آقای روحانی! با کدام برنامه؟
گفتید که برای اسلام و برای ایران آمدید و خواستید که برای اسلام و برای ایران بیائیم. اسلامی که وجه رحمانی آنرا کسی ندیده، اما وجه شیطانی آن سی و هفت سال بر ایران و ایرانی سیطره دارد و در سیمای تروریسم کور و قتل عام چند هزار زندانی در انتظار آزادی، به دست امثال رئیسی و پورمحمدی (وزیر دادگستری جنابعالی)، داعش، القاعده وطالبان، جهانی شده است. ارزانی آقایان و نیز ارزانی آقای خمینی و فرزند غیورشان که آن فرمان را انشا و امضا کردند و شما هم تا امروز مریدشان بودید و هستید و هرگز لب به اعتراض نگشودید. اما برای ایران که میهن مشترک ٨۰ میلیون ایرانی است، آمده اید که چه بکنید؟ لطفا بگوئید که دقیقا برای ایران چه برنامه ای دارید و چگونه می خواهید آنرا اجرا کنید.
زهرا رهنورد، میرحسن موسوی و مهدی کروبی را به خاطر می آورید؟ خوب می دانید که مقام ریاست جمهوری را تا چه میزان مدیون ایستادگی و شجاعت آنها هستید و پایمردی آنان چه نقشی در جلوگیری از فروپاشی کشور داشته است. اگر تمایل و توانائی آزاد کردنشان را ندارید، بیهوده وعده ندهید. شعار جنبش سبز این بزرگواران که یادتان هست: دروغ ممنوع!
سابقا به درستی از برجام ۲ حرف زده بودید. راستی حالشان چطور است؟ بعد از آن سیلی مقام معظم رهبری، ظاهرا در بخش سوانح بیمارستان بستری بودند، امیدی به بهبود و سلامتشان هست؟
جناب روحانی! آقای خمینی گویا چیزی قریب به این را گفته بودند که هر چه می کشیم از دست این رابطه با آمریکا می کشیم و تاریخ این سی و هفت سال ج.ا نشان داد که این یکی از معدود سخنان درست حضرت ایشان بود و بدبختی این مملکت از آنجائی شروع شد که اصغرزاده، میردامادی و سردار عزیز جعفری و باقی دوستانشان از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتند و امثال بنده هم برایشان کف زدیم و به اتفاق هم “مرگ بر آمریکا “را روی دست ملت ایران گذاشتیم و تا حالا هرچه کشیدیم، از این دشمنی بیهوده با آمریکا و سرشاح شدن با کدخدای جهان بود و هست. لطفا نگوئید که می دانم. کسی که نمی داند، خواجه حافظ شیراز است. بگوئید که اگر برای ایران آمدیم و به شما رای دادیم، با مرگ بر آمریکا و پهن کردن پرچم پر افتخار این کشور زیر پای اراذل و اوباش چکار خواهید کرد. فرصت های طلائی دوران اوباما را که به فرموده و شاید هم از ترس کفن پوشان، سوزاندید. آیا می خواهید چهار سال دیگر هم استخوان لای زخم را نگهدارید و بعد از چهار سال با گفتن اینکه “من می خواستم، اما نگذاشتند!” موجبات ریشخند موکلین تان در نزد افکار عمومی ایران و جهان را فراهم آورید که با گزینش “چاقوی بی تیغه” و “تدارکاتچی” به مقام ریاست جمهوری، خود را سر کار می گذارند؟
تبعیضی که سراسر جامعه ما را فراگرفته، آبروئی برای ملت ایران در نزد جهانیان باقی نگذاشته است. رهبری مادام العمر که بوسیله مجلس منتخب شورای نگهبان منتخب خودش برگزیده می شود، دهن کجی به انتخابات، ملت ایران و تمدن بشری است. زن را نصف مرد حساب کردن، اهل تسنن را داخل آدم به حساب نیاوردن، رابطه آخوند شیعه وملت را شبان- رمگی تعریف کردن، ترک، کرد، عرب، ترکمن و بلوچ را از بدیهی ترین حقوق قومی محروم کردن، همه اینها یک نظام تبعیض را ساخته است که مایه ننگ ایران و ایرانی است. رابطه شما با این همه تبعیض و قانون اساسی ج.ا که پایه حقوقی این نظام را بنا نهاده، چگونه است؟ اکثریت بزرگ ایرانیان صاحب حق رای، اصلا در مورد این قانون نظر نداده اند و به قول امام شما، پدران ما چه حقی داشتند که برای ما قانون وضع کنند. آیا می خواهید در دور دوم ریاست جمهوری هم به نوشتن منشور حقوق شهروندی برای کشوی میز کارتان قناعت کنید و یا به عنوان یک حقوق دان، شهامت طرح ضرورت تغییر قانون اساسی در جهت انطباق با اعلامیه جهانی حقوق بشر را دارید؟ حتی اگر، این را هم به مصلحت نمی بینید، آیا می توانید به مردم تعهد بدهید که پای اجرای بی تنازل همین قانون أساسی، پایان دادن به بازداشت های خود سرانه، اعمال شکنجه، پایمال کردن حق مردم برای تشکل و تظاهرات صلح آمیز و ده ها مورد دیگر که هر روزه از سوی حکومت اسلامی، بر خلاف نص صریح قانون اساسی، صورت می گیرد، ایستاده اید و قادر به ایستادن هم هستید و بهایش را هم خواهید پرداخت؟
حال اقتصاد مملکت اصلا خوب نیست. وضعیت این مریض، بحرانی است. اگر شک دارید از آقای طیب نیا، وزیر اقتصادتان که الحق پزشک حاذقی هستند، بپرسید. شعار بدهید! اشکال ندارد. ما ملتی شعار خواریم. شما ما را اینطور بار آوردید. اما آنقدر تکرار نکنید که خودتان هم باورش کنید که واقعا داریم رشد می کنیم. نفت فروشی بیشتر که رشد اقتصادی نیست. گفتید که تا حرف “خصوصی سازی” به میان می آید، مدیران شرکت های دولتی کهیر می زنند. بسیار خوب! شما برای درمان کهیر آقایانی که به هزار جا وصلند، چکار می کنید؟ مردم می خواهند دقیقا بدانند که شما برای یک خصوصی سازی واقعی که اختصاصی سازی و خصولتی سازی نباشد و ثروت های ملی را به شکم سیری ناپذیر سرداران سرازیر نکند، چه برنامه ای دارید وچکار خواهید کرد.
بدرستی و شجاعانه، فرموده بودید که وقتی، تفنگ، رسانه، دانشگاه، دستگاه امنیت، رسانه و پول در دست یک نهاد جمع شود، این فساد است و اگر اشتباه نکنم خدا را هم شاهد گرفته بودید که این فساد است. بسیار خوب، آقای دکتر روحانی! مرض را به خوبی تشخیص دادید. برای درمانش جز افزودن بیست درصدی بودجه همان نهاد فاسد، چه کردید و حالا که دو باره می خواهید برای ایران بیائید، برای این ام الفساد چه برنامه ای جز تسلیم و رضا و تداوم پروار سازی برادران قاچاقچی با قرارگاهها و اسکله های غیر قانونی شان دارید؟
نفت مال ملت ایران است و هیت حاکمه ای که این ثروت ملی را حیف و میل می کند، غاصب اموال عمومی است. برای باز گرداندن این ثروت به ملت ایران چه برنامه ای دارید؟ آیا می خواهید میدان را به عوامفریبانی که وعده چند برابر کردن یارانه ها را سر داده اند واگذار کنید؟
آقای خامنه ای و اهل بیت شان، ثروت هایئ نجومی متعلق به ملت ایران را که حتما بیش از چند صد میلیارد دلار است، تصرف عدوانی کرده اند و به هیچ بنی بشری پاسخگو نیستند. اگر برای ایران آمدید و برای ایران آمدیم، با این فتنه بزرگ چه خواهید کرد؟ آیا حاضرید حداقل برای کشاندن ثروت های بیت زیر کلید ثروت های ملی و سیستم مالیاتی متعارف ، قدمی بردارید؟
آقای روحانی! شما حقوق خوانده اید، اما پیش از آنکه حقوقدان باشید، ” منبری” هستید و به همین خاطر رگ خواب مردم دستتان هست و نیاز به یادآوری ندارید که مردم از شعار و وعده های پوچ و بدون پشتوانه خسته شده اند. خالی بندی را برای آن معجزه هزاره سوم و رفقایش بگذارید. قالی باف و رئیسی در این عرصه طوفان به پا خواهند کرد. شما بگویید که درمورد مسایل کلیدی کشور، که اهمشان اشاره کردم، چه اقدامات مشخصی را در دستور کار و برنامه خود قرار می دهید و چگونه آنها را به اجرا در می آورید.
