خامنه ای و تصمیم دشوار!
جریانی که در ماه های اخیر از سوی اقتدارگرایان تحت عنوان “جبهه مردمی” سرهم بندی شده، نشست سه هزار نفره ای را که با بوق و کرنا آغاز کرده بود، بدون نتیجه به پایان برد و در پی جنجالی که هم می توانست نشانی از درماندگی اقتدارگرایان و هم پرده ای از یک نمایش بزرگتر باشد، ابراهیم رئیسی را میان کاندیدای برتر و مردی که کاندید نبود و تمایلی هم به کاندیداتوری ندارد، رها کرد تا خامنه ای دست های بعدی بازی را به تنهائی و راحت تر مدیریت کند.
تصمیم به در افتادن با موسوی در سال ٨٨، تصمیم بزرگ اما راحت و روشنی بود. خامنه ای در هشت سالی که موسوی رئیس دولت و او رئیس جمهور بود، از دست این قوم و خویش یکدنده، چپ و ارتدکسش که حتی هزینه یک سفر خارجی راهم از او مضایقه می کرد ، خون دل بسیار خورده بود و تصورش هم برایش آسان نبود که او را دو باره در راس قوه مجریه و در کاخ ریاست جمهوری ببیند. اگر خامنه ای در مرحله تعیین صلاحیت وارد کارزار نهائی نشد، این می توانست به دلیل ترس از بهای سنگین حذف “نحست وزیر محبوب امام و دوران دفاع مقدس” و امیدش به شکست موسوی در انتخابات باشد. ولی وقتی مطمئن شد که انتخابات را باخته و موسوی در یک قدمی کاخ ریاست جمهوری ایستاده است، همه توانش را به کار گرفت تا جلوی این کار را، به هر قیمت بگیرد و گرفت.
امروز اما، خامنه ای در شرایطی متفاوت، در مقابل تصمیمی قرار دارد که شاید به بزرگی تصمیم ٨٨ نباشد، اما بی تردید تصمیمی به مراتب دشوارتر است. اگر کارها به امان خدا رها شود، روحانی، بدون حمایت خامنه ای و در نقش “شهید زنده” ای که “آنها” چهار سال چوب لای چرخش گذاشتند، بدون دشواری، برای بار دوم به ریاست جمهوری برگزیده خواهد شد و چون این بار نه به او چندان بدهکار است و نه نیازمند به تائید صلاحیت برای دور بعدی، نظر به اوضاع خطیر کشور، منطقه و جهان، فشار سنگینی را روی بیت وحواریون متمرکز خواهد کرد و این خطر برای خامنه ای جدی خواهد بود که بساط “اقتصاد مقاومتی” و رویای حاکمیت یگانه و مطلقه به لرزه در آید و اگر درهمین دور، امر گزینش رهبر جدید هم در دستور قرار بگیرد، کار بر سرداران و حواریون سخت بشود.
خامنه ای اینها را نمی خواهد و در نتیجه خود را بار دیگر ملزم به مداخله تعیین کننده می بیند. او بنا به تجربه و شناخت شدت پاشیدگی اردوی اقتدارگرایان، از این کنگره بزرگ جبهه مردمی انتظاری نداشت جز آنکه از یک طرف تشتت خود و نیاز به دخالت “مقام معظم رهبری” را نشان بدهند و از سوی دیگر برای عزیز کرده جدید خامنه ای، که ظاهرا اصلا در لیست کاندیدا ها نبود، سه چراغ سفید را روشن کنند و ادامه بازی را به رهبر معظم واگذار نمایند و درست در این نقطه است که خامنه ای باید آن تصمیم سخت را بگیرد: روحانی یا رئیسی؟ مساله این است!
رئیسی می داند که، به رغم حمایت سرداران، هنوز بدون “آقا” عددی نیست و در نتیجه بازی شناخته شده “با پا پس زدن و با دست پیش کشیدن” را شروع کرده است. او فرمان پیشین “آقا” و نشستن در مقام تولیت آستان قدس را مانع حضور خود اعلام می کند تا مفهوم مخالفش را الغا کند. می آیم:
۱- اگر “آقا” امر بفرمایند
۲- اگر بقیه بیعت کنند
٣- اگر پیروزی تضمین شده باشد.
