بازسازی تشکیلاتی جمهوری‌خواهان، بدون مشارکت سنجیده و مدیریت منازعات ممکن نیست

پیشگفتار

پروژه جمهوری‌خواهی به دلیل تناقضات متعدد، از جمله رهبری سنتی (میراثی) و رهبری دموکراتیک، سازمان اعضا و حضور سازمان‌های سنتی موازی، سازمان تبعیدی و فراملی و سازمان سنتی (میراثی)، ساختار میان احزاب سنتی و احزاب اینترنتی و ناتوانی در مدیریت منازعات و مشارکت‌گرایی سنجیده، به شکست منجر شد.

اکنون ما شاهد همکاری پنج بلوک جمهوری‌خواهی و اتخاذ تصمیم برای برگزاری کنفرانس یا کنگره در جهت بازسازی تشکیلاتی جمهوری‌خواهان هستیم.

در بستر آغاز این روند، بررسی مشکلات و تناقضات پروژه جمهوری‌خواهی در رابطه با مشارکت سیاسی و مدیریت منازعه، موضوع این نوشته است.

نتیجه‌گیری‌های تجربی در این مقاله، حاصل تجربیات شخصی فعالیت در حزب سبز و نهادهای مدنی اروپایی و همچنین نهادهای سیاسی و مدنی ایرانی است.

واقعیت این است که نتایج مقایسه راهکارهای عملی در دو عرصه مشارکت سیاسی و مدیریت منازعه در میان احزاب و سازمان‌های مدنی اروپایی و نهادهای سیاسی و مدنی ایرانی، این است که:

الف- در میان نهادهای سیاسی و مدنی ایرانی، استراتژی‌های منفی مشارکت سیاسی نقش برجسته‌ای ایفا می‌کنند.

ب- در مجموع، مدیریت منازعات در میان نهادهای سیاسی و مدنی ایرانی کارکردی ندارد.

مشارکت‌گرایی سنجیده

مشارکت‌گرایی به معنی باز بودن، ابراز وجود، آزادی و استقلال فکری است. مهم‌ترین مسئله مشارکت‌گرایی، درک این موضوع است که مشارکت یک وسیله است، نه هدف.

به عبارت دیگر، مشارکت فرایندی است که تخیل اعضا را آزاد می‌کند و به خلاقیت آن‌ها اختیار می‌دهد؛ بنابراین، شیوه اجرای سیاست را دگرگون می‌کند.

تأکید بر مشارکت، نشان‌دهنده تغییر مفهوم عضو در سازمان‌ها و احزاب مدرن به سمت حقوق، نظارت و کار داوطلبانه است.

موانع مشارکت سیاسی

موانع مشارکت سیاسی از دو منبع کلی سرچشمه می‌گیرند:

منبع اول: موضوعی است و ناشی از طبیعت نظام پیشادموکراسی، محیط پیرامون آن و فرهنگ حاکم بر نخبگان حاکم و غیرحاکم است.

منبع دوم: درونی است و از نگرش‌ها و ارزش‌های متفاوت، رفتار و عملکردها، شیوه‌ها و روش‌ها، ساختار سازمانی و تعارضات و تضادهای ناشی از آن‌ها در درون یک سازمان سرچشمه می‌گیرد.

پارامترهای مشارکت سیاسی

فعالیت جمعی مستلزم مشارکت است. مشارکت یعنی سهیم شدن در تصمیم‌ها، چه در سطح فردی و جمعی و به‌خصوص در سطح رهبری. مشارکت وسیله‌ای است که به کمک آن دموکراسی ساخته می‌شود و نیز معیاری است که بر اساس آن، درجه تکامل دموکراسی سنجیده می‌شود.

عوامل زیر نقش برجسته‌ای در مشارکت سیاسی دارند:

  • اعتماد
  • فرهنگ سیاسی ـ اجتماعی
  • پذیرش قواعد بازی دموکراتیک

استراتژی‌های مشارکت سیاسی در نمودارهای زیر:

چرخه مشارکت سیاسی و مدیریت منازعات

در عملیاتی کردن هر پروژه سیاسی که گرایشات متفاوتی در آن حضور داشته باشند، تضادها و تعارضات امری بدیهی است. امکان موفقیت هر پروژه سیاسی به «مدیریت منازعه» بستگی دارد.

اجزای این چرخه عبارت‌اند از:

  • شناخت منازعات، تضادها و تعارضات
  • پاسخ‌گو بودن در زمان بروز اختلافات
  • کوشش برای ایجاد پل‌های ارتباطی
  • همزیستی با هم، کم‌هزینه‌تر از تخریب یکدیگر است.
  • تلاش برای تأمین وفاق سیاسی
  • جست‌وجو برای یافتن مشترکات حداقلی
  • مصمم بودن برای تصمیم‌گیری
  • در سیاست، عاشق هم نباید باشیم.

مدیریت منازعه با استراتژی «برد–برد»

۱. فرایند گذار از جامعه سنتی و غیردموکراتیک به جامعه مدرن و دموکراتیک، قاعده بازی را از برد–باخت به برد–برد در زندگی سیاسی تبدیل نموده است.

۲. در قاعده بازی سنتی، «سازش و جلب همکاری» جای خود را به «ستیز و منازعه» می‌دهد؛ لذا همیشه سوت پایان بازی، برد–باخت است.

۳. قاعده بازی سنتی کلاً رقابت و مشارکت را برنمی‌تابد و برعکس، بر تابعیت و فرمان‌برداری تأکید می‌کند. در این نگرش، دگراندیشان به‌عنوان دشمن تلقی می‌شوند. از این رو، سیاست به معنای «فن از میان به در کردن دشمنان و رقبا» تلقی می‌شود تا به‌عنوان هنر «جلب همکاری و سازش».

۴. دیالوگ‌ها در قاعده بازی سنتی، در سطح و در چارچوب احساسات باقی می‌مانند و کمتر عقلانی و موضوع‌محور هستند.

۵. برعکس، قاعده بازی در یک نهاد مدنی مدرن، بر اساس جلب همکاری، ائتلاف و دستیابی به اجماع کلی بر سر اهداف و وسایل تحقق آن است و کنشگران این نهادها تلاش می‌کنند «هنجارهای هدایتگر» را ایجاد کنند. نتیجه قاعده برد–باخت، بی‌عملی و بی‌حرکتی جامعه و عدم تغییر آن است و برعکس، با قاعده برد–برد، همبستگی ارگانیک بین اعضای جامعه شکل می‌گیرد و تغییر حاصل می‌شود.

نقش یادگیری اجتماعی در چرخه «مشارکت، مدیریت منازعه»

چگونه می‌توان نگرش‌ها را تغییر داد تا رفتار اشخاص به تعارض نینجامد یا در صورت تعارض، بتوان آن را مدیریت کرد؟

با «سنتز» یادگیری اجتماعی و «مشارکت سیاسی» می‌توان ظرفیت‌سازی سیاسی نمود.

یادگیری اجتماعی می‌تواند هم بر دانش و هم بر ارزش‌های فرد اثرگذار باشد و باعث تغییر رفتار شود. این تغییر رفتار می‌تواند موجب شود که برخوردهای اجتماعی او بدون ایجاد درگیری و تعارض باشد یا در صورت تعارض، قادر به مدیریت منازعه باشد.

ahmad.haschemi@gmx.at

منبع: سایت اخبارروز



****************

مقالات دیگر از این نویسنده

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *