تراژدی روحانی و کمدی پزشکیان با گفتمان اصلاح طلبی سیاست گریز- بوروکراتیک
” کسانی که گذشته خود را به یاد نمی آورند، محکوم به تکرار آن هستند”
جورج سانتایانا، فیلسوف برجسته دانشگاه هاروارد
اصلاحات سیاسی و قدرت استیلایی ولی فقیه
در برنامه ی انتخاباتی محمد خاتمی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری در دوم خرداد، گفتمانی تحت عنوان “اصلاحات” وجود نداشت. عمده تاکید خاتمی و نیروهای حامی او بر سر بازگشت به قانون اساسی و اجرای کامل آن و قانون مداری بود.
انتخابات دوم خرداد ۷۶ تبدیل به برآمد نیروهای اجتماعی جدیدی شد، که سهمی در ساختار قدرت جستجو می کردند و حیات سیاسی و اجتماعی خود را در باز بودن دایره نخبگان خودی می دیدند. تقاضاهای سیاسی این نیروی اجتماعی تحت عنوان اصلاحات به کاندیدای پیروز انتخابات، یعنی محمد خاتمی تحمیل شد.
هسته اصلی این اصلاحات نیز برعکس دوران سازندگی، نه اصلاحات اقتصادی بلکه اصلاحات سیاسی بود.
با ریاست جمهوری محمد خاتمی رویارویی اصلاح طلبان با محافظه کاران بر سراصلاحات سیاسی آغاز شد. اوج این رویارویی در چهار سال اول ریاست جمهوری محمد خاتمی، استیضاح نوری وزیر کشور ومهاجرانی وزیر ارشاد بود.
دستاورد مهم اصلاح طلبان در این دوره رونق کنترل شده مطبوعات منتقد، گسترش اندک نهادهای مدنی و اجازه محدود فعالیت در مشارکت های مدنی در عرصه های مختلف، کاهش گزینش های عقیدتی در دانشگاه ها و سازمان های اداری بود.
در چهار سال دوم علاوه بر قوه مجریه، قوه مقننه نیز با اکثریت مطلق در اختیار اصلاح طلبان بود.
تلاش های اصلاح طلبان در جهت نوسازی دیوان سالاری اداری در ایران و ایجاد ساختارهای تخصصی، تفکیک حوزه های مختلف از سیاست و ایجاد نهاد های مستقل و تخصصی با سلسله مراتب و ساختار های پیچیده تر و کامل تر و منضبط تر ، دستاورد های معینی را به همراه داشت.
تلاش اصلاح طلبان این بود که با استراتژی ” فشار از پایین و چانه زنی در بالا” به اهداف بیشتری دست یابند، اما مقامت ساختار قدرت، مانع هرگونه تغییر و تحول دیگر بود.
با تشکیل “دولت سایه” در بالا به کمک ولی فقیه و سازماندهی نیروهای سرکوب در پایین، راه هرگونه اصلاحاتی سد شد. نهادهای قضایی و امنیتی تحت نفوذ ولی فقیه در ناکامی اصلاح طلبان نقش مهمی را بازی کردند.
تحصن نمایندگان مجلس ششم در هنگامه انتخابات مجلس هفتم در اعتراض به رد صلاحیت بیش از ۴ هزار نفر (نمایندگان مجلس ششم و یا کاندیدای جدید)، نقطه عطفی در رویارویی بخشی از اصلاح طلبان با ولی فقیه بود.
خاتمه تحصن بدون هیچ نتیجه ای و با استعفای عده ای از نمایندگان مجلس ششم، شکست سنگینی برای اصلاح طلبان بود.
عدم صلابت و اراده سیاسی در جهت راه اندازی کارزارهای گسترده مردمی (فشار از پایین)، استفاده به موقع از پتانسیل مبارزاتی نیروهای موجود اصلاح طلبی با وجود زمینه های عینی مناسب در جامعه و همچنین عدم استفاده از تاکتیک تحریم انتخابات مجلس هفتم، بزرگترین خطای سیاسی اصلاح طلبان بود.
در این دوره، شکاف عمیقی در میان اصلاح طلبان سر برداشت. آنها به دو گرو تقسیم شدند:
گروه اول – حفظ قدرت به هر قیمتی و تمکین به ولی فقیه و پذیرش نقش تدارکچی و گروه دوم – حفظ قدرت برای پیشبرد اصلاحات و عدم شرکت در انتخابات فرمایشی مجلس هفتم.
محمد خاتمی در زمره گروه اول بود. او تمکین به برگزاری انتخابات مجلس هفتم کرد و آز آن پس انطور که خود او گفت: تبدیل به تدارکچی شد.
با شکاف در میان اصلاح طلبان و بحران سازی در هر ۹ روز، کشمکش های سیاسی بالا گرفت. در پی آن اصلاح طلبان به استراتژی “آرامش فعال” روی آوردند.
با استراتزی “آرامش فعال” قرار بود که هیجانات و احساسات در سطح جامعه مدیریت شود. استراتزی “آرامش فعال” در عمل به معنی طرد نیروهای میانه غیرحاکم و ائتلاف با طرفداران وضع موجود بود.
آنها همچنان به تقسیم نیروهای سیاسی – اجتماعی به عنوان “خودی” و “غیر خودی” وفادار ماندند و حذف نظارت استصوابی هم در دستور کار اصلاحات مردم سالارانه آنها قرار نگرفت.
ادامه مسیر” تعدیل اقتصادی” و برآمد احمدی نژاد
دولت خاتمی نه تنها خصوصی سازی های تحت پوشش “تعدیل اقتصادی” رفسنجانی را که درواقع حراج دارایی های عمومی و انتقال آن به نهادها و بنیادهای شبه دولتی و یا زیر نفوذ ولی فقیه بود را متوقف نکرد، بلکه بدون توجه به پیامدهای سیاسی آن این مسیر را ادامه داد.
خصوصی سازی های گسترده و تک نرخی کردن ارز در سال ۱۳۸۰ در کنار نرخ بالای بیکاری، فشاربر اقشار فرودست را دو چندان نمود.
با خصوصی سازی های زمان رفسنجانی نطفه های مافیای شبه دولتی “نظامی – مالی” بسته شد و با قصد راضی نگهداشتن این مافیا توسط خاتمی، در بودجه سالانه اعتبارات مالی گسترده ای (رانت ها) به این گروه ها تعلق گرفت و در نتیجه باعث رشد هر چه بیشتر مافیای نظامی- مالی شد و کسب قدرت اقتصادی بیشتر این گروه منجر به توانمندی سیاسی بیشتر آنها شد و کار تا به آنجا کشید که آنها حتی به این سهم مهم نیز راضی نبوده، کشمکش های دولت خاتمی و سپاه پاسداران در رابطه با فرودگاه بین المللی خمینی مثالی بر این ادعا است.
محصول آستراتژی “تعدیل اقتصادی” در دوره رفسنجانی و خاتمی از یکسو منجر به شکل گیری گروه های پرنفوذ در پوشش بنیادها و گروه های نظامی شد و از سوی دیگر باعث گسترش شکاف فقیر و غنی در ایران گشت، که زمینه مناسبی در جهت برآمد پوپولیستی مانند احمدی نژاد بود.
ریاست جمهوری احمدی نژاد
زمینه های مناسب پوپولیسم در جامعه ایران و توانایی های پوپولیستی احمدی نژاد باعث شد، که در آخرین روزها انتخابات ۸۴ به نفع احمدی نژار رقم خورد و دولت سایه هم به طرفداری از احمدی نژاد برخاست. منازعات و کشمکش های داخلی اصلاح طلبان نیز فاکتور مهم دیگر پیروزی احمدی نژاد بود.
در دوره احمدی نژاد فساد سیاسی و اقتصادی نظام مند در جمهوری اسلامی چنان ابعاد بی سابقه ای یافت که حتی نمونه آن را در کشورهای غرق در فساد سیاسی و اقتصادی در آفریقا نیز نمی توان پیدا نمود.
هزینه ۳۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی در دوره چهار ساله اول و باضافه موجودی صندوق دخیره ارزی که خاتمی برای دوران احمی نزاد باقی گذاشت، هنوز هم در پرده ابهام کامل قرار دارد.
استراتژی تحول اقتصادی او با سیاست “باز توزیع حامی پرورانه” در قالب دو طرح “هدفمند سازی یارانه ها” و “مسکن مهر” به اجرا گذاشته شد.
برای کنترل کامل بر تقسیم رانت ها لازم بود، که سازمان برنامه و بودجه، سازمانی را که پس از دریافت پول نفت توسط بانک مرکزی و از طریقه بودجه بندی مسئول تنظیم و تقسیم درآمدهای دولت بود، منحل گردد و با تضیعیف برنامه ریزی دولتی درآمدهای حاصل از نفت (رانت) از طریق رانت جویی، ویژه خواری، رابطه های خویشاوندی، پارتی بازی و از طریق مذاکرات محرمانه میان خودی ها تقسیم گردد.
با استفاده از الگوی خصوصی سازی روسی بود، که جیره خواران و حامیان دولت احمدی نژاد در قالب تعاونی کارکنان، بنگاه های اقتصادی بزرگ را صاحب شدند و سپس آن را تیکه تیکه نموده و به نهادهای اقتصادی قدرتمند دیگر یعنی به مافیای نظامی – مالی و موسسات و بنیادهای متعدد درحیطه نفوذ ولی فقیه به قیمت ارزان واگذار نمودند.
در آستانه انتخابات سال ۱۳۸۸ ولی فقیه و نظریه پردازان دولت سایه سرمست از پیروزی های حاصل و رضایت از ریاست جمهور ی مطیع و فرمانبردار، بر آن شدند که احمدی نژاد را بار دیگر به ریاست جمهوری برسانند.
مشارکت بسیار بالا و تضمین شده، برای مقابله و مواجه با تهدیدات و معضلات داخلی و خارجی ضروری بود، به این دلیل باز شدن اندک فضای سیاسی برای رونق انتخابات در دستور کار قرار گرفت.
باز شدن اندک فضای سیاسی منجر به جنبش انتخاباتی درهفته های اول انتخابات شد. کاندیدای ولی فقیه این بار قادر به ایفای نقش پوزیسیونی نبود، به این دلیل اصلاح طلبان با استفاده از این فرصت طلایی، مبارزات انتخاباتی را گسترش داده و توانستند اقشار متوسط شهری را به خصوص در شهرهای بزرگ بسیج نمایند. اقتدارگرایان و در راس آنها، دولت سایه در مقابل عمل انجام شده ای قرار گرفتند.
پروژه حذف کامل اصلاح طلبان که از مدت ها فبل برنامه ریزی شده بود همراه با تقلب در نتیجه انتخابات و اعلام پیروزی احمدی نژاد در دستورکار دولت سایه قرار گرفت.
واکنش میلیون ها نفر درایران به این پروژه سرکوبگرانه، آغاز جنبش اعتراضی بود که بعدها به عنوان جنبش سبز با شعار “رای من کو” معروف شد. دامنه و عمق این جنبش به خصوص در میان اقشار متوسط چنان عمیق بود، که رفسنجانی را هم به حمایت دو پهلو از آن واداشت.
اصلاح طلبی با گفتمان سیاست گریز- بوروکراتیک و گفتمان سیاست محور- دموکراتیک
از سوی دیگر شکست جنبش سبز، باعث تشتت آرا میان نخبگان اصلاح طلب در امتداد مقولاتی مانند: نوع نگاه به قدرت، جنبش های اجتماعی و جامعه مدنی، حقوق شهروندی شد.
حاصل این تشتت دو خوانش مختلف اصلاح طلبی بود: گفتمان سیاست گریز- بوروکراتیک و گفتمان سیاست محور- دموکراتیک
طرفداران خوانش بورکراتیک کسانی که خواهان کسب و باقی ماندن در قدرت به هر قیمت بودند و از گسترش جنبش های اجتماعی استقبال نمی کردند و کسب حقوق شهروندی در برنامه آنها جایی نداشت. محفل های متعدد متعلق به این گروه راهبردهای متفاوت ازجمله “راهبرد توافق”، “راهبرد صبر و انتظار” ، “راهبرد پذیرش” و “راهبرد کنش محدود و انتظارات محدود” را در پیش گرفتند.
گفتمان اصلاح طلبی سیاست محور- دموکراتیک
در این گفتمان اصلاح طلبانی قرار دارند که به صورت نیمه قانونی در ایران فعالیت می کنند. آنها حاضر به مشارکت سیاسی در رژیم نیستند، زیرا خود را نیروی جایگزین رژیم تلقی می کنند. این گروه سعی در بسیج سیاسی شهروندان ناراضی در ایران دارد. آنها مدام در معرض سرکوب و دستگیری و زندان قرار دارند. به مشروعیت سیاسی این گروه هر روز افزوده می شود. ادامه مبارزه این گروه با رژیم، سرمایه اجتماعی مهمی برای آن و کل اپوزیسیون خواهد بود.
نقش برجسته زنان و مردانی مانند نرگس محمدی برنده جایزه صلح نوبل، نسرین ستوده، زهرا هنورد و میرحسین موسوی مصطفی تاج زاده و ده ها زن و مرد زندانی دیگر در زندان های جمهوری اسلامی اعتبار خاصی به گفتمان اصلاح طلبی سیاست محور- دموکراتیک بخشیده است.
در آستانه انتخابات ۹۲
در آستانه انتخابات ۹۲ اجماعی از ریش سفیدان در میان اصلاح طلبان شکل گرفت. طرفداران راهبردهای مختلف (توافق، صبر و انتظار، سازش و کنش محدود و انتظارات محدود) در این اجماع حضور داشتند. حاصل این اجماع “راهبرد جدیدی تحت عنوان “بهبودخواهی حکومتی” بود.
نتیجه اینکه، ریاست جمهوری حسن روحانی منتسب به اعتدالیون در دور اول و دوم، نتیجه همکاری مجدد ولی فقیه ونظامیان حامی او با اصلاح طلبان طرفدار خوانش بوروکراتیک بود.
در این دوره به دلیل تشدید تضاد میان ولی فقیه و احمدی نژاد و وجود بحران های همه جانبه داخلی و خارجی به خصوص انرژی هسته ای، جمهوری اسلامی در وضعیت بحرانی قرار گرفته بود، به همین دلیل با اطلاع ولی فقیه مذاکرات مخفی در رابطه با مسئله انرژی هسته ای با میانجیگری پادشاه عمان قبل از انتخابات ۹۲ آ آغاز شده بود. علنی شدن این مذاکرات به بعد از انتخابات ۹۲ موکول شد.
از سوی دیگر حسن روحانی که در دولت خاتمی در مقام دبیر شورای امنیت، با سرپرستی تیم مذاکره کننده با اروپائیان بر سر مسئله انرژی هسته ای به توافق رسیده بود، می توانست به عنوان رئیس جمهور نقش ویژه ای در این رابطه ایفا کند. در این رابطه ولی فقیه، رفسنجانی و خاتمی هم نظر بودند، نتیجه اینکه ریاست جمهوری حسن روحانی، نتیجه همکاری ولی فقیه، اعتدالیون و اصلاح طلبان طرفدار خوانش بورکراتیک بود.
دهه نود دوران “تدبیر” پوشالی و خوانش بوروکراتیک اصلاح طلبی
چهارماه بعد از انتخاب حسن روحانی، با توافق ژنو اولین گام در مذاکرات هسته ای برداشته شد. سرانجام در یک ماراتن بیست ماهه، برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) به امضا رسید.
در تمام طول این مدت و در تمام دورانی که دولت روحانی مشغول پذیرایی از شرکت های خارجی، خرید تجهیزات هواپیما و دیگر ادوات صنعتی بود، اصلاح طلبان بوروکرات به انتطار نشسته بودند و هیچ برنامه ای نداشتند. این سیاست گریزی با وجود اینکه، دهمین انتخابات مجلس در پیش بود، مثال زدنی است.
در آستانه انتخابات دهم مجلس زیر فشار و تاثیرات ناشی از جنبش سبز، فضای بسته سیاسی و امنیتی و همچنین رد صلاحیت کاندیدا های اصلاح طلبان، به جزطرفداران خوانش بوروکراتیک اصلاح طلبی و همچنین محمد خاتمی، بخش بزرگی از اصلاح طلبان تصمیم به عدم شرکت در انتخابات را گرفتند.
محمدرضا عارف رئیس شورایعالی سیاستگذاری انتخاباتی اصلاح طلبان دو هفته قبل از انتخابات مجلس تاکید نمود: “اصلاح طلبان همواره اعتقاد عملی شان را به نظام اثبات کرده اند”، لذا آنها “تمام تلاش شان این است مجلسی را که در راس امور است احیا کنند”.
غلبه کامل خوانش بوروکراتیک اصلاح طلبی در تمام دوره روحانی با گرایشی مستمر به سیاست گریزی، از هرگونه برنامه در جهت تحول دموکراتیک در ایران، تخلیه شد.
وعده های انتخاباتی روحانی “امکان حضور بانوان در ورزشگاه ها”، اجرای منشور حقوق شهروندی، “گسترش و تقویت نهادهای مدنی”، توخالی از آب درآمد. کمپین “ما پشیمانیم”، اوج ناامیدی از حسن روحانی و اصلاح طلبان بود.
تعمیق بحران اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، باعث زنجیره ای از اعتراضات اجتماعی و سیاسی در ایران شد، که اوج این اعتراضات، تظاهرات در دی ماه ۱۳۹۶ در اعتراض به گرانی در مشهد و اعتراضات آبان ۹۸ در مخالفت با افزایش قیمت بنزین بود.
کمدی پزشکیانبا گفتمان اصلاح طلبی سیاست گریز- بوروکراتیک
گفته می شود که تاریخ دو بار تکرار می شود، بار اول به عنوان تراژدی، سپس نمایش کمدی (مارکس).
در ایران نیز هم اکنون این گفته مصداق یافته است، بخش نخست آن تراژدی روحانی و بخش دوم آن کمدی پزشکیان است.
نه تنها بازیگران این تکرار تاریخ به جز رفسنجانی که دار فانی را وداع گفته است، ثابت هستند، بلکه مهمترین هدف رئیس جمهور جدید نیز از جانب اصلاح طلبان سیاست گریز- بوروکراتیک، حل مشکل سیاست خارجی یعنی احیای برجام و رفع تحریم عنوان شده است.
رئیس جمهور مسعود پزشکیان نیز پس از مراسم تنفیذ توسط ولی فقیه، در حکمی محمدرضا عارف رئیس شورایعالی سیاستگذاری انتخاباتی اصلاح طلبان در مجلس دهم در دوران روحانی را نیز به سمت معاون اول خود برگزیده است.
اینکه در شرایط قدرت استیلایی ولی فقیه و با حمایت اصلاح طلبان سیاست گریز- بوروکراتیک، کمدی پزشکیان و معاونش آینده ای خواهد داشت، باید به انتظار نشست.
اخبار روز
****************
مقالات دیگر از این نویسنده
- جریانات سیاسی: فاقد چشمانداز آیندهپژوهانه و غلبه نگاه نخبهمحور
- کدهای ژئوپلیتیکی ترامپ: ویرانگری، باجگیری و کاسبی
- پیامدهای دو فاز جنبش اعتراضی دی ماه ۱۴۰۴
- اعتراضات گسترده اقتصادی و قابلیت بسیج دموکراتیک جنبش زن، زندگی، آزادی
- جنبش زن، زندگی، آزادی و نظریه سیاسی
- شخص ولی فقیه، مسئول فروپاشی سیاسی در ایران است
- جنبش «زن، زندگی، آزادی» و دوره «خشکسالی گفتمانهای سیاسی»
- بیانیه جبهه اصلاحات، واکنش”هسته سخت قدرت”
- ضرورت گفتگو در رابطه با «روایت استراتژیک ملی» برای همه ایرانیان
- سه مقاله در باره بیانیه های مختلف سیاسی اخیر
- تصویر امروزین جمهوری خواهان برونمرز
- راهکارهای تامین هژمونی برای برکناری و حذف ولی فقیه
- انقلاب یا مذاکره برای برکناری و حذف ولی فقیه
- چالش های مهار دوجانبه ایران و آمریکا
- استراتژی لبه پرتگاه ولی فقیه و دشمنانش
- خرده گفتمان”اصول گرایی اصلاح طلبانه” ولی فقیه و رئیس جمهور پزشکیان
- تراژدی روحانی و کمدی پزشکیان با گفتمان اصلاح طلبی سیاست گریز- بوروکراتیک
- فراز و فرود جنبش زنان و سیاست جنسیت در ایران
- گذاربه دموکراسی، انقلاب قهر آمیز، براندازی با نیروی بیگانه، کدام سناریو؟
- اکولوژی، چهارمین رکن اندیشه سیاسی در جهان امروز
- “روایت استراتژیک ملی”، حلقه مفقود جمهوریخواهان ایران
- چرا گزینه های استراتژیک “منشور مهسا” راه به بیراهه است؟
- دیاسپورای ایرانی و «ناسیونالیسم از دور»
- بحران هژمونی و منشور مطالبات حداقلی تشکل های مستقل صنفی و مدنی ایران
- بیانیه میرحسین موسوی و امکان سناریوی تعییرات ساختاری تحمیلی
- جنبش انقلابی زن، زندگی، آزادی و ضرورت حیاتی نهاد ائتلافی
- نسل جنبش انقلابی زن، زندگی، آزادی و وضعیت نخبگان سیاسی غیرحاکم
- جنبش انقلابی «زن، زندگی،آزادی»؛ (سه مقاله)
- جنبش انقلابی و سیستم سرکوب ولی فقیه
- جنش اعتراضی سراسری در ایران، گفتگوی سازمان یافته و ائتلافات سیاسی
- امنیت انسانی در حکومت درمانده جمهوری اسلامی
- مدل سیاسی جمهوری خواهی و پراگماتیسم سیاسی
- دموکراسی و اقتدارگرائی در اندیشه پراگماتیستی
- “تحول مضاعف” راهبردی برای “زندگی خوب برای همه ” در ایران
- مدل های آزمایشی در شیلی و درس های آن
- اکولوژیست های ایرانی و “روزنامه دنیای اقتصاد”
- تراژدی تغییرات آب وهوایی، دولت ها و بازیگران بین المللی
- کابینه اصواگرای رئیسی: دولتی درمانده
- دموکراسی سازی آمریکا و شرکاء و معمای دموکراسی در افغانستان
- ولی فقیه در بن بست: مقاومت یا مذاکره
- آرایش سیاسی مطلوب اپوزیسیون: کنگره ملی
- انتخاب استراتژیک ولی فقیه با سمت گیری حکومت اسلامی
- خصوصی سازی کوپنی درجمهوری اسلامی
- تشکل زدائی از کارگران ایران، در جمهوری اسلامی
- ولی فقیه و میدان، شرکای راهبردی پوتین
- شیوه بسیج و مبارزه سیاسی در ایران: گذشته، حال، آینده
- پوپولیسم حکومتی در ایران و چهره پوپولیستی طیفی از اپوزیسون برونمرزی
- تغییرات اقلیمی، پایداری اکولوژیک والگوهای توسعه در ایران
- داغ بی آبی در ایران، نتیجه سوء مدیریت حاکمان
- اصلاح طلبان دوم خردادی: ترس از مرگ، راضی به خودکشی
- سیاست خارجی ” ایران برای اسلام” و کسب هژمون منطقه ای
- سیاست خارجی ورشکسته “نگاه به شرق”
- الگوی توسعه اجماع پکن و اجماع واشنگتن در ایران
- اپوزیسیون و ساخت قدرت در ایران
- حکومت یکدست و پایان چالش های آزادسازی سیاسی از بالا
- جهان پسا کرونا، آیا مدل جایگزینی هم وجود دارد؟- (۱-۳)
- مدیریت بین المللی بحران کرونا
- پارادایم کرونا و نابرابری اجتماعی در گلوبال شمال و جنوب
- تاب آوری جامعه ایران با حکمرانی ولی فقیه در شرایط بحران
- گذار به دموکراسی و برابری جنسیتی
- نتایج انتخابات مجلس و منازعه دو ائتلاف هژمونیک در ایران
- حکمرانی خوب
- اوضاع سیاسی ایران و خاور میانه و نظریه آشوب
- چپ و راست، لیبرال و محافظه کار: گذشته و آینده
- سرکوبگری ولی فقیه پیامد بحران های متراکم و مشروعیت زدایی کامل
- گفتگوی سازمان یافته و هدفمند برای تعریف پروژه مشترک
- صف بندی های نو در اپوزیسیون سکولار
- گذار به دموکراسی در ایران: از ایده تا عمل(بخش ۱-۵)
- پیرامون «شورای مدیریت دوران گذار»
- چشم انداز اصلاحات و گذار دموکراتیک در ایران
- پیرامون سناریوی فروپاشی جمهوری اسلامی
- حزب چپ ایران (فداییان خلق) تولدی دشوار و آینده ای مبهم
- دولت و توسعه
- چشم انداز استراتژیک اصلاحات و گذار دموکراتیک در ایران – بخش پنجم
- چشم انداز استراتژیک اصلاحات و گذار دموکراتیک در ایران – بخش چهارم
- چشم انداز استراتژیک اصلاحات و گذار دموکراتیک در ایران – بخش سوم
- چشم انداز استراتژیک اصلاحات و گذار دموکراتیک در ایران – بخش دوم
- چشم انداز استراتژیک اصلاحات و گذار دموکراتیک در ایران – بخش نخست
- انتخابات ۹۲ و پوپولیسم ایرانی
- بحران دموکراسی و برآمد رژیم های ” اقتدارگرای انتخاباتی”
- سازماندهی و ائتلاف: ضرورت مبرم جمهوری خواهان ایران
- سازمان یابی سیاسی در راه گذار به دموکراسی
- پیرامون گشایش فضای باز سیاسی و مسئله انتخابات
- نقدی بر چشم انداز استراتژیک” اتحاد برای دموکراسی در ایران”
- چپ: گذشته و آینده
- همایش پنجم و مشکلات اتحاد جمهوری خواهان ایران
- کارنامه اتحاد جمهوری خواهان
- اتحاد جمهوری خواهان ایران: تلاشی بی فرجام؟