رئیسی، کاندید محتمل سپاه، امنیتی ها و خامنه ای برای رهبری است و روشن است که طبیعی ترین راه رسیدن به بیت، کسب مشروعیت در انتخابات ریاست جمهوری است و انتخابات پیش رو، در صورت حضور رئیسی، بخشی از نبرد بر سر رهبری آینده هم خواهد بود. در نتیجه، خامنه ای و سرداران و حواریونش بر سر رئیسی ریسک نخواهند کرد و اگر رئیسی را بیاورند، او را برنده می خواهند و او را برنده خواهند کرد. پیشبرد این سناریو اما، چندان آسان نیست و دوئل یک رئیس جمهور بر سر کار و برخوردار از حمایت بدنه کارشناسی کشور، با یک عضو “کمسیون مرگ” که از جمله پیش درآمد نبرد بزرگ بر سر رهبری نیز خواهد بود، فصل بسیار داغی را در حیات ج. ا. رغم خواهد زد. روشنفکران و مردم ناراضی، سیبلی بهتر از کسی که “قائم مقام وقت رهبر و بنیانگزار نظام”، او را “جنایتکار” نامید، پیدا نخواهند کرد و گرچه ممکن است اقتدارگرایان با مستضعف نوازی، رای بخشی از لایه های تحتانی جامعه را جذب کنند، اما برای “انتخاباندن” رئیسی باید بهای نفرت الیت جامعه، روشنفکران و طبقه متوسط فرهنگی را بر خشم و نفرت تلمبار شده از ٨٨ بیفزایند و به جان بخرند و این بهای سنگینی است.
برای خامنه ای در این دور بازی، بردی وجود ندارد. آیا او به روحانی و شر کمتر رضایت خواهد داد و یا جنون قدرت و فشار سرداران، ته مانده بینائیش را هم خواهد بلعید تا دار و ندارش را به قمار بگذارد؟
این تصمیم- هرچند دشوار- اگر تا کنون گرفته نشده باشد، بی تردید در هفته های آینده به ناگریز گرفته خواهد شد.
****************
مقالات دیگر از این نویسنده
- نکاتی برای درنگ!
- گره ژئوپولیتیک یک انتقال قدرت: خارک و آینده بحران ایران
- ما و دوگانه طلایی رقیب
- ایران در حساسترین روزهای زندگی خود
- آتش نهفته در خاکستر گرم!
- دو مقاله در باره بیانیه جبهه اصلاحات
- نتایج جنگ ۱۲ روزه
- خامنهای، مانعی که باید حذف شود؟
- گونهشناسی محور مقاومت و پروژه اتمی!
- نگاهی به گذشته جمهوریخواهی، در خدمت آینده!
- ریسک به موقع یا خودکشی؟
- نظام در تله تاخیر مرگ پدر خوانده!
- ۲۵ فروردین و بعد از آن!
- بهاره هدایت و جاگیریهای مبهم!
- زن-زندگی-آزادی: فراسوسیال-دموکراسی!
- تاریخ و سیاست!
- افق چندان تیره نیست!
- خامنهای در تله!
- زن، زندگی، آزادی، در آستانه یک سالگی
- رفراندوم یا سفید و سیاه؟
- مادران، جنبش «زن- زندگی- آزادی» و خیز دوم!
- آسمان خاکستری و ابرهای تیره!
- جمهوری و فرصتی تازه!
- مینماید راه!
- رفراندم قانون اساسی، مجلس موسسان!
- مؤسسان و موسوی، هم استراتژی، هم تاکتیک!
- جای خالی میرحسین، جای پر مهندس موسوی!
- ملاحظاتی برای امروز و فردای خیزش زندگی!
- ملاحظاتی برای امروز و فردای خیزش زندگی!
- رهبر انتخابی!
- دورنمای تحقق عدالت اجتماعی در ایران
- میان مسجد و میخانه راهیست!
- زمان نیمه عمر!
- سیسمونیگیت و چند یادآوری
- صعود و سقوط پدر خوانده!
- مسأله همبستگی در ایران
- کلید در دستان شماست!
- فرصتی که از کف میرود!
- انتخابات ۱۴۰۰: چاره ای از سر ناچاری!
- جهان، طالبان و ما!
- انتخابات ۱۴۰۰ نقطه عطف!
- همه مخاطبان خامنهای!
- در بالا چه خبر است؟
- بازهم اجرای بیتنازل قاون اساسی!
- تاجزاده، شب تاریک و بیم موج!
- سعید محمد، رضا پهلوی، تاجزاده و فصلی تازه؟
- چماقسالاری و فرجام آن!
- انتخابات آزاد توافقی، تاسیس مجلس موسسان!
- چالش ایران و آمریکا، شانس های تازه!
- در روزهای سخت تهران: درود بر آمریکا!
- سوگسوانگ!
- جمهوری اجتماعی، توسعه پایدار!
- جهان پساکرونا، ایران و ناسیونالیسم ایرانی!
- چرا ۳۰ فروردین یک نقطه عطف است؟
- نوروز ۹۹، نقطه عطف!
- کرونا و جمهوری اجتماعی!
- دوم اسفند، امپراطور لخت و تابستان داغ!
- زنده باد جمهوری!
- چه خواهد شد؟
- خامنهای، اپوزیسیون و نبرد با زمان!
- موسوی و ارکستر سیاه!
- حتما راهی هست!
- لایه زیرین کوکتل پرانی!
- ساعت صفر یا آشوب؟
- گذار رقابتی، تعادل قوا و نقشه راه!
- گذار مشارکتی، حذفی یا رقابتی؟
- خاتمی، انتخابات و دستمالی مفاهیم
- نامه سرگشاده به مصطفی تاجزاده
- ایران، گروگان توهم نظامی سالاری!
- آقایان خاتمی، موسوی و کروبی! روز مباداتری نداریم!
- همگرایی؛ مبانی، شانس ها و تهدیدها!
- نجات کشور در گروی انتخابات آزاد!
- از مشروطه تا مشروطه!
- بحران سیاست در ایران و چشمانداز آن
- بولسونارو، ارتجاع سرخ و سیاه و بنبست مشروطه!
- اصلاحطلبان و ضرورت انقلاب در اصلاحات!
- نامه کروبی، هوشیاری یک روحانی اصلاحطلب!
- اصلاحپذیری، اصلاحناپذیری یا بنبست اصلاحات؟
- جمهوریخواهی، بیش از همیشه!
- بوی جنگ!
- برای نجات ایران!
- اصلاحطلبان در آزمون فیصلهبخش!
- کمسیون ملی انتخابات و جبهه نجات ملی!
- جبهه نجات ملی، ضرورتی درنگناپذیر!
- رفراندوم و انتخابات آزاد
- کدام راهکار؟
- رفراندم آری، رفراندم نه! مساله این نیست!
- انقلاب بهمن از نمای نزدیک!
- حاشیه ای بر پاسخ تاج زاده به نامه مخملباف!
- دموکرات ها و جنبش خیابانی مردم
- آقای خاتمی! میشنوید؟
- تباهی دین، فساد سیاست، کرختی اخلاق!
- بنبست روحانی، راه سلیمانی ما! راه سلیمانی آنها!
- چپ، همبستگی و ایران
- پات سوم!
- عدالت از دیروز تا فردا!
- به نام «چپ»، به کام «راست»!
- خطر از جای دوری نمیآید!
- تحریم هدفمند؛ کالبد شکافی یک فراخوان!
- آقای روحانی! با کدام برنامه؟
- انتخابات، سیاست و موجی که از راه میرسد!
- تحریم یا ابتذال؟
- به هر ایرانی یک بشکه نفت!
- خامنه ای و تصمیم دشوار!
- اپوزیسیون وآشتی ملی!
- آشتی ملی ۳-۱!
- آقای خاتمی! این آبرو را برای چه می خواهید؟
- نگاهی به رفسنجانی در پرتو نگاه به بهمن «دو بنه»
- نکاتی پیرامون انقلاب و اصقلاب بهمن!
- نکاتی پیرامون نوار آن جلسه سری و دردسر ساز!
- دو ماجرا و سه نتیجه!
- انتخابات خبرگان و بازی دو قطبی!
- به سردار سپاه!
- اسیدپاشی بر چهره سیاست خارجی!
- چالش های اقتصادی و انتخابات
- انتخابات و مجلس بیهوده خبرگان!
- نگاهی به انتخابات اسفند ماه، بایدها و نبایدها!
- روحانی و خامنه ای
- روحانی و پروژه ای که تمام شد!
- ییوند با آزادی (معرفی کتاب)
- جمهوری خواهان و بحران جانشینی
- خامنه ای، از شعار تا واقعیت!
- خاتمی و بحران جانشینی
- نگاهی به بیانیه و مبانی وحدت جمهوریخواهان
- اجرای بی تنازل قانون اساسی
- این برداشت را ایجاد نکنیم که باید خرابی عالمگیر شود تا مهدی موعود ظهور کند
- این برداشت را ایجاد نکنیم که باید خرابی عالمگیر شود تا مهدی موعود ظهور کند
- انتخابات، تداوم بن بست یا فرصتی تازه؟
- باز هم چه کنیم؟
- یادداشتی بر کتاب “یاد مانده ها” اثر دکتر ابراهیم محجوبی
- آقایان! از آن روز بترسید
- رفراندم!