگان!
- نگاهی به انتخابات اسفند ماه، بایدها و نبایدها!
- روحانی و خامنه ای
- روحانی و پروژه ای که تمام شد!
- ییوند با آزادی (معرفی کتاب)
- جمهوری خواهان و بحران جانشینی
- خامنه ای، از شعار تا واقعیت!
- خاتمی و بحران جانشینی
- نگاهی به بیانیه و مبانی وحدت جمهوریخواهان
- اجرای بی تنازل قانون اساسی
- این برداشت را ایجاد نکنیم که باید خرابی عالمگیر شود تا مهدی موعود ظهور کند
- این برداشت را ایجاد نکنیم که باید خرابی عالمگیر شود تا مهدی موعود ظهور کند
- انتخابات، تداوم بن بست یا فرصتی تازه؟
- باز هم چه کنیم؟
- یادداشتی بر کتاب “یاد مانده ها” اثر دکتر ابراهیم محجوبی
- آقایان! از آن روز بترسید
- رفراندم!