تردیدی نیست که روشنفکران ایران که دوران سیاه احمدی نژاد را تجربه کرده است، تلاش خود را خواهد کرد که آن دوران با تصرف مجدد قوه مجریه بدست اقتدارگرایانی که رئیسی و قالی باف را پیش انداخنه اند، تگرار نشود و اگر چاره دیگری نبینند، به شما رای خواهند داد. اما فرق است بین رای ایجابی که از حب علی داده می شود و رای سلبی ناشی از بغض معاویه!
****************
مقالات دیگر از این نویسنده
- نکاتی برای درنگ!
- گره ژئوپولیتیک یک انتقال قدرت: خارک و آینده بحران ایران
- ما و دوگانه طلایی رقیب
- ایران در حساسترین روزهای زندگی خود
- آتش نهفته در خاکستر گرم!
- دو مقاله در باره بیانیه جبهه اصلاحات
- نتایج جنگ ۱۲ روزه
- خامنهای، مانعی که باید حذف شود؟
- گونهشناسی محور مقاومت و پروژه اتمی!
- نگاهی به گذشته جمهوریخواهی، در خدمت آینده!
- ریسک به موقع یا خودکشی؟
- نظام در تله تاخیر مرگ پدر خوانده!
- ۲۵ فروردین و بعد از آن!
- بهاره هدایت و جاگیریهای مبهم!
- زن-زندگی-آزادی: فراسوسیال-دموکراسی!
- تاریخ و سیاست!
- افق چندان تیره نیست!
- خامنهای در تله!
- زن، زندگی، آزادی، در آستانه یک سالگی
- رفراندوم یا سفید و سیاه؟
- مادران، جنبش «زن- زندگی- آزادی» و خیز دوم!
- آسمان خاکستری و ابرهای تیره!
- جمهوری و فرصتی تازه!
- مینماید راه!
- رفراندم قانون اساسی، مجلس موسسان!
- مؤسسان و موسوی، هم استراتژی، هم تاکتیک!
- جای خالی میرحسین، جای پر مهندس موسوی!
- ملاحظاتی برای امروز و فردای خیزش زندگی!
- ملاحظاتی برای امروز و فردای خیزش زندگی!
- رهبر انتخابی!
- دورنمای تحقق عدالت اجتماعی در ایران
- میان مسجد و میخانه راهیست!
- زمان نیمه عمر!
- سیسمونیگیت و چند یادآوری
- صعود و سقوط پدر خوانده!
- مسأله همبستگی در ایران
- کلید در دستان شماست!
- فرصتی که از کف میرود!
- انتخابات ۱۴۰۰: چاره ای از سر ناچاری!
- جهان، طالبان و ما!
- انتخابات ۱۴۰۰ نقطه عطف!
- همه مخاطبان خامنهای!
- در بالا چه خبر است؟
- بازهم اجرای بیتنازل قاون اساسی!
- تاجزاده، شب تاریک و بیم موج!
- سعید محمد، رضا پهلوی، تاجزاده و فصلی تازه؟
- چماقسالاری و فرجام آن!
- انتخابات آزاد توافقی، تاسیس مجلس موسسان!
- چالش ایران و آمریکا، شانس های تازه!
- در روزهای سخت تهران: درود بر آمریکا!
- سوگسوانگ!
- جمهوری اجتماعی، توسعه پایدار!
- جهان پساکرونا، ایران و ناسیونالیسم ایرانی!
- چرا ۳۰ فروردین یک نقطه عطف است؟
- نوروز ۹۹، نقطه عطف!
- کرونا و جمهوری اجتماعی!
- دوم اسفند، امپراطور لخت و تابستان داغ!
- زنده باد جمهوری!
- چه خواهد شد؟
- خامنهای، اپوزیسیون و نبرد با زمان!
- موسوی و ارکستر سیاه!
- حتما راهی هست!
- لایه زیرین کوکتل پرانی!
- ساعت صفر یا آشوب؟
- گذار رقابتی، تعادل قوا و نقشه راه!
- گذار مشارکتی، حذفی یا رقابتی؟
- خاتمی، انتخابات و دستمالی مفاهیم
- نامه سرگشاده به مصطفی تاجزاده
- ایران، گروگان توهم نظامی سالاری!
- آقایان خاتمی، موسوی و کروبی! روز مباداتری نداریم!
- همگرایی؛ مبانی، شانس ها و تهدیدها!
- نجات کشور در گروی انتخابات آزاد!
- از مشروطه تا مشروطه!
- بحران سیاست در ایران و چشمانداز آن
- بولسونارو، ارتجاع سرخ و سیاه و بنبست مشروطه!
- اصلاحطلبان و ضرورت انقلاب در اصلاحات!
- نامه کروبی، هوشیاری یک روحانی اصلاحطلب!
- اصلاحپذیری، اصلاحناپذیری یا بنبست اصلاحات؟
- جمهوریخواهی، بیش از همیشه!
- بوی جنگ!
- برای نجات ایران!
- اصلاحطلبان در آزمون فیصلهبخش!
- کمسیون ملی انتخابات و جبهه نجات ملی!
- جبهه نجات ملی، ضرورتی درنگناپذیر!
- رفراندوم و انتخابات آزاد
- کدام راهکار؟
- رفراندم آری، رفراندم نه! مساله این نیست!
- انقلاب بهمن از نمای نزدیک!
- حاشیه ای بر پاسخ تاج زاده به نامه مخملباف!
- دموکرات ها و جنبش خیابانی مردم
- آقای خاتمی! میشنوید؟
- تباهی دین، فساد سیاست، کرختی اخلاق!
- بنبست روحانی، راه سلیمانی ما! راه سلیمانی آنها!
- چپ، همبستگی و ایران
- پات سوم!
- عدالت از دیروز تا فردا!
- به نام «چپ»، به کام «راست»!
- خطر از جای دوری نمیآید!
- تحریم هدفمند؛ کالبد شکافی یک فراخوان!
- آقای روحانی! با کدام برنامه؟
- انتخابات، سیاست و موجی که از راه میرسد!
- تحریم یا ابتذال؟
- به هر ایرانی یک بشکه نفت!
- خامنه ای و تصمیم دشوار!
- اپوزیسیون وآشتی ملی!
- آشتی ملی ۳-۱!
- آقای خاتمی! این آبرو را برای چه می خواهید؟
- نگاهی به رفسنجانی در پرتو نگاه به بهمن «دو بنه»
- نکاتی پیرامون انقلاب و اصقلاب بهمن!
- نکاتی پیرامون نوار آن جلسه سری و دردسر ساز!
- دو ماجرا و سه نتیجه!
- انتخابات خبرگان و بازی دو قطبی!
- به سردار سپاه!
- اسیدپاشی بر چهره سیاست خارجی!
- چالش های اقتصادی و انتخابات
- انتخابات و مجلس بیهوده خبرگان!
- نگاهی به انتخابات اسفند ماه، بایدها و نبایدها!
- روحانی و خامنه ای
- روحانی و پروژه ای که تمام شد!
- ییوند با آزادی (معرفی کتاب)
- جمهوری خواهان و بحران جانشینی
- خامنه ای، از شعار تا واقعیت!
- خاتمی و بحران جانشینی
- نگاهی به بیانیه و مبانی وحدت جمهوریخواهان
- اجرای بی تنازل قانون اساسی
- این برداشت را ایجاد نکنیم که باید خرابی عالمگیر شود تا مهدی موعود ظهور کند
- این برداشت را ایجاد نکنیم که باید خرابی عالمگیر شود تا مهدی موعود ظهور کند
- انتخابات، تداوم بن بست یا فرصتی تازه؟
- باز هم چه کنیم؟
- یادداشتی بر کتاب “یاد مانده ها” اثر دکتر ابراهیم محجوبی
- آقایان! از آن روز بترسید
- رفراندم!

