اپوزیسیون دموکرات برون‌مرزی: از نماد تا نهاد

پیشگفتار

این نوشته در پی یافتن پاسخ به این سؤال است که:

چرا اپوزیسیون دموکرات برون‌مرزی، با وجود حضور در فضای آزاد سیاسی، سرمایه انسانی، تخصصی و حرفه‌ای در ابعاد مختلف و انگیزه‌های قوی سیاسی، اغلب در ایجاد یا بقای تشکیلات سیاسی پایدار، منسجم و نهادینه‌شده ناموفق و یا دچار تضاد رفتاری است؟

اپوزیسیون دموکرات برون‌مرزی

در شرایط کنونی، در مجموعه اپوزیسیون برون‌مرزی، دو گروه راست افراطی به رهبری رضا پهلوی و مجاهدین را به دلایل مختلفی نمی‌توان در جرگه اپوزیسیون دموکرات قلمداد نمود.

در میان جریانات اپوزیسیون دموکرات برون‌مرزی، طیفی از سازمان‌های چپ، اتنیکی، ملی‌گرا و نهادهای مدنی و مدنی-سیاسی حضور دارند که از نهادمندی سیاسی حداقلی، به معنای ایجاد ساختارهایی که فراتر از فرد یا رویداد دوام بیاورند، برخوردارند.

ناکامی اصلاح‌طلبی از بالا در جمهوری اسلامی باعث فرار و خروج فعالان دانشجویی، مطبوعاتی و اصلاح‌طلبی از ایران شد. از سوی دیگر، سرکوب جنبش‌های اعتراضی، از جمله جنبش سبز و جنبش زن، زندگی، آزادی در چند دهه اخیر، منجر به فرار و خروج کنشگران مدنی و سیاسی گشت.

فقدان آزادی‌های فردی، سلب حق انتخاب سبک زندگی و، در مجموع، فقدان حقوق شهروندی در ۴۷ سال حکومت جمهوری اسلامی، باعث موج وسیعی از مهاجرت تحصیلی، تخصصی، حرفه‌ای و اقتصادی از ایران شد.

پایگاه اجتماعی اپوزیسیون دموکرات برون‌مرزی، جامعه‌ای ناهمگن از این گروه‌های پیش‌گفته است که تضاد در منافع، هویت‌های متفاوت و اهداف و اولویت‌های مختلف دارند.

تردیدی در این نیست که کنشگری مدنی و سیاسی جامعه سیاسی اپوزیسیون دموکرات برون‌مرزی، در چنین جامعه‌ای ناهمگن، کار بسیار دشواری است.

نمادها و اپوزیسیون دموکرات برون‌مرزی

نمادها نمایش‌دهنده فرهنگ، ارزش‌ها و هویت هستند. نمادها زبان بصری و احساسی سیاست هستند. نمادها ابزارهای حسی و نشانه‌های بصری برای انتقال پیام‌های سیاسی هستند. یک پرچم یا یک شعار سیاسی به‌خودی‌خود قدرت فیزیکی ندارد، اما در شرایط حساس می‌تواند هزاران نفر را حول یک جریان سیاسی بسیج کند.

در یک کلام، نمادها ترکیبی از نشان‌ها، نام‌ها، لوگوها یا سمبول‌ها (پرچم‌ها، سرود ملی، نشان‌های حزبی) در جهت تمیز دادن محصول سیاسی جریانات سیاسی مختلف است.

در حوزه نمادها، به دلیل پتانسیل فرهنگی، تاریخی و اجتماعی-سیاسی، جریانات اپوزیسیون دموکرات برون‌مرزی در چارچوب چهار نماد، پادشاهی، جمهوری‌خواهی، چپ و ملی، از هم قابل تفکیک هستند.

جنبش زن، زندگی، آزادی از یک‌سو حاصل جابه‌جایی‌های بزرگ در عرصه‌های فرهنگی-اجتماعی و سیاسی در ایران است و از سوی دیگر، مبارزات پیگیرانه زنان و جوانان نقشی تعیین‌کننده در برآمد این جنبش داشته است. این جنبش اکنون در ایران به یک نماد مبارزاتی جاری تبدیل شده است.

واقعیت این است که در شرایط کنونی، در حوزه نمادها، هر جریانی که از پتانسیل فرهنگی و اجتماعی-سیاسی غنی‌تری برخوردار باشد، دارای سرمایه نمادین بیشتری است. از این رو، سرمایه نمادین هر جریانی از عوامل بسیار مهم و تأثیرگذار در تدارک مشارکت سنجیده، با در نظر گرفتن تکثرگرایی دموکراتیک و ایجاد دیالوگ ملی بر پایه ائتلاف گسترده است.

اکنون در ایران، نماد جنبش زن، زندگی، آزادی، بستر لازم برای «تدارک فرهنگی»، ارائه نظام بدیل، ایجاد دیالوگ ملی بر پایه ائتلاف گسترده را دارا می‌باشد.

در خارج از کشور نیز اپوزیسیون دموکرات برون‌مرزی، بدون در نظر گرفتن این واقعیت، قادر به ایجاد نهادمندی سیاسی و ظرفیت‌سازی پایدار نخواهد بود.

اپوزیسیون دموکرات برون‌مرزی از نماد تا نهاد

مسیر دشوار توسعه‌یافتگی از نماد تا نهاد، اشاره به چالش ساختاری و عمیق در جریان‌های سیاسی اپوزیسیون دموکرات برون‌مرزی دارد.

این مفهوم بیانگر ضرورت گذار احزاب و سازمان‌ها، از حالت جریانات شخصی، کاریزماتیک یا صرفاً نمادین، به سمت سازمان‌های قاعده‌مند، پایدار و نهادینه‌شده است.

جریان‌های سیاسی اپوزیسیون دموکرات برون‌مرزی زمانی می‌توانند از کارآمدی نهادی و ظرفیت‌سازی پایدار برخوردار باشند که از سطح نمادهای سیاسی نوستالژیک گذشته عبور کرده و به نهادهای دموکراتیک، قانون‌مدار و تکثرگرا دگردیسی یابند؛ مسیری که به دلیل رسوبات فرهنگ سیاسی سنتی و موانع ساختاری بسیار دشوار و زمان‌بر است.

با وجود اینکه اکثریت کنشگران سیاسی اپوزیسیون دموکرات برون‌مرزی در کشورهای دموکراتیک زندگی می‌کنند و شاهد فعالیت احزاب و سازمان‌های مدرن هستند، دچار درک متناقضی در رابطه با نهادینگی سیاسی احزاب و سازمان‌ها هستند. درک متناقض در جریان‌های سیاسی اپوزیسیون دموکرات برون‌مرزی از نهادمندی سیاسی، حاصل یک گسست ساختاری و ذهنی است.

درک متناقض از نهادمندی به این معنا است که تشکل‌های سیاسی در جریان‌های اپوزیسیون دموکرات برون‌مرزی، در سطح نظری به ضرورت حیاتی داشتن احزاب و سازمان‌های سیاسی مدرن، پاسخگو و منسجم واقف هستند، اما در سطح عملی، به دلیل رفتارهای ناشی از فرهنگ سیاسی شخص‌محور و رسوب رفتارهای استبدادی، مانع از قالب‌بندی این پتانسیل در یک ظرف نهادی پایدارند.

محورهای اصلی این تناقض ساختاری عبارت‌اند از:

الف- فعالیت تشکل‌های سیاسی در جریان‌های اپوزیسیون دموکرات برون‌مرزی، اغلب متکی بر بسیج‌های واکنشی و پروژه‌محور در رابطه با جنبش‌های اعتراضی در داخل کشور است. با فروکش کردن موج‌های سیاسی، این تشکل‌ها به دلیل نداشتن فرایندهای بوروکراتیک و سازمانی مستقل از اشخاص، به‌سرعت دچار خمودی سیاسی می‌شوند.

ب- فرهنگ سیاسی حاکم در جریان‌های اپوزیسیون دموکرات برون‌مرزی به‌شدت شخص‌محور و یا سلبریتی‌محور است. در چارچوب این فرهنگ سیاسی، افراد ترجیح می‌دهند گرد یک چهره سیاسی جمع شوند تا اینکه به قواعد، اساسنامه‌ها و فرایندهای دموکراتیک یک نهاد پایبند بمانند.

ج- ثبات تشکیلاتی: عدم پایبندی به قواعد و مقررات دموکراسی درون‌حزبی یا سازمانی و مسئولیت‌پذیری حقوقی، منجر به خروج افراد و انشعاب گروهی می‌گردد.

د- توهم تشکیلات در فضای مجازی: از طریق شبکه‌های اجتماعی (اکس، کلاب‌هاوس و اینستاگرام و…) شکلی از نهادمندی فوری و مجازی برپا می‌شود و در کنشگران این تصور شکل می‌گیرد که با راه‌اندازی یک کمپین، هشتگ یا بیانیه، کار تشکیلاتی انجام داده‌اند.

د- حامی‌پروری در مقابل برنامه‌محوری: محور انسجام در تشکیلات‌های اپوزیسیون دموکرات برون‌مرزی، برنامه مدون سیاسی نیست، بلکه عمدتاً بر پایه شبکه‌های حامی‌پروری و نوچه‌پروری استوار است.

ه- در فرم مدرن و در محتوا سنتی: تشکیلات‌های اپوزیسیون دموکرات برون‌مرزی، در ظاهر با داشتن منشور، اساسنامه و هیئت رهبری، کاملاً مدرن و شبیه احزاب اروپایی هستند. اما غالب کارکرد واقعی و عملی در این تشکیلات‌ها، براساس مناسبات پیشامدرن است.

ahmad.haschemi@gmx.at

منبع: سایت اخبار‌روز



****************

مقالات دیگر از این نویسنده

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *